یکشنبه چهارم مهر 1395 خورشیدی
بیست و پنجم سپتامبر 2016 میلادی
بیست و دوم ماه «ایلول» از سال 5776 عبری


برنامه رادیو اسرائیل به سوی ایران و جهان (که بدلیل تغییر ساعت در ایران، موقتا یک ساعت زودتر از معمول برای شنوندگان ایران پخش می شود وموقتا از ساعت 17:30 تا 19:00 شامگاه ایران بود)، با یک بولتن مشروح اخبار آغاز شد که  60 دقیقه ادامه یافت.

مجموعه گزارش های خبری دربرگیرنده آخرین و مهم ترین رخدادهای منطقه خاورمیانه بویژه رخدادهای جنگ سوریه، اوضاع عراق، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مسائل مهم خارجی و داخلی ایران بود.

 
برای شنیدن این مجموعه خبری، به امکاناتی که در این صفحه در اختیار شماست مراجعه کنید.

آنگاه برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل" آغاز شد/ این بار از شنوندگان پرسیدیم که درباره سخنان محمود عباس و بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل چه می اندیشند؟ رهبر حکمومت خود گردان فلسطینی گفته بود که باید لرد جمیز بالفور وزیر خارجه صد سال پیش بریتانیا را به محاکمه کشاند که چرا پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، در نامه ای تائید کرده بود که یهودیان هم در این سرزمین پدری حق دارند خانه ملی خود را برپا کنند. نتانیاهو در واکنش گفت که اگر قرار باشد طرفداران خانه ملی یهود به دادگاه کشانده شوند، پس کورش کبیر و مردم باستانی و فرهیخته ایران نیز باید به پیشنهاد فلسطینی ها محاکمه شوند زیرا کورش 2500 سال پیش پس از آن که یهودیان را از اسارت بابل آزاد کرد و آن ها را به سرزمین پدری خود بازگرداند تا بیت المقدس یهود را از نو بنا کنند. پاسخ های شنوندگان می تواند برای علاقمندان جالب باشد.

 
موضوع هفته: «آیا فلطینی ها می خواهند کورش کبیر را نیز محاکمه کنند؟

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر


(عکس از: خبرگزاری اسوشیتدپرس)

سخنرانی نخست وزیر اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل


بنیامین نتانیاهو در سخنرانی خود در هفتاد و یکمین همآیش مجمع عمومی سازمان ملل، مطالب بسیاری را در نطق نسبتا مفصل خود درباره اسرائیل، نزاع با فلسطینی ها و رویدادهای منطقه ای و بین المللی مطرح ساخت، ولی سخنان خود را با ستم و تبعیضی که اسرائیل در خود سازمان ملل و نهادهای وابسته با آن روبرو می باشد آغاز کرد و از حقایق تلخی سخن گفت.

نتانیاهو گفت که مجمع عمومی با این گونه رفتار تبعیض آمیز علیه اسرائیل، موجب بی اعتباری خود می شود.

نخست وزیر به عنوان مثال گفت که تنها در یک سال گذشته مجمع عمومی بیست قطعنامه علیه اسرائیل صادر کرده است و این در حالی که کل قطعنامه هایی که برای حدود دویست کشور دیگر جهان صادر شده فقط  سه مورد بوده است. او گفت: بیست قطعنامه علیه اسرائیل و تنها سه قطعنامه علیه همه کشورهای دیگر کره زمین.

نتانیاهو شورای حقوق بشر سازمان ملل را نیز به باد انتقاد گرفت  و آن را یک مضحکه نامید – زیرا این شورا با نادیده گرفتن مظالم و ستمگری های حکومت های خودکامه جهان، بیشترین قطعنامه ها را علیه کشور دموکرات و آزاد اسرائیل صادر می کند.

نتانیاهو گفت: در حالی که کشورهایی وجود دارند که در آن ها زنان در ابعاد گسترده مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند، یا آن ها را بیرحمانه سر می برند، و یا به بردگی جنسی می فروشند، اسرائیل تنها کشور جهان است که شورای حقوق زنان سازمان تصمیم گرفت علیه وضع زنان در این کشور قطعنامه صادر کند – اسرائیلی که در آن زنان از بیشترین حقوق شهروندی برخوردار هستند، در همه رشته های شغلی و اجتماعی و سیاسی و دولتی اشتغال دارند، خلبانان جنگی هستند، مدیریت شرکت های بزرگ بازرگانی را به عهده دارند، در راس دانشگاه ها قرار گرفته اند و دوبار بانوان حقوقدان در راس قضات عالیرتبه دیوان عالی اسرائیل خدمت کرده اند و نخست وزیر زن داشته ایم و همچنین یک رییس پارلمان زن بوده است.

زنان در اسرائیل از چنین تساوی حقوقی برخوردارند – و این در حالی که ما بخوبی از وضع رقت بار زنان در ده ها کشور جهان آگاهی داریم، ولی شورای حقوق زنان سازمان ملل همه را به دست فراموشی می سپارد و علیه اسرائیل قطعنامه صادر می کند.

آیا این خنده دار نیست؟

نخست وزیر گفت: همین خیمه شب بازی در یونسکو یعنی نهاد فرهنگی و اجتماعی وابسته به سازمان ملل نیز ادامه دارد.

یونسکو نهادی است که رسالت آن پاسداری از میراث بشری است. ولی همین نهاد می آید و چهار هزار سال پیشینه تاریخی یهودیان را بر مقدس ترین مکان دینی آن ها در اورشلیم، یعنی تپه معبد مقدس، نادیده می گیرد.

بیت المقدس یهود به روی این تپه قرار داشته است که اکنون مسجدالاقصی و مسجد قبة الصخرة به روی آن بنا شده است.

نتانیاهو گفت: این رفتار یونسکو درست مانند آن است که ادعا شود دیوار چین متعلق به ملت چین نیست و به قوم دیگری متعلق دارد.

نتانیاهو گفت: علیرغم این رفتار تبعیض آمیز نهاد بین المللی سازمان ملل، مرتبا کشورهای بیشتری روابط  با اسرائیل را از سر می گیرند و اکنون اسرائیل با بیش از 160 کشور جهان روابط  دیپلماتیک دارد که در مقایسه با 30 سال پیش، که من سفیر اسرائیل در سازمان ملل بودم، دو برابر شده است.

اسرائیل امروز یکی از پیشروترین کشورهای جهان در راه تولید فن آوری آینده بشری می باشد.

سران بسیاری از کشورها درمی یابند که اسرائیل، امروز یک کشور نیرومند و پیشرفته است و دارای یکی از بهترین شبکه های گردآوری اطلاعات امنیتی می باشد و دلیل آن است که اسرائیل کشوری است که همواره در معرض ترور قرار داشته و در مبارزه با آن تجربیات بسیار آموخته و توانسته است آرامش نسبی خود را علیرغم کینه توزی تروریست ها حفظ کند.

نتانیاهو گفت: بسیاری از کشورهای جهان نه تنها مایلند از این تجربیات امنیتی اسرائیل برخوردار شوند، بلکه به دریافت تجربه و فن آوری اسرائیل در امور کشاورزی، پزشکی، بهداشت، بهره برداری از منابع آب و در امور سایبری نائل گردند.

اسرائیل در زمینه های کامپیوتری و هوش مصنوعی نیز پیشرفت زیادی کرده و اینها دانش هایی است که می تواند فردای انسان ها را دگرگون سازد.

نخست وزیر به عنوان یک نمونه از پیشرفت های اسرائیل که می تواند مورد استفاده همه مردم جهان قرار گیرد، از تصفیه فاضلاب و استفاده از آن در آبیاری سخن گفت. او تاکید کرد که اسرائیل نود درصد از فاضلاب را تصفیه کرده و دوباره مورد استفاده قرار می دهد – و این در حالی که دومین کشور جهان در این زمینه تنها بیست درصد از فاضلاب را تصفیه می کند. او گفت: اسرائیل امروز از نظر تامین آب مورد نیاز شهروندان خود، یک ابرقدرت محسوب می شود.

نتانیاهو افزوده گفت: دانش سایبری امروز رشته ای است که به زندگی همه مردم جهان مربوط  می شود و در حالی که جمعیت اسرائیل یک دهم درصد از کل جمعلیت جهان است (توجه کنید که دهم درصد از کل جمعیت جهان) و بیست درصد از سرمایه گذاری های جهانی در امور امنیت سایبری در اسرائیل انجام می گیرد. به عبارت دیگر اسرائیل به نسبت اندازه و جمعیت خود دویست برابر هر کشور دیگر جهان در زمینه امنیت سایبری دانش اندوخته است.

نخست وزیر در ادامه سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: در سال های اخیر بسیاری از کشورها رفتار خود را نسبت به اسرائیل تغییر داده اند، از جمله به علت آن که دیده اند اسرائیل می تواند به ملت آن ها یاری برساند تا زندگی بهتری داشته باشند و با گرسنگی مبارزه کنند.

نتانیاهو از خاطرات سفر اخیرش به چند کشور آفریقایی سخن گفت – و از جمله اظهار داشت: تابستان امسال فرصتی داشتیم که این دگرگونی های جهانی نسبت به اسرائیل را به چشم خود ببینم و آن، هنگام سفر به چهار کشور آفریقایی بود که پس از چند دهه نبود روابط  انجام می گرفت. در همان سفر با رهبران 17 کشور آفریقایی دیدار داشتم و موضوع بحث آن بود که فن آوری های اسرائیل چگونه می تواند به پیشبرد کشورهای آنان یاری برساند.

نخست وزیر گفت: ولی نه تنها در آفریقا دیدگاه ها نسبت به اسرائیل دگرگون می شود، بلکه کشورهای بزرگی چون روسیه و هند و ژاپن و ممالک دیگر نیز نسبت به اسرائیل تغییر رویه داده اند. سخن از کشورهای بزرگ و نیرومندی است که می دانند گرچه اسرائیل کوچک است، در بسیاری زمینه ها وزنه بزرگی محسوب می شود.

نتانیاهو گفت: شاید شگفت زده شوید که حتی در جهان عرب نیز دگرگونی هایی به سوی دوستی با اسرائیل شکل می گیرد. با مصر و اردن پیمان صلح داریم که این ضامن صلح و ثبات در روابط  ما در منطقه است. ولی علاوه بر اردن و مصر برای نخستین بار برخی کشورهای عرب دیگر نیز به اسرائیل نزدیک می شوند – زیرا می دانند که اسرائیل دشمن آن ها نیست و خصم خود را باید جای دیگری جستجو کنند.

نخست وزیر خطاب به سران سازمان ملل گفت: با شنیدن این واقعیات، بیایید اسلحه را علیه اسرائیل زمین گذارید و از خصومت با کشور ما دست بردارید و تبعیض علیه اسرائیل در نهادهای سازمان ملل را متوقف کنید.

نتانیاهو پرسید: آیا همه قطعنامه هایی که علیه اسرائیل در سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن تصویب شد توانست از قتل عام نیم میلیون نفر مردم سوریه به دست حکومت شان جلوگیری کند؟

نخست وزیر در این بخش از سخنان خود از محمود عباس رییس حکومت خودگردان فلسطینی دعوت کرد که از لجاجت دست بردارد و با اسرائیل وارد گفت و گوهای صلح شود.

نتانیاهو خطاب به محمود عباس گفت: «از شما دعوت می کنم به پارلمان ما بیایید و در آن جا سخنرانی کنید – من خود حاضرم به پارلمان شما بیایم».

نتانیاهو تاکید کرد که همچنان به سیاست "دو کشور برای دو ملت" پای بند است و به فلسطینی ها توصیه کرد که ساخت و ساز در آبادی های اسرائیلی را بهانه قرار ندهند که از مذاکرات بگریزند.

نخست وزیر یادآور شد که حتی چندین دهه پیش از احداث آبادی های اسرائیلی نشین، فلسطینی ها با اسرائیل در ستیز بودند – زیرا از دیدگاه آنان شهرهای تل آویو و حیفا نیز به آنان تعلق دارد.

نتانیاهو به جنایاتی نیز که به نام اسلام صورت می گیرد پرداخت و از خصومت های حکومت اسلامی ایران سخن گفت و اظهار داشت: رژیم اسلامی ایران بزرگ ترین خطر از جانب اسلام افراط گرا، نه تنها علیه اسرائیل، بلکه علیه منطقه و جهان است. باید از این زیاده خواهی های رژیم ایران و ادامه تروریست پروری آن جلوگیری کرد.

نتانیاهو گفت: ارزیابی شده که رژیم ایران یک سال تا ساخت بمب هسته ای فاصله دارد. ولی بگذارید با صراحت کامل اعلام کنم که اسرائیل هرگز نخواهد گذاشت که حکومت ایران به بمب هسته ای مجهز گردد، خواه یک سال دیگر باشد و یا ده سال دیگر و یا هر زمان دیگری.

اورشلیم، شنبه سوم مهر ماه 1395، بیست و چهارم سپتامبر 2016
 


«صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
بخش سوم از سلسله گفت و گوهای جدید رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری:

«برای توجیه همکاری با نازیها،
 در ایران شایع کردند که هیتلر هنگام تولد "یاعلی" گفته است»


آقای امیر طاهری


 (این برنامه پنجشنبه اول مهر 1395 خورشیدی، 22 سپتامبر 2016 میلادی از رادیو اسرائیل پخش شد).
 

منشه امیر: آقای امیر طاهری، شما در گفت و گوهای پیشین از این رشته برنامه  ها، به تفصیل بیان کردید که یهودستیزی و یهودی ستیزی از چه ریشه هایی نشات می گیرد و چه اهدافی را دنبال می کند و چگونه در طول تاریخ، دولت ها، حکومت ها، سازمان ها و افرادی بوده اند که کتاب هایی یا مطالب افترا آمیزی را در باره یهودستیزی منتشر و توزیع و تبلیغ کرده اند.

در این گفت و گو، می خواهم که به حکومت اسلامی ایران بپردازیم و ببینیم که یهودستیزی که در لوای این حکومت، روز به روز بیشتر می شود، از کجا سرچشمه می گیرد؟ یادآوری بکنم که به تازگی (بهار 1395، مه 2016) دومین نمایشگاه «کاریکاتورهای هولوکاست» در تهران برپا بود. محمود احمدی نژاد را یادآوری بکنیم که گفت، هولوکاست افسانه است. علی خامنه ای را بگوییم که او پیش از احمدی نژاد سخنان مشابهی بیان کرده بود. یکی از مقامات ارشد حکومت ایران که مشاور رییس جمهوری بوده و هست، در سخنانی در مشهد گفته است که «یهودیان توطئه کرده اند که بر جهان مسلط  شوند». از شما می پرسم چرا یهودستیزی و این مخالفت شدید با صیونیسم که ملی گرایی یهودیان است، و مخالفت با دولت اسرائیل در حکومت اسلامی ایران رواج یافته است؟

امیر طاهری: اینجا دو موضوع مطرح است: یکی اینکه ما ایرانیان، قوم ایرانی، نوع خاص یهودستیزی خود را از قبل داشته ایم. نمی خواهم بگویم که ما فرشته بوده ایم. در ایران با وجود منش کوروش کبیر و حتی با وجود کارهای ناصرالدین شاه، که برای نخستین بار در دنیای اسلام، «ذمی» بودن را لغو کرد (ذمی به افراد اقلیت های دینی اطلاق می شد که ناچار به پرداخت مالیاتی برای زندگی کردن در سایه حکومت اسلامی می بودند) و به همه اقلیت های مذهبی یک نوع تساوی بخشید، اما یهودی ها در ایران نیز مانند جاهای دیگر مورد اذیت و آزار بودند، گرچه این نوع یهودستیزی یا آنتی سمیتیزمِ مدرن اروپایی که ما در بحث خود پیرامون آن سخن می گوییم، در ایران وجود نداشت.

دشمنی با یهودی یا حس کراهت نسبت به یهود، با حکومت صفویان در ایران شروع شد.

موارد زیادی را می توان ذکر کرد که یهودیان در ایران مورد اذیت وآزار قرار گرفتند.

برای مثال، (اگر درست بخاطر بیاورم) در سال 1830 میلادی بود که چهارصد یهودی را در شهر تبریز کشتند؛ سرِ آنها را بریدند.

ده سال بعد از آن، یهودیان در مشهد مجبور شدند به زور اسلام بیآورند.

ده سال دیگر نیز سپری شد که در شیراز دوازده یهودی را کشتند ئ اموال بیش از شش هزار یهودی را تاراج کردند.

پنج سال بعد از آن، به یهودیان در اصفهان حمله شد. در تبریز نیز بار دیگر به یهودیان حمله شد. این رفتارها یک زنجیره مداوم بود.

اوائل قرن بیستم یک ایران شناس مجار به نام «آرمینیوس وامبری» که (برای یافتن ریشه های شرقی مجارها به لباس درویشی درآمد وبه ایران و به همه سرزمین های اسلامی رفت و زبان های ترکی و عربی و فارسی آموخته بود) به ایران هم سفر کرد، و در سفرنامه خود نوشت: «من هیچ موجودی بی پناه تر، ستمدیده تر، و شکننده تر از یهودیان در ایران، در قیاس با هیچ جای دیگری از این زمین خاکی جهان، ندیدم».

این را یادآوری می کنم که بگویم که نباید فکر کرد که چون کوروش کبیر یهودیان را آزاد کرد، دیگر هیچ اذیت و آزاری نسبت به یهودیان در ایران وجود نداشته است. اما این نوع یهودستیزی که در جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است، که شما خود به برخی از اظهارات محمود احمدی نژاد، محمد علی رامین، حتی همین آخرین بیانیه محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، و یا همین دومین نمایشگاه و مسابقه کارتون و کاریکاتور هولوکاست در تهران اشاره کردید، اینها «وارداتی» است و متفاوت از نوع سنتی یهودستیزی در ایران است.

در سال های دهه 1970 در تهران ما گروهی در روزنامه کیهان تهران داشتیم که تصمیم می گرفتیم که چه لغاتی برای برخی کلمات فرنگی به کار ببریم و معادل فارسی برای آنها پیدا کنیم.

پیشنهاد من این بود که لغت آنتی سمیتیزم را همانگونه که هست، ما در فارسی و در روزنامه خود و اصولاً در مطبوعات به کار ببریم. مانند سوسیالیسم، کمونیسم، آنارشیسم، دموکراسی و غیره، برای آنکه نشان داده شود که اینها «واردات» خارج است.

دوستان گفتند که نه. از عبارت «سامی ستیزی» برای آن استفاده شود. اما نظر من این بود که کاربرد «سامی ستیزی» اعراب را نیز می رنجاند و به آنها هم برمی خورد، همانگونه که به حبشی ها و «آرامی» ها هم برمی خورد.

آخر گسترۀ واژ، «سامی» فراتر از یهودی است. ما اصولاً واژه ای برای بیان نفرت از یهود نداشتیم.

من می گویم که چنین لغتی درست نشده بود، زیرا ما نمی خواستیم اصلاً چنین لغتی داشته باشیم.

لذا، یک وقتی رسید که یک دفعه به نوع «وارداتی» آن رسیدیم که قبلاً در زندگی ما نبود؛ مانند میکروبی که از خارج آمده باشد.

به هر حال، به پیشنهاد یکی از همکاران ما در آن دوره، آقای درویش علی، عبارت «یهودستیزی» مطرح شد.

من الآن می بینم که این عبارت در میان همه ایرانیان و فارسی زبانان و در رسانه ها در این چند دهه اخیر به خوبی رواج یافته و «مد» شده است.

اما من هنوز می گویم که عبارت «آنتی سمیتزم» را ترجیح می دهم زیرا نشان می دهد که این پدیده، ریشه خارجی دارد.

این نوع «آنتی سمیتزم» در درجه نخست از آلمان، در دوران حکومت هیتلری، به ایران سرایت کرد.

در سال 1935 میلادی، یوزف گوبلز که وزیر تبلیغات هیتلر بود، دفتر مخصوصی را با یک شبکه صد نفره برای ایران افتتاح کرد که هدف از آن، تبلیغات نازی در ایران بود.

علت نیز آن بود که نگاه مشترکی در حال شکل گیری بود که ایرانی ها و آلمان ها یک نژاد مشترک دارند و آریایی هستند.

نازی های می خواستند تاریخ آلمان را طولانی تر و «غنی تر» کنند و آریایی بودن ریشه خود را برجسته کنند.

هدف نازی ها این بود که ارتش آلمان نازی وارد قفقاز خواهد شد و از آنجا به ایران نیز خواهد رسید و به «ایران آریایی» خواهد پیوست و از آنجا هند را نیز تصرف خواهد کرد و الی آخر.

یک سال قبل از آن نیز انجمن خاورشناسی در حزب نازی تشکیل شده بود که ایران را در درجه اول اهمیت مطالعات خود قرار داده بود که دلیل آن نیز همین تصورات در مورد «نژاد مشترک» بود.

دو سال بعد از آن نیز، وزیر اقتصاد آلمان، دکتر «یالمار شاخت» (کمیسر مالی و رییس «رایش بانک» در حکومت نازی ها) به تهران رفت و با رضا شاه و ولیعهد او، محمد رضا شاه، ملاقات، و مصاحبه های مطبوعاتی کرد و از «همخونی» دو ملت صحبت کرد.

سال بعد، حسن اسفندیاری رییس وقت مجلس ایران به آلمان رفت که هیتلر، گورینگ و دیگر سران حزب نازی از او پذیرایی بسیار گرمی کردند و اسفندیاری در آنجا با دکتر «شاخت» و نیز با گوبلز ملاقات کرد.

یک سال بعد هم رهبر جوانان حزب نازی آلمان، «بالدور فون شیراخ» به تهران رفت و در جلسه افتتاحیه انجمن «ایرانی های جوان» شرکت کرد و او هم با رضا شاه و ولیعهدش ملاقات کرد.

باید بگویم که پیش از آن، آلمان ها یک هنرستان صنعتی در تهران افتتاح کرده بودند (با نام مدرسه صنعتی) که هیتلر آن را بسیار توسعه داد و یک افسر ویژه اس. اس را به نام «ولفگانگ اشترونگ» را به ریاست آن گماشت.

جالب این است که یکی از شاگردان این هنرستان صنعتی آقای مجتبی میرلوحی بود که بعداً به عنوان «نواب صفوی» معروف شد و او بنیانگزار «فدائیان اسلام» بود، و می دانیم که آقای خمینی و آقای رفسنجانی و خیلی دیگر از روحانیون پیرو او بودند.

البته بگویم که «نواب صفوی» تحصیلات خود را نیمه تمام گذاشت و به قاهره رفت و در پایتخت مصر، زیر نفوذ «اخوان المسلمین» («برادران مسلمان») یهودستیزی خود را به شکل مدرن تری درآورد.

رفسنجانی در مورد «نواب» گفته است: «من یکی از پیروان او بودم و نخستین بار که او را دیدم، مسحور او شدم. عاشق او شدم. خیلی عاشق او شدم». می دانیم که این «فدائیان اسلام» بعدها بویژه در سال های 1950 میلادی، نقش بسیار مهمی را در صحنه سیاست ایران بازی کردند و مسیر سیاست ایران و حکومت را تغییر دادند.

آلمان ها برای تحقق برنامه خود، که من آن را «به تور زدن» ایران می نامم، به موازات آیین های هزاره فردوسی که در سال 1934 در تهران برگزار شد، آنها هم در برلین یک هزاره مشابه برپا  کردند؛ منتهی با این تفاوت که در ایران احساسات ضد عرب با این کنفرانس همراه بود و در برلین با احساسات ضد یهودی آن را در هم آمیخته بودند.

آن زمان بود که یک میدان بزرگ و همچنین یک خیابان بزرگ برلین را «ایران» نامگذاری کردند. البته چون ما ایرانی ها هم خسیس هستیم، یک کوچه تنگ و باریک در تهران را «کوچه برلن» نامگذاری کردیم!

بنا بر این، چیزی به نام «مسئله یهود» در ایران هم آرام آرام شروع به مطرح شدن کرد تا آنکه گزارشی توسط  "آدولف آیشمن" تهیه شد که آن زمان برآورد کرده بود که یهودیان ایران بیش از شصت هزار تن هستند و برنامه نازی ها این بود که آلمان نازی به هر جایی که می رسد، یهودیان را هم ریشه کن کند.

آیشمن با این هدف گزارش در مورد یهودیان ایران را تهیه کرده بود.

هدف آن بود که یهودیان ایران نیز در لیستی قرار گیرند که باید از بین بروند و کشته شوند.

اما بحث و جدل و گفت و گوهای زیادی میان ایران و آلمان نازی درگرفت که ایران می گفت، یهودیان ما از نظر خونی یهودی نیستند، بلکه تنها از نظر دینی یهودی هستند و آلمان با یهودی ها از نظر خونی مخالف است.

مقامات ایران حتی این ادعا را مطرح کردند که یهودیان ما در ایران «موسوی» هستند؛ یعنی پیروان حضرت موسی.

اما این امر در خود ایران موجب ایجاد جنجال شد؛ زیرا «سادات موسوی» می گفتند که ممکن است این امر باعث شود که مردم این دو را با هم «قاطی» کنند.

بالاخره تصمیم گرفتند که به جای «موسوی» بگویند «کلیمی»، چون یکی از القاب حضرت موسی «کلیم الله» بود که با وجود لکنت زبانی که داشت، خدا لکنت او را درست کرد و خیلی با خدا هم صحبت و هم کلام می شد و خوش صحبت هم شده بود.

لذا عبارت «کلیمیان ایران» از آن زمان باب گردید.

کوشش بر این بود که هویت یهودی آنها پوشیده و حذف شود.

خلاصه، بعد از مذاکرات طولانی، در یک جلسه «فوق العاده» که به دستور هیتلر برپا شد و «رودولف هس» معاون هیتلر ریاست نشست را در دست داشت، (قبل از فرار «هس» به انگلیس)، تصمیم گرفته شد که باید یهودیان ایرانی را نیز به عنوان «آریایی» قبول کرد و پ"فرمانی" صادر شد دایر بر این که اینها از یهودیان سایر نقاط  جهان متفاوت هستند و با این ترفند، آنها از نابودی «معافیت» گرفتند!

بعد، روابط ایران و آلمان نازی دوباره خیلی گرم شد و «آلفرد ارنست روزنبرگ» (تئوریسین ارشد حزب نازی و رییس دفتر سیاست خارجی این حزب) که قبلاً در باره او صحبت کردیم، هفت هزار و پانصد کتاب با محتوای ضد یهودی و نیز با مطالبی در باره کشاورزی آلمان به ایران هدیه داد.

شایعاتی نیز که ماشین تبلیغاتی گوبلز پخش می کرد، مبنی بر اینکه آلمان ها از نژاد آریایی هستند، بیشتر شد.

صحبت از این بود که «ویلهلم» پادشاه یا «قیصر» قوی آلمان نیز مسلمان شده و در مورد خود هیتلر نیز این شایعه را رواج دادند که زمانی که از  مادر متولد شد، نخستین حرفی که زد اسم «علی» را صدا کرد!
 

منشه امیر: چه کسانی این ادعاها را در ایران مطرح می کردند؟

امیر طاهری: روحانیون و مطبوعات وقت – مطبوعاتی بودند که از آلمان نازی پول می گرفتند و کار تبلیغی آن ها را انجام می دادند.

آخوندهای زیادی وابسته به آلمان نازی شده بودند و بالای منبر می رفتند و این مطالب را برای ایرانیان بی خبر بیان می کردند.

ببینید، این بازوبندی که هیتلر می بست، از سوی این آخوندها در پای منبرها این طور برای مردم ایران تفسیر می شد که در لای این پارچه نام پنج تن آل عبا نوشته شده است!

شما ببینید که تبلیغات برای چسباندن هیتلر به اسلام شیعی بسیار زیاد بود.

عکس هایی از هیتلر و حضرت علی را در کنار هم چاپ می کردند و به مغازه داران می دادند که آن را در طاقچه مغازه ها بگذارند.

یکی از گردانندگان این جریان «هروین (اروین) اتل» بود که سرهنگ اس.اس بود ولی هیتلر او را سفیر کبیر آلمان در ایران کرده بود تا نشان دهد که چه اهمیت زیادی برای ایران قائل است و اصولاً ایران چه اهمیتی دارد.

این آقای سفیر اس.اس آلمانی روابط  بسیار خوب و نزدیکی با آخوندها و مجموعه روحانیون برقرار کرده بود. همچنین مناسبات مشابهی با بازاریان و متنفذین آنها داشت. مناسبات نزدیکی نیز با عوامل و کسانی داشت که من آنها را «ایران بزرگ بین ها» می نامم که آن زمان نیز وجود داشتند. در این چارچوب «نیمه پان ایرانیست های قبلی» را هم یادآوری کنم.

ولی نفرت از یهودی در ایران نمی توانست مانند آلمان ریشه دار شود. این واقعیت را خود سفیر آلمان، همین آقای «اتل» در چندین نامه برای سران حزب آلمان نازی نوشته است. او معترف شده که در ایران تنها از راه مذهب می توان به یهود حمله کرد. او چند آیه در قرآن را نیز پیدا کرده بود تا بگوید که «یهودیان بزرگ ترین دشمن اسلام و مسلمانان» هستند.

او معترف بود که ما نمی توانیم از نظر نژادی و خونی به یهودیان ایران حمله کنیم. یعنی منظور او این بود که نوع یهودستیزی در ایران باید متفاوت باشد.

برای همین است که می بینیم که سازمان امنیت نازی در آن زمان دو مامور برجسته خود، «فرانتس مایر» و «رومان گاموتا» را به تهران فرستاد تا این ها زمینه را برای ورود ارتش هیتلر «در آینده نزدیک» آماده کنند و در ایران با کمک «انجمن ایران جوان» که رهبر آن فردی به نام حبیب الله نوبخت بود، قدرت را بدست بگیرند و سیاست های خود را در آنجا اِعمال کنند.

یکی از این افسران بعدها خاطرات خود را به اسم «بامداد سرخ» منتشر کرد. اما بعد از اشغال ایران توسط  قوای متفقین از شمال و جنوب، این عوامل وابسته به آلمان به تدریج دستگیر شدند.


منشه امیر:
اما هیتلر شکست خورد و نتوانست وارد ایران شود و یهودیان ایران خوشبختانه سالم ماندند.

با سپاس از شما آقای طاهری، پرسش های دیگری را که در باره یهودستیزی در حکومت ایران در سالهای اخیر دارم که در برنامه آینده با شما در میان خواهم گذاشت. 
 

ساعت ایران تغییر کرد
بدلیل تغییر زودتر ساعت در ایران، نسبت به اسرائیل واروپا
 تا آخر شنبه 8 آبان برنامه رادیو اسرائیل از ساعت پنج و نیم عصر ایران پخش می شود

شنوندگان گرامی در ایران توجه کنید: در آخرین ساعت روز سی ام شهریور (بیستم سپتامبر) عقربه در ایران یک ساعت  به عقب کشیده شد. از آنجا که تغییر ساعت در اسرائیل روز سی ام اکتبر- همزمان با کشورهای اروپایی- انجام می شود، در این هفت هفته، شما در ایران برنامه رادیو اسرائیل را یک ساعت زودتر از همیشه خواهید شنید؛ از ساعت پنج و نیم عصر ایران.

این تغییر پنجاه روزه (تا آخر شنبه 8 آبان، 29 اکتبر) تنها برای شنوندگان در ایران است. لطفا این تغییر را به آگاهی دوستان و بستگان خود نیز برسانید. (در آمریکا تغییر ساعت ششم نوامبر، یک هفته دیرتر از اسرائیل و اروپا خواهد بود).

بدلیل تغییر زودتر ساعت در ایران، شنوندگان ایران برنامه رادیو اسرائیل را از کانال «رادیو جهانی» Radio Jahani در دو ماهواره «هات برد» و «یوتل ست» یک ساعت زودتر از معمول می شنوند؛ از این قرار:

- پخش زنده از پنج و نیم تا هفت عصر ایران.
 و سه بار دیگر به صورت باز پخش :
- از یازده و نیم قبل از نیمه شب تا یک بامداد ایران،
- از هشت و نیم تا ده صبح فردای ایران،
- و از یک و نیم تا سه بعدازظهر فردای ایران.

 

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «هات برد» 13 درجه شرقی، فرکانس: 10949، ورتیکال V (عمودی)، سیمبل ریت: 27500، اف.ای.سی: سه چهارم

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «یوتل ست» 7 درجه شرقی، فرکانس: 10721، هورایزنتال H (افقی)، سیمبل ریت: 22 هزار، اف.ای.سی: سه چهارم

  

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولتمی توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.

رادیو اسرائیل در بخش بین المللی، امکانات GLWIZ، تلویزیون «ایران آریایی» و «پرشین رادیو»

- صدای رادیو اسرائیل را افزون بر تارنمای radis.org و ماهواره های «هات برد» و «یوتل ست» از وبسایت بخش بین المللی رادیوی کشور اسرائیل هم به این نشانی می توانید بشنوید: www.iba.org.il/world

-«رادیو جهانی» در بخش رادیوها در GLWIZ، از جمله در اپلیکیشن جی ال ویز و وبسایت آن هم در دسترس شما است.

- شبکه تلویزیونی «ایران آریایی» در آمریکا نیز هر روز برنامه رادیو اسرائیل را همراه با ویدیوهای خبری به صورت «دیداری» مبدل کرده و به بینندگان این تلویزیون در جهان ارائه می کند.

- رادیوی «پرشین رادیو» در کالیفرنیا نیز برنامه رادیو اسرائیل را هم در برنامه زنده آن و هم یک بار دیگر در ساعات بعدازظهر به وقت لس آنجلس به صورت بازپخش به شنوندگان خود ارائه می کند.

  

تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «بررسی صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب» و «داستان های کوتاه ایرانی» از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.


 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است