دلبستگی پیر بلخ (مولوی ۶۰۴ تا ۶۷۳ هجری ) به فرهنگ عبری و کیش اسرائیل

بالای ۲۶ سال است که پیگیری در شناخت بیشتر اندیشه های کهکشانی مولوی را ادامه میدهم و هر چه بیشتر می آموزم  , شگفت زده تر میشوم :

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هر کس که نه عاشق است , رد خواهد بود

این فرهیخته ی بی مانند , برای ادامه ی آموزشهای پیگیرش , ۷ سال بشام (دمشق امروز) رفت (در ۸۰۰ سال پیش) و تا توانست آموخت و بر دانستنیهایش افزود و با دانشمندان کیش یهود در آمد و رفت بود  , وی دلبستگی و وابستگی ویژه ای به آموزش تورات ورجاوند داشت و داستانهای آمده در این کتاب آسمانی را در سروده هایش میشود دید و آگاهان با شاهکار مولوی  در مثنوی آشنائی دارند :

دید موسا یک شبانی را براه

کو همی گفت ای خدا و ای الا

تو کجائی تا شوم من چاکرت

چارقت دوزم کنم شانه سرت ……

آشنائی او در یک برخرد ناگهانی  با دانشمند بی مانند , شمس تبریزی در قونیه ( ترکیه ی امروز)  , زندگی مولوی را دگر گونه کرد و او که یک وابسته ی تنگاتنگ دینی بود , یکباره , درویشی را بر گزید و چون بودا , پای برهنه بدنبال آموزگارش (شمس ) شتافت :

زاهد بودم , ترانه گویم کردی

سر حلقه ی بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم !

بازیچه ی کودکان کویم کردی !

بزرگداشت از مولوی در کشور ایسرائل (اسرائیل) و میان مردم دانش پژویش نمایانگر ارادتی است که این مردم , بآن فرهیخته دارند و سروده هایش را که  برگردانده شده بزبان عبری است می آموزند , انجمنی نیز در ۱۵ سال پیش (بسرپرستی نویسنده ) در اسرائیل بر پاشد (مهندس همایون ابراهیمی با  همیاری  –کدبان موسا پور رستمیان – دکتر یوسف بخیری- کدبان بابک اسحاقی ) بنام انجمن دوستداران مولوی در اسرائیل و تا کنون بالای ۱۰ بار در دانشگاه های این کشور برای او بزرگداشت گرفته شده و خواهد شد .

در دهسال پیش رو,  جهانیان و بویژه آمریکائیان روی به چکامه های مولوی آورده اند و کتابهایش را بزبان انگلیسی بر میگردانند (ترجمه) .

در سال ۲۰۰۱ , کتاب کالمن بارکس آمریکائی در باره مولوی در ۵۰۰ هزار پوشه (جلد) بفروش رسید .

زنده یاد بن گوریون ,  نخستین رهبر اسرائیل در سال ۱۹۴۸ , ارادتی ژرف بمولوی داشت و دو بار از استاد بدیع الزمان فروزانفر ,  مولانا شناس نامدار( استاد دانشگاه تهران )  فراخوانی کرد و با یاوری از زنده یاد مئیر عزری سر پرست خانه ی  نمایندگی اسرائیل در ایران , ایشان باورشلیم آمدند و مهمان این کشور بودند .

مثنوی مولانا که گروهی آنرا قرآن ایرانیان میدانند , از شاهکارهائیست که در آن با داستانهای تورات ورجاوند رو برو میشویم و آن بر داشتی است از ارادت و همبستگی مولوی بفرهنگ فراخ دامان عبری .یکی از بیشمار ویژگیهای مولوی مهر بی پایان اوست به هم دلی در میان مردم گیتی ( شاید بر داشتی باشد از نوشته های تورات که همگان را چون خودتان دوست بدارید ) :

همزبانی خویشی و پیوندی است

یار با نا محرمان چون بندی است

ای بسا هندو و ترک هم زبان

ای بسا , دو تُرک چون بیگانگان

از زبان محرمی , خود دیگرست

همدلی از همزبانی خوشتر است

با مهر

همایون

یک دیدگاه

  1. ( مولانا”)

    ﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﻯ یک ﭘﺴﺮ
    ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﭘﺪﺭ ؟

    ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﯿﭻ ﻛﺎﺭ
    ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ .

    ﭼﻮﻧﻜﻪ آوردیم ﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺟﺪﯾد
    ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﯾﺪ …

    ﻛﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪ
    ﺟﻨﮕﻬﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪ …

    ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ
    ﺑارﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﻦ ،،،

    ﻧﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻧﻪ ﺗﺮﺳﺎ ﻧﻪ ﺟﻬﻮﺩ
    “ﺳﺮ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻋﻘﻞ ﻣﻰ ﺁﺭﻡ ﻓﺮﻭﺩ

    ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻋﯿﺶ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ
    ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﻰ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ !

    ﺩﯾﻦ ﻭﻟﻰ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ
    ﮔﺮ ﺑﺮﯾﺰﻯ ﺍﺟﺮ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ !!!

    ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺁﺧﺮ ﺁﺩﻣﻨﺪ
    ﺩﯾﻦ ﭼﺮﺍ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺪﻭﺭ ﺍﻟﺪﻡ ﺍﻧﺪ؟

    ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻛﯿﺶ
    ﺗﺎ ﻧﺮﯾﺰﻡ ﺧﻮﻥ ﻫﻤﻨﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ،،،

    ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ “ﺧﺮﺩ”
    ﭘﯿﺮﻭﻯ ﻛﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺖ ﺑﺮﺩ …

    ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ
    ﺩﻭﺳﺘﻰ ﻛﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖﺍین…!!!

    ” مولانا”

دیدگاه شما:

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید