شنبه بیستم آذر 1395 خورشیدی
دهم دسامبر 2016 میلادی
دهم «کیسلو» از سال 5777 عبری


در بولتن خبری امشب، که آغاز کننده برنامه یک ساعته و نیمه امروز رادیو اسرائیل به سوی ایران و جهان بود، ابتدا شماری از آخرین و مهم ترین خبرهای اسرائیل را به آگاهی رساندیم. اخبار شامل آخرین و مهم ترین خبرهای منطقه ای و بین المللی و آنگاه بخش خبرهای ایران بود.
 

برنامه خبری امشب رادیو اسرائیل نظر به تعدد موضوع ها و حوزه هایی که به آن پرداخته شد، تا دقیقه 55 از وقت را به خود اختصاص داد که توسط خانم فرنوش رام ارائه گردید و شماری از همکاران گزارشگر ما در اروپا نیز در تهیه گزارش های آن سهیم بودند؛ دکتر عبدالله قراگوزلو و آقای مرتضی لطفی.

 
برای شنیدن این مجموعه خبری، به امکاناتی که در این صفحه در اختیار شماست مراجعه کنید


بعد از اخبار، نوبت به تفسیر سیاسی هفته از آقای منشه امیر رسید. تفسیر این هفته زیر این عنوان نوشته و ارائه شد: «این اعراب ایرانی نما بروند و کورش بزرگ بیآید!». تفسیر در پخش رادیویی در 17 دقیقه و نیم ارائه شد و متن کامل آن را نیز در ادامه مطالعه می کنید.


خانم فرنوش رام این شنبه نیز برنامه هفتگی «تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها» را ارائه کرد که این هفته به واقعه 21 آذر اختصاص یافت و مقاله ای را که به این مناسبت و با استناد به اسناد تاریخی تهیه کرده است برای شنوندگان اجرا کرد. واقعه 21 آذر به یک سال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان پایان داد و رخدادی مهم در تاریخ معاصر ایران محسوب می شود. متن این برنامه در ادامه این صفحه برای مطالعه شما در دسترس تان است.

 
خانم فرنوش رام نویسنده و مجری برنامه «تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها» این هفته
از واقعه تاریخی 21 آذر در تاریخ معاصر ایران و اقدامات حزب توده و جعفر پیشه وری سخن گفت
متن این برنامه نیز در ادامه این صفحه در دسترس شماست. پخش 16 دقیقه ای رادیویی آن را با مراجعه به صدای برنامه بشنوید.
 

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

 
(منشه امیر)

این اعراب ایرانی نما بروند و کورش بزرگ بیآید!

 

در اوج هیاهو در مورد سوءاستفاده های کلان مالی خانواده لاریجانی در حکومت اسلامی، فرزند یکی از آخوندهای پایه گذار رژیم دینی در ایران، که ظاهرا لباس انتقاد از نظام بر تن کرده، در مصاحبه با یک شبکه تلویزنی فارسی زبان در خارج از ایران ادعا می کند که کل خاندان لاریجانی یهودی الاصل هستند و به این هدف ظاهرا به دین اسلام درآمده اند که حکومت اسلامی ایران را از درون فاسد کنند و بپوسنند و فرو ریزند.

این فرد شیطان صفت (که همانند برخی دیگر از افراد ناپاک ویروس یهودی ستیزی در وجود او رخنه داشته)، در افترای خود ادعا می کند که پدر بزرگ یا پدر پدر بزرگ خاندان لاریجانی در صد سال پیش یهودی بوده و آمده و به ظاهر مسلمان شده تا حکومت اسلامی ایران را به فساد بکشاند.

آیا فردی که چنین ادعایی می کند، مدرکی هم برای اثبات ادعای سخفیف خود ارائه داده است؟ و یا  آن که مانند همه آخوندهای حکومتی، آسمان و ریسمان را به هم می بافد و دروغ پشت سر دروغ تحویل می دهد تا ادعای  ناپاک خویش را درست جلوه دهد و به هدف خویش برسد؟

چگونه است خانواده ای که در نجف و کربلا ریشه دارد، "یهودی مخفی" بوده و در کمین نشسته تا روزی حکومت اسلامی در ایران به روی کار آید تا در آن میلیاردها تومان از پول مردم و املاک دولتی را به حلقوم خویش بریزد؟

تنها آنانی که ویروس یهودستیزی دارند و وجودشان از نفرت نسبت به یهودیان مسموم شده است، ممکن است چنین ادعایی مطرح بکنند.

*     *     *

ولی عنوان کردن این افترا، آن هم در یک برنامه تلویزیونی پر بیننده برون مرزی در داخل ایران، در عین ترویج یهودستیزی، ظاهرا با هدف منزه جلوه دادن باور دینی و ایدئولوژی عرضه شده از جانب رژیم اسلامی است و عنوان کردن این ادعا که باور دینی آن ها مثل برف سفید و پاک است و اگر خللی وارد آمده و لکه ای بر آن افتاده، به علت توطئه عوامل غیرمسلمان و غیراسلامی بوده است.

یعنی، انداختن گناه جنایات و ستمگری ها و دزدی ها خود خود رژیم مدعی اسلام، به گردن دیگران!

و کدام دیوار کوتاه تر است از دیوار یهودیان برای انداختن این افترا به گردن آنان؟ یهودیانی که بیست قرن تنها و بیکس بوده اند و نمی توانستند افتراگویان را سر جای خویش بنشانند.

یهودستیزی، در دو هزار سالی که یهودیان در غربت و پراکندگی بسر برده اند، خطری یا هزینه ای برای یهودستیزان به دنبال نداشته است.

*     *     *

این نخستین بار نیست که برخی عوامل پلید، شماری از سرکردگان رژیم به ظاهر اسلامی در ایران را به یهودیت نسبت می دهند و حتی برایشان نامی هم رایج کرده اند و آنان را "یهودیان مخفی" می نامند.

یادتان هست در همان سال هایی که محمود احمدی نژاد مملکت ایران را به سوی ویرانی و مصیبت پیش می برد، عواملی پیدا شدند که ادعا کردند که او از نسل یهود است و پدر بزرگ او از فرقه "سبورایی" یهودی بوده و استنادشان آن بود که نام خانوادگی واقعی احمدی نژاد "سبورجیان" است که ممکن است ریشه آن "سپورچیان" باشد؟

آیا اگر احمدی نژاد به ایران و ملت ایران خدمت کرده بود و مورد احترام مردم ایران قرار داشت، می آمدند ادعا کنند که او ریشه یهودی داشته است؟

در سال های حکومت اسلامی در ایران، بارها و بارها به یهودیان افترا زدند و آن ها را به مسئوولیت انواع ناهنجاری ها و تخلفاتی که هرگز مرتکب نشده بودند متهم ساختند.

منتها، از آن جا که دنیا دیگر یهودستیزی را بر نمی تابد و آن را نکوهیده و مطرود می داند، به جای "یهودی"، واژه صیونیست (یا به قول خودشان صهیونیست) را به کار می برند.

صیونیسم (یا به گفته آنان صهیونیسم) جنبش ملی گرایی یهودیان و ناسیونالیسم آنان است – مانند میهن پرستی ایرانیان و یا ناسیونالیسم فرانسه یا ملی گرایی مردم تانزانیا.

آنان که می دانند اگر به یهودی افترا ببندند دنیا آن را محکوم می کند، واژۀ "صیونیسم" (یا صهیونیسم) را به کار می برند و همه کژی ها و کاستی ها و پلیدی ها و ناهنجاری های خودشان را به صیونیسم نسبت می دهند، بدون آن که یهودیان یا اسرائیل در آن کوچک ترین نقشی داشته باشند.

برایشان بسیار آسان است که وقتی جنایتی مرتکب می شوند و یا در اجرای برنامه ای شکست می خورند و یا در صحنه بین المللی منزوی می شوند، بلافاصله گناه آن را به گردن صیونیسم بیاندازند و از خود سلب مسؤولیت کنند.

این شیوه افترا زنی را آن ها تا حد یک جوک پیش برده اند و موجب تمسخر شده اند. ولی آنان دست بردار نیستند – زیرا استدلال دیگری ندارند و شیوه دیگری نمی شناسند که خود را بیگناه جلوه دهند.

*     *     *

همین چند سال پیش بود که یکی از ماموران مخفی سازمان اطلاعات و افترای حکومت اسلامی ایران، ظاهرا یک کار تحقیقاتی دست اول ارائه داد که در آن ادعا شده بود یهودیان در سراسر دنیا داوطلبانه به دین حکومتی درمی آیند و در خفا همچنان یهودی زندگی می کنند تا با رخنه کردن در دستگاه های حکومتی بتوانند موجب ویرانی مملکت شوند!

این یک استدلال شیطانی و پلید است که حکومت ایران آن را از یهودستیزان اروپائی در طول تاریخ دو هزار سال گذشته، آموخته و تقلید کرده است.

کلیسای مسیحی در اسپانیا در 500 سال پیش حکمی صادر کرد که هر یهودی که حاضر نشود دین مسیح را بپذیرد باید زنده زنده در آتش سوخته و خاکستر شود.

در آن دوران کلیسای کاتولیک اسپانیا، همانند برخی متظاهران به دین امروز، با این کارزار جنایتکارانه علیه یهودیان، آنان را به زور مسیحی کرد .

ولی از آن جا که بسیاری از یهودیان نمی خواستند دین دیگری را بپذیرند، با آن که به ناچار مسیحی شدند، در خانه دین راستین خود را همچنان حفظ  کردند.

به همین "گناه"  کلیسای کاتولیک بسیاری از آنان را زنده زنده در آتش می سوزاند.

یعنی، از یک سو فشار می آوردند که یهودیان مسیحی شوند و از سوی دیگر آنان را شکنجه می کردند تا اعتراف کنند که به دین پدری خود وفادارند و به زور مسیحی شده اند

این یهودیان را "آنوسی" می نامیدند – که در زبان عبری به مفهوم "مجبور شده" است.

حالا ماموران تبلیغاتی حکومت اسلامی ایران آمده اند و با استفاده از مطالب یهودستیزانه ای که به وفور در طول قرن ها دراروپای مسیحی و متعصب انتشار یافته، ادعا می کنند که "انوسی" ها (و با نام جدیدی که ماموران رژیم ایران بر آن گذاشته اند "یهودیان مخفی") افرادی هستند که خود داوطلبانه و با توطئه قبلی دین رایج در حکومت را پذیرفته اند، با این ماموریت که دنیا را به فساد و خرابی بکشانند وخود حاکم دنیا شوند!

*     *     *

باید خطاب به این پلیدان یادآوری کرده گفت: شما بوده و هستید که با صدای بلند فریاد می زنید که می خواهید بر دنیا مسلط  شوید و به نام اسلام بر بشریت حکومت کنید.

یهودیان هیچگاه یک دین تبلیغی نبوده اند، تنها می خواسته و می خواهند که در امنیت و آرامش خدای یکتا را ستایش کنند.

یهودیان هرگز شمشیر نکشیده اند که کسی را با تهدید یهودی کنند،

هرگز سر کسی را نبرده اند چون دین دیگری داشته است،

هرگز زنان را به نام دین خود بی ناموس نکرده اند،

هرگز مردان غیریهودی را به ادعای ترویج دین نکشته اند،

و هرگز دختران را به بردگی جنسی نفروخته اند.

پس شما "عرب های مخفی" هستید که می خواهید به نام دین بر دنیا مسلط  شوید،

چرا گناهش را به گردن یهودیان مظلوم می اندازید؟

*     *     *

این ادعای سخیف را که "یهودیان می خواهند بردنیا مسلط  شوند" علیه ملتی کوچک و ستم دیده و توسری خورده ای مطرح می کنند که شمار افراد آن یک پانصدم کل جمعیت جهان است – یک اقلیت بسیار کوچک در میان مردمان دنیاست!

سخن از مردمانی است که در طول تاریخ دو هزارساله همیشه مورد تعرض قرار داشته اند، آن ها را کشته اند، اموالشان را غارت کرده اند و مظالم دیگر.

چگونه این افراد بخواهند بر دنیا مسلط  شوند؟ .

با همین ادعای شیطانی بود که در دوران تزارها در روسیه، یهودیان را دسته دسته می کشتند و نابود می کردند.

اگر واقعا "یهودی مخفی" وجود دارد و آنقدر قدرتمند است که بزودی بر جهان مسلط  خواهد شد، پس چرا هیچکس به داد آن ستم دیدگان مظلوم در جریان "پوگروم"های دوران تزاری نیامد؟

با همین استدلال شیطانی و افترای میان تهی بود که هیتلر شش میلیون نفر یهودی را کشت و قصد داشت یهودیت را از کره زمین براندازد.

به تاریخ کوتاه حکومت اسلامی در ایران بنگرید و ببینید تا چه حد یهودی ستیزی کرده اند.

علی خامنه ای با دهن دریدگی بارها ادعا کرد که جمعیت اسرائیل را "مشتی قاتل و دزد و دروغگو و تبهکار تشکیل می دهند".

این تعریفی است که شایسته خود او و حکومت اوست، و نه در خور اسرائیلیانی که در کوتاه ترین مدت توانستند در رشته علم و معرفت و تکنولوژی و آبادانی و کشاورزی و پزشکی غیره در ردیف بهترین های جهان قرار گیرندند.

یهودی اهل اخلاق است،

اسرائیلی دانش پژوه است،

و دزدان و قاتلان و تبهکاران را در میان خودشان باید جستجو کنند!

با همین استدلال افترا آمیز بود که هم علی خامنه ای، و پس از او احمدی نژاد و یارانش، ادعا کردند که هولوکاست رخ نداده و فاجعه کشتار یهودیان یک افسانه است.

اگر دلشان از سنگ ساخته نشده بود، اگر ذره ای انسانیت و اخلاق در آنان وجود داشت، هرگز این هولناک ترین جنایت تاریخ بشری را این چنین انکار نمی کردند.

*     *     *

همان فردی که در مصاحبه تلویزیونی با یک شبکه فارسی زبان برون مرزی ادعا کرد که خاندان لاریجانی یهودی الاصل هستند و افسانه ها بافت که این ادعا را معتبر جلوه دهد، در برنامه پیش از آن ادعا کرده بود که کورش بزرگ پادشاه دادگستر ایران مسلمان بوده است و از خانواده قریش در جزیرةالعرب آمده است و کورش همان واژه عربی قریش است.

از یک سو با این ترفند شیطانی، می خواهند افتخار و عزت شاهنشاه دادگستر را از ایرانیان بدزدند و کورش را به اسلام و قبیله قریش نسبت دهند،

و از دیگر سوی می آیند و خانواده ای را که از چهره های اصلی رژیم بدنام کنونی در ایران است - و یک برادر رییس قوه قضاییه است و برادر دیگر رییس قوه مقننه است و برادر سوم رییس نهاد حقوق بشر قوه قضائیه است، و همه دزدی کرده اند و همه مال مردم ایران را به غارت برده اند، به یهود ویهودیت نسبت می دهند.

پادشاه ایران را که همگان او را می پرستند اهل قریش معرفی می کنند و یک خاندان دزد و غارتگر حکومت اسلامی را "یهودی مخفی" می خوانند.

*     *     *

تردیدی نیست که ایرانیان راستین، این "عرب های مخفی" را که به نام اسلام قدرت را در ایران بدست گرفته اند نفی می کنند.

آن ها هستند که با ماموریت شیطانی و با دستآویز قرار دادن دین مبین اسلام، سرنوشت ایران و ایرانیان را به دست گرفته اند و به نام اسلام بر مردم ایران ظلم روا می دارند تا اسلام را بدنام کنند و مسلمانی را فاقد هرگونه ارزش های اخلاقی جلوه گر سازند.

ملت ایران آگاه است و فریب این گونه تبلیغات را نمی خورد.

ملت ایران کورش را می خواهد و انسانیت او را طلب می کند و خواهان به دور ریختن این افرادی است که کوچک ترین معیار معنوی و انسانی درشان وجود ندارد و از شعار "گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک" ایرانیان کوچکترین بویی نبرده اند.

این "عرب ها مخفی" بروند و ارزش های اخلاقی کورش بزرگ دوباره بر ایران فرمانروایی کند!

اورشلیم: 20 آذر ماه 1395 – 10 دسامبر 2016

 

«صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
سلسله گفت و گوهای رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری

بخش دوازدهم: «جامعه ایرانی یهودستیز نیست و حکومت اسلامی نیز
از خصومت با اسرائیل سودی عاید خود نمی کند»


(این برنامه پنجشنبه هجدهم آذر 1395، هشتم دسامبر 2016 از رادیو اسرائیل پخش شد).


منشه امیر:
آقای امیر طاهری، با درود بسیار به شما. من در گفت و گوی پیشین دو پرسش مطرح کردم و پاسخ شما را شنیدم. پرسیدم آیا صیونیسم نژاد پرستی است و پرسیدم که آیا صیونیسم یک ایدئولوژی خشونت طلب است – به علت اینکه حامیان این ادعا می گویند ملی گرایان یهودی با نام "صهیونیسم" آمدند و اعراب را از خانه هایشان بیرون کردند و زمین هایشان را تصرف کردند و به زور جای آنها را گرفتند و غیره. پاسخ های شما را شنیدم والبته باز می دانم مطالب بیشتری هست که در این زمینه مایل هستید بیان کنید. این برنامه فرصتی برای ارائه توضیحات بیشتر شما است. همچنین در این زمینه که گفتید، صیونیسم یک برنامه عملیاتی نیست بلکه یک ایدئولوژی است و جنبش صیونیسم، شاخه های بسیار متنوعی و حتی متضادی دارد: شاخه دینی، سکولار، سوسیالیستی، راست و چپ و قسم های دیگر که هریک با دیگری متفاوت است. مایل هستیم که نظرات خود را مشروح تر برای ما بیان کنید.

امیر طاهری: ببینید این مثل آن است که اگر قرار باشد از دموکراسی سخن بگوییم، دموکراسی یک متد است و یک حداقل توافق میان افراد در یک جامعه است، در مورد صیونیسم نیز وضع همین طور است. صیونیسم حداقل توافقی است، به این معنی که یهودی ها هم مثل بقیه افراد حق دارند کشوری از خود داشته باشند.

این حداقل توافق است نه حداکثر. از اینجا که شروع کنیم، می بینیم در این رنگین کمان سیاسی، شما می توانید راست باشید، چپ باشید، سوسیالیست، لیبرال، یا هر چه می خواهید باشید، و همان طور که دیدیم اسرائیل در این چند دهه موجودیت خود به عنوان یک ملت - کشور جدید کابینه های مختلف با سیاست های داخلی و خارجی گوناگون داشته و در واقع یک زندگی سیاسی داخلی بسیار پر شوری هم داشته که در بسیاری از کشورهای دیگر خاورمیانه قابل تصور نیست.

ولی در اسرائیل چون یک جامعه دموکراتیک است، این وضع می تواند باشد. چون در مساله اصلی، یعنی این که یهودیان حق دارند کشور خودشان را داشته باشند همه با هم توافق دارند، از اینجا به بعد امکان مبارزه سیاسی بین گروه های مختلف در این کشور همیشه وجود داشته و الان هم وجود دارد و به اسرائیلی ها امکان داده که راه های مختلفی را ، هم در سیاست داخلی و هم در مورد سیاست خارجی انتخاب کنند؛ سیاست های گوناگون و بعضی وقت ها اشتباه که بعضی وقت ها پر ضرر و پر صدمه برای خود اسرائیل هم بوده است، یا کابینه هایی که مسیرهای دیگری را انتخاب کرده اند.

به هر حال، در کشورهای دموکراتیک نیز همیشه سوخت و سوز وجود دارد. ولی در نهایت امر، سیستم دموکراتیک بسیار بهتر از سیستم های استبدادی عمل می کند، که در آنجا امکان بازتاب دادن به افکار عمومی و شریک کردن مردم عادی در تصمیم گیری ها وجود ندارد و یک گروه کوچک مسلط  بر جامعه شده و اشتباهاتی انجام می دهد و بعد کل جامعه باید هزینه آن اشتباهات را بپردازد.

کشورهای خاورمیانه اگر بخواهند می توانند خیلی نکات از اسرائیل یاد بگیرند - حتی اگر از اسرائیل هیچ هم خوششان نیاید.

کسی نمی گوید بیایید عاشق اسرائیل بشوید - همانطور هم که کسی به شما نمی گوید بیایید عاشق سوییس یا فرانسه یا ژاپن بشوید، ولی می توانیم از آنها یاد بگیریم و چون اسرائیل در منطقه خود ما قرار دارد، اعراب یهودی یا یهودیان عرب، ایرانیان یهودی یا یهودیان ایرانی در این کشور می توانند در انتقال تجربه دموکراسی اسرائیل به بقیه کشورهای خاورمیانه کمک بکنند.

این بسته بودن اسرائیل و یا کنار گذاشتن اسرائیل، به نظر من ضرر بزرگی به تحولات اجتماعی در تمامی کشورهای خاورمیانه وارد می کند.

من فکر می کنم اگر رفت و آمد وجود می داشت و اگر شهروندان دیگر کشورهای خاورمیانه می توانستند به اسرائیل بروند و متقابلا اسرائیلی ها می توانستند به کشورهای عرب سفر کنند (که مسافرت به اردن و مصر و برخی از امیرنشین ها تا حدود زیادی امکان پذیر است)، این داد و ستد فرهنگی و این رو در رو شدن انسانی خیلی کمک می کرد که کشورهای دیگر خاورمیانه از تجربه اسرائیل درس بگیرند و البته اسرائیل هم می توانست از تجربه های آنها چیزهای زیادی را فرا بگیرد.

ولی متاسفانه الان ما در یک بن بست قرار داریم؛ بن بستی که رژیم های استبدادی به وجود آورده اند و اجازه نمی دهند که یک مساله عادی که بین دموکراسی ها وجود دارد، مرزها برداشته شود و انسان ها بتوانند مستقیما با هم تماس داشته باشند، متاسفانه چنین وضعی هنوز در منطقه ما قابل تصور نیست.


منشه امیر:
صحبت از صیونیسم است و این واژه را حکومت اسلامی ایران خیلی دوست دارد که به کار ببرد. در موارد بسیاری اگر زیره در کرمان کمیاب بشود، برنج در گیلان نایاب شود، یا بیماری ایدز در مصر بوجود بیاید، اگر سونامی در ژاپن رخ بدهد و اگر کسی در ایران مورد سوء قصد قرار بگیرد، حکومت ایران چشم بسته می گوید "کار، کار صهیونیست هاست"! آیا واقعا صیونیسم یک چنان قدرت جهانی است که هرچه در دنیا رخ می دهد زیر سر صیونیست ها است؟

امیر طاهری: نه دیگر، ببینید این در واقع یک جوک است. اما می دانید جمهوری اسلامی ایران در این کار پیشقدم نبوده است.

همین گفتمان را حکومت جمال عبدالناصر در مصر به کار می برد.

همین گفتمان را حکومت صدام حسین در عراق به کار می برد.

همه حکومت های استبدادی از این افترا استفاده کرده اند که هر چه اتفاق می افتد و بخصوص شکست های خودشان را در زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی به گردن صیونیسم بیاندازند و خودشان را از مسئولیت مبری کنند.

منتهی چون الان در استفاده از این مساله دیگر اغراق شده، جنبه مضحک پیدا کرده، و به نظر من به ضرر منافع آنهایی است که از آن استفاده می کنند.

ببینید، ارسطو در کتاب «سیاست» خود می گوید هر سیستمی با اغراق کردن در اصل اولیه اش، فاسد می شود.

یعنی اگر با یک اصرار و تاکید زیادی از سلطنت صحبت کنیم، خود سلطنت را خراب می کنیم؛ اگر در یک  سیستم، زیادی از مذهب صحبت کنیم، مذهب را از بین می بریم؛ اگر در سیستمی مرتب بگوییم "همه کارها تقصیر صیونیسم است"، خود این مساله را از بین می بریم و متاسفانه رژیم های استبدادی مثل جمهوری اسلامی ایران متوجه این مساله نیستند.

آنها با این ادعاهایی که بیان می کنند، و مثلا مدعی می شوند که "هشتاد گروه مسلح داعش در پاکستان آماده حمله به ایران شده و این تقصیر صهیونیست هاست"، متوجه نیستند که خودشان را مسخره می کنند.

یعنی به این معنا است که شما نتوانسته اید مرزهای ایران را امن بکنید، نتوانسته اید روابط  ایران را با همسایه های شرقی اش درست بکنید که گروه های تروریستی ضد شما اسلحه به دست نگیرند؛ بعد یکباره یک عده "صیونیست" از آن طرف دنیا و از چند هزار کیلومتر دورتر آمده باشند و این کارها را کرده باشند!

آخر چه کسی این ادعاها را جدی می گیرد؟ یعنی جدی نیست – و از آن جا که تجزیه و تحلیل یا صورت مساله جدی نیست، پس راه حل جدی هم نمی شود برایش پیدا کرد.


منشه امیر:
ولی حکومت ایران، همانطور که شما اشاره کردید تنها رژیمی نیست که این واژه "صهیونیسم" را به کار می برد و از آن سوء استفاده می کند. ما در اروپای دیروز و حتی در دوران امروز اروپا می بینیم که بسیاری از پدیده های منفی را به صیونیسم نسبت می دهند. در کشور ژاپن که اصلا در آنجا یهودی زندگی نمی کند و شاید مثلا 200 تا 300 بازرگان یهودی در ژاپن هستند و هیچ مقام دولتی ندارند، باز هم گاهی گناه بحران اقتصادی ژاپن را به گردن "صهیونیست ها" می اندازند و همچنین در اروپای امروز.

امیر طاهری: بله، همچنین مثلا در مالزی، (در یکی از گفت و گوهای قبلی هم این را اشاره کردم) که این آقای ماهاتیر محمد که نخست وزیر مالزی بود و من یک بار با او شام می خوردم، معتقد بود که یک دفعه صیونیست ها سعی کردند مالزی را که شده بود ببر آسیا و یک موفقیت بزرگ اقتصادی برای جهان اسلام بدست آورده بود، از بین ببرند و تقصیر کار در این امر را "جرج سوروس" معرفی می کرد.

جرج سوروس بازرگان یهودی آمریکایی با اصلیت مجار است.

من فکر کردم که این آقای ماهاتیر محمد اصلا متوجه این مطلب نبود که با گفتن این حرف خودش را مسخره می کند که چطور ممکن است یک آقایی که در نیویورک نشسته بتواند با یک تلفن سراسر اقتصاد کشور شما را از بین ببرد؟

این تهمت زدن به صیونیسم برای پوشش احساس ضد یهود، به خصوص در غرب است.

آخر چون در غرب نمی شود گفت "من ضد یهود هستم"، باید بگویی "من ضد صیونیست هستم".

ولی ریشه های عمیق ضدیت با یهود در غرب وجود دارد و من همیشه در تماس هایم با فرهنگ های غربی این را دیده ام و چون یک خارجی بودم که نه یهودی است و نه اروپایی؛ این را به خوبی متوجه می شدم. از بیرون می توانستم نگاه کنم و بهتر متوجه شوم که ضدیت با یهود و کینه نسبت به یهود ریشه دوهزار ساله دارد، که در بحث های قبلی هم ما در مورد آن صحبت کردیم.

منتهای مراتب، چون الان بعد از هولوکاست و فاجعه ای که در جنگ جهانی دوم رخ داد، کسی رویش نمی شود بگوید من ضد یهود هستم، یا به اصطلاح سامی ستیز و آنتی سمیت هستم، می گوید که من ضد اسرائیلی هستم و یا ضد صیونیسم هستم.

این نقابی است برای یک چهره بسیار کریه تر، که همان ضدیت با یهود است.
 

منشه امیر: آیا این سخنان را که می فرمایید خطاب شما نه فقط  در مورد اروپا، که به حکومت اسلامی ایران نیز هست؟ یعنی هر جا که انسان ها شرمنده می شوند که صریحا بگویند یهود ستیز هستند چون یهود ستیزی یک امر مکروه است، افترا و خصومت خود را زیر پوشش واژه صیونیسم انجام می دهند و بیان می کنند؟

امیر طاهری: در مورد دست کم بعضی از این مقامات، در ایران در این امر تردیدی نیست.

مثلا آقای ظریف وزیر خارجه، چون سال ها خودش در آمریکا زندگی کرده و رفت و آمد داشته و خانواده اش در آنجا بوده و غیره، می داند که در آمریکا نمی شود شما بیایید بگویید من ضد یهودی هستم. به همین جهت همیشه سعی می کند موضوع را برگرداند.

به عنوان مثال، در یک سخنرانی (در سال 2016) در استکهلم، ظریف گفت "صحبت راجع به این است که صهیونیست ها هستند که باعث خرابکاری می شوند" و غیره.

سخنان او به نظر من پوششی است برای ضدیت با یهود.

اما این را نیز بگویم که البته من نمی دانم خود شخص ایشان ضد یهود هست یا نه!

ولی بهر حال می خواهد به کسانی که قدرت واقعی را در ایران در دست دارند و ضد یهودی هستند بگوید من هم اهل بخیه هستم و من هم مثل شما ضد یهودی هستم.

اما این به نفع ایران و به نفع هیچکس نیست و خلط  مبحث است و ما را به راه غلط  می اندازد و مانع از آن می شود که مسائل را به طور شفاف تجزیه و تحلیل کنیم و صورت مساله را درست بفهمیم و اگر مشکلی هست، برای آن راه حل حسابی پیدا کنیم.

این یک بیماری است که مختص ایران نیست، در کشورهای عربی هم وجود دارد.

به محض آنکه چیزی خراب می شود، یا زمینه ای درست کار نمی کند، می گویند "بله این بخاطر صهیونیست هاست و آنها هستند که نمی خواهند ما پیشرفت کنیم و موفق بشویم" و غیره.


منشه امیر:
در واقع باید گفت در کنار این تبلیغات ضد صیونیستی در حکومت ایران، یهود ستیزی هم گاهی به صورت علنی انجام می گیرد. برخی از آخوندهای حکومتی می آیند واژه یهود را به جای صیونیسم بکار می برند.

امیر طاهری: بله، این برای اولین بار است که در تاریخ معاصر ایران، یهود ستیزی به طور مشخص و علنی مطرح می شود.

ولی خوشبختانه این در یک سطح محدود است.

جامعه ایرانی بطور کلی یهود ستیزی را قبول ندارد و با یک حالت اشمئزاز (دوری کردن به دلیل ناخشنودی) با این موضوع روبرو می شود.

ولی یهود ستیزی و ضدیت با اسرائیل یکی از عناصر اصلی ایدئولوژی خمینیستی است که در این حدود چهار دهه اخیر بر ایران مسلط  است و تمام کسانی که در حول و حوش این ایدئولوژی حرکت و زندگی می کنند و آینده شان از آن است، مجبور هستند نفرت و کینه از یهود و اسرائیل را همیشه ملحوظ  بدارند.

این را در مورد حتی بعضی از روشنفکران اسلام گرای سابقا دوستدار و همکار رژیم کنونی ایران هم که در تبعید هستند می بینیم.

آنها هم حتی سعی می کنند هر چند یکبار اشاره ای بکنند که ما با وجودی که در تبعید هستیم و نگرانی هایی در مورد رژیم کنونی و اعتراض هایی به آن داریم، ولی ضدیت مان با یهود و با اسرائیل سر جای خودش باقی است.
 

منشه امیر: بله آقای طاهری این باعث کمال تاسف است، که اینها ظاهرا می گویند که ما خیر و خوبی ایران را می خواهیم، ولی در واقع می آیند و آن ایدئولوژی یهود ستیزانه و اسرائیلی ستیزانه و ضد صیونیستی حکومت اسلامی ایران را تبلیغ و ترویج می کنند.

امیر طاهری: بله، هر کس که خیر ایران را می خواهد، بایستی در درجه اول سعی کند که ایران هیچ دشمنی در دنیا نداشته باشد، بویژه دشمن بی جهت.

باید سعی کند که ایران دوست پیدا کند.

ما می توانیم با همه ملل دنیا دوست باشیم، بخصوص با اسرائیل، که همان طور که قبلا صحبت کردیم هر دو کشور و ملت های ما منافع مشترک دارند و تاریخ خوبی دارند و ما داستان خوبی در طول تاریخ با هم داشته ایم.

بنا بر این، اگر کسی ایران را دوست دارد، نباید بی خودی دشمن تراشی کند، و در درجه اول دشمن تراشی با اسرائیل.

می دانید اگر مساله نزاع بخاطر قضیه فلسطین باشد، که ما نه سر پیاز هستیم نه ته پیاز. ما نمی توانیم از پاپ کاتولیک تر باشیم و لذا نمی توانیم از خود رهبران فلسطینی، فلسطینی تر باشیم و در واقع، هیچ جنبه منطقی در این یهود ستیزی جمهوری اسلامی و حتی منتقدان داخل رژیم دیده نمی شود.
 

منشه امیر: سپاسگزارم از شما آقای طاهری. آخرین پرسش را برای هفته آینده در برنامه پایانی از این مجموعه می گذارم و از شما تقاضا خواهم کرد از رشته گفت و گوهایی که کرده ایم، نتیجه گیری بفرمایید. خدانگهدار.
 

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها


این بار: واقعه تاریخی 21 آذر؛

 سالروز برچیده شدن حکومت موسوم به خودمختاری آذربایجان به رهبری پیشه وری

 

از: فرنوش رام
(این برنامه روز
شنبه بیستم آذر 1395، دهم دسامبر 2016 در آستانه هفتادمین سالروز واقعه 21 آذر تهیه و پخش رادیویی شد).
 

 اواخر ماه آذر در تقویم ایران یادآور روزی تاریخی است که با سپری شدن هفتاد سال از آن هنوز احساس ها و نظرات گوناگونی – بویژه در مناطق آذربایجان ایران و آن سوتر- نسبت به آن وجود دارد؛ برچیده شدن حکومت موسوم به خودمختار در آذربایجان ایران؛ حکومتی که بدست فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه وری برپا شده بود- هرچند که عمرش تنها یکسال بود و نه بیشتر. اما عواقب آن تا به امروز اثرگذار است.
 

***********

در حالی که ایران پس از شانزده سال حکومت رضا شاه در اوج گرفتاری های داخلی و بحران های بین المللی ناشی از جنگ جهانی دوم زیر فشار سنگین قدرت ها نیز برای تقسیم ایران و دادن امتیازات استخراج نفت شمال و جنوب به شوروی و بریتانیا بود، محمد رضا شاه تازه سلطنت خود را آغاز کرده و قدرت لازم را نیافته بود.

در همین حال، وضعیت ضعف سیاسی حکومتی که مانع از خودکامگی ها می شد، این امتیاز را نیز برای مخالفین ایجاد کرده بود تا احزاب سیاسی مختلف به پا کرده و نوعی «بهار آزادی» ایجاد شود که امکان مطرح کردن ناخشنودی ها را فراهم می کرد؛ همین دوره بود که حزب توده و دیگر مخالفین عرصه ای برای مطرح شدن در برابر خود می دیدند و یارگیری می کردند.

اتحاد شوروی که در سودای صدور انقلاب کمونیستی خود و برپا کردن حکومت های دست نشانده و وفادار به خود در همه جا، و از جمله در یکی از همسایه هایش، ایران بود، با بهره گیری از پاره ای از فضای ناخرسندی های ناشی از احساس غبن و ظلم در مناطق آذری زبان ایران، جعفر پیشه وری را تقویت می کرد اما عملا می خواست حکومت شاه را وادار کند که امتیاز نفت شمال ایران را به شوروی بدهد.


شاه با استالین دیدار کرده بود اما شوروی با سماجت امتیاز نفت شمال را می خواست

حزب توده که مهم ترین و فعال ترین حزب در آن فضا بود و تازه فعالیت هایش را از مهر 1320 گسترش داده و رسمیت بخشیده بود، با تکیه بر بخشی از ناخرسندی های مردمی که از جمله واکنشی به اقدامات یکه تازانه رضا شاه بود، عملا داشت نیروهایی را برای تحقق رویای شوروی بسیج می کرد- حتی اگر این نیروها خودشان فعالیت سیاسی شان را در ایران ملی گرایانه تلقی می کردند. حزب توده از تفاوت های منطقه ای و اجتماعی بهره برداری می کرد و آن را به عنوان تبعیضِ روا داشته شده در حق مردم منطقه آذربایجان ایران برجسته می کرد.

شوروی که همراه با قوای متفقین در اوج جنگ جهانی دوم برای مبارزه با نازی های آلمان فعالیت می کرد، از مدتی قبل از آن، به این انگیزه که نیازهای نظامی برای نیروهای شوروی باید از راه ایران بگذرد، با همکاری بریتانیا، در تابستان 1320 ایران را اشغال کرده بود؛ رخدادهایی که به فرستادن رضا شاه به تبعید در سنت موریس در آفریقای جنوبی منجر شده بود.

این وقایع زنجیره ای از رخدادها بودند که در ذهنیت تاریخی ما و نسل های قبلی مان به عنوان «ماوقع شهریور 20» حک شده است و دل چرکین بسیاری از ما نسبت به شوروی و روس ها و انگلیسی ها تا به امروز، از جمله به خاطر آن رخدادهاست که نسل های پیشین ما تجربه کرده و به ما آموخته اند و در تاریخ نیز آنها را خوانده ایم.

***********

در جنگ جهانی دوم، جوزف استالین حاکم شوروی بود که بر اساس اسنادی که بعدها بدست آمد، دستور به تلاش برای تشکیل حکومت های محلی در بخشهایی از ایران داده بود که همسو و مجری خواسته های شوروی باشند.\همزمان با اقدامات جعفر پیشه وری در تشکیل حکومت خودمختار فرقه دموکرات آذربایجان در بخش هایی از آذربایجان غربی، کردهای شورشی و ناراضی نیز جمهوری کردی مهاباد را در مهاباد در استان آذربایجان غربی برپا کرده بودند.

حزب دموکراتیک آذربایجان به رهبری پیشه وری در واقع بخش آذری حزب توده بود.

جنگ جهانی داشت به پایان می رسد و زمان برای تحقق خواسته های شوروی فرا می رسید؛ شوروی پایش را در یک کفش کرده بود که امتیاز استخراج نفت شمال ایران را بگیرد.

نیروهای نظامی شوروی حملاتی به چند نقطه مرزی ایران انجام داده و سربازان حکومت شاهنشاهی ایران را در سرحدات مانند نقاط  مرزی شهر «میانه» خلع سلاح کرده بودند؛ ایل شاهسون در مناطق اردبیل و خوی به یاری ژاندارمری ایران رفت اما موفقیتی نداشت؛ سهولت این اقدامات برای شوروی، این ابرقدرت کمونیستی را تحریک کرد تا تحرکاتش را در ایران گسترش دهد و یک نیروی نظامی را به سوی ارومیه بفرستد تا مقاومت و مخالفت ها را با فرقه دموکراتیک آذربایجان مستقیما سرکوب کند.

اما پیشه وری و یارانش به مردم محلی می گفتند، حکومت شاه در تهران ضعیف و ضد ملی است و در برابر دولت مرکزی فعالیت می کنند. حکومت خودمختار آذربایجان از آغاز کار خود تلاش کرده بود از طریق برخی اصلاحات و تقسیم زمین های کشاورزی، همکاری مردم محلی را جلب کند اما این سیاست موقت بود و تلاش برای سر پا نگهداشتن حکومت، موجب شد زیگزاگ های زیادی در عملکرد و رویه خود بدهد.

 

***********

پیش از نگاه به سیر رخدادهای تاریخی که به واقعه 21 آذر سال 1325 انجامید، از خود پیشه وری نیز بیشتر بگوییم:

سید جعفر جوادزاده ملقب به سید جعفر پیشه وری، زاده خلخال، سیاستمدار و روزنامه نگار انقلابی کمونیست و موسس فرقه دموکرات آذربایجان، زمانی که بچه ای ده ساله بود با خانواده اش که مال و ملک خود را در آشوب های قاجاریه از دست داده بود، به قفقاز شوروی رفت.

در آن زمان، باکو که تازه به تسلط  شوروی در آمده بود، به یک قطب جدید صنعتی مبدل شده و جوانان جویای کار را قبول می کرد. جعفر جواد زاده که بعدها به جعفر پیشه وری مشهور شد، ابتدا در دانشگاه باکو تحصیل کرد و در مدارس ایرانی زادگان مقیم باکو به شغل معلمی پرداخت.

اتحاد شوروی در کنار تسلط  بر آذربایجان آن سو به پایتختی باکو، انزلی را نیز در تسلط  خود داشت؛ جایی که نهضت موسوم به «جنگل» در آن نضج گرفته بود. جعفر پیشه وری و یارانش اینها را فرصت می دیدند. آنها به حزب عدالت پیوستند که از این مناطق فعالیت می کرد؛ حزب عدالت بعدها به حزب کمونیست ایران تغییر نام داد.

پیشه وری در آغاز در باکو فعالیت سیاسی می کرد و از آنجا برای نشریات همسو با دیدگاههای خود در ایران مطلب می فرستاد و سپس با بازگشت به ایران در روزنامه هایی با نام های «حریت، ««کامونیست» و «حقیقت» در رشت و تهران منتشر می کرد.

زمانی که جنبش موسوم به «جنگل» در شمال ایران شکست خود، پیشه وری به باکو برگشت. اما در پی تشکیل دومین کنگره حزب کمونیست ایران، پیشه وری برای سازماندهی دوباره فعالان این حزب به ایران آمد؛ گفته می شود زمستان 1306 وارد ایران شد و در سال های بعد در زمان حکومت رضا شاه چند بار دستگیر و محاکمه و زندانی شد. او که به ده سال حبس محکوم شد مدتی از حبس را گذراند و سپس به کاشان تبعید شد؛ رضا شاه که از ایران رانده شد، پیشه وری به فعالیت های سیاسی برگشت و از اعضای موسس حزب توده در مهر ماه سال 1320 شد؛ زیرا هنوز غبار رفتن رضا شاه فرو ننشسته بود که حزب توده رسما تشکیل شد.

 
پیشه وری برای دبیرکل سازمان ملل نامه نوشت و خواهان برسمیت شناختن حکومت خودمختار شد

پیشه وری سه سال بعد، 1323 خورشیدی، به نمایندگی تبریز برای چهاردهمین دوره مجلس شورای ملی انتخاب شد اما اعتبارنامه اش برای مجلس رد شد. این رفتار او را منزوی کرد و بیشتر به دامان شوروی انداخت؛ خودش گفته بود: «از پنجره بیرون رفتم اما از در وارد خواهم شد».
 

***********

به ادامه سیر رخدادهای منجر به واقعه 21 آذر بازمی گردیم:


شوروی که همزمان با جنگ جهانی دوم می خواست حکومت لرزان و ضعیف محمد رضا پهلوی را به دادن امتیاز نفت شمال ایران به شوروی وادار کند، برای سنگین کردن اهرم فشار بر ایران، در برپایی حکومت های خودمختار کرد مهاباد و دولت خودمختار آذربایجان بیشترین نقش را آشکارا ایفا کرد.

 جعفر پیشه وری در دولت خودخوانده اش، دولت فرقه دموکرات آذربایجان، ضمن حفظ  مقام نخست وزیری پست وزارت کار را در این کابینه داشت و 9 یار او نیز با نام های جعفر کاویان، مهتاش، الهامی، کبیری، جاوید، بی ریا، اورنگی، عظیما و رسولی وزارت خانه های جنگ، کشاورزی، دارایی، پست و تلگراف، داخله، فرهنگ، بهداری، دادگستری، و اقتصاد و تجارت را در این دولت خودخوانده داشتند.


«دولت» پیشه وری

درگیری های شدید و اکثرا مسلحانه از آغاز به کار حکومت خودمختار پیشه وری در آذربایجان میان ایرانیان موافق و مخالف، وضع را بحرانی کرد؛ بسیاری کشته شدند و بسیاران دیگری گریخته و آواره شدند و مهاجرت کردند- هر چند که چهره های آکادمیک و برخی اسناد بین المللی مانند گزارش های سفارت وقت آمریکا در ایران از شمار کمتری کشته و ده هزار آواره – نسبت به آنچه که مردم محلی در خاطرات خود می گفتند- ادعا می کرد.

نارضایی ها و بحران در لوای دولت فرقه آذربایجان چنان زیاد شد که نظامیان شوروی ظاهرا با این امید که دولت شاه جوان را به دادن امتیاز نفت شمال به شوروی وادار کند، خاک ایران را ترک کردند؛ رفتن نظامیان شوروی ستونی را که تکیه گاه حکومت خودمختار آذربایجان ایران بود، به زمین انداخت و با فروپاشی روبرو کرد.

در روز بیست و یکم آذر 1325 خورشیدی، یکسال واندی پس از اعلام برپایی حکومت خودمختار آذربایجان، ارتش ایران که بدستور محمد رضا شاه از مرکز حرکت کرده بود به تبریز رسید.


ورود ارتش ایران به تبریز برای ختم «غائله»

تمیسار سرتیپ هاشمی داماد باقر خان، قهرمان ملی آذربایجان، یکی از نظامیان کارآمد ایران در واقعه تاریخی 21 آذر بود. ارتشبد حسین فردوست نظامی ارشد ایرانی که نیز دوست نزدیک پادشاه جوان بود در ماوقع آذربایجان نقش ایفا کرد و در حرکت ارتش به سوی تبریز برای تاراندن نیروهای حکومت پیشه وری سهیم بود- هرچند که سی و دو سال بعد در سال 1357، نام فردوست در حافظه ملی گرایان ایران به عنوان کسی  ثبت شد که نه تنها به شاه بلکه به کشور ایران و ایرانیان خیانتی بس بزرگ کرد.

در هر حال، فردوست در خاطراتش نوشته است، در آن روز 21 آذر در آذربایجان که ارتش به منطقه رسید، شخصا شاهد اعدام صحرایی شمار کثیری از آذری هایی بود که در معرض اتهام همراهی با پیشه وری بودند. فردوست از کشته شدن دو تا سه هزار نفر در آن روز در خاطراتش ادعا کرده است.
 

***********
 


حکومت پادشاهی تا سال 1357 که بر پا بود، 21 آذر را به عنوان روز «رهایی آذربایجان» جشن می گرفت

زمانی که ارتش ایران در 21 آذر 1325 به آذربایجان می رسید، چهره های باقیمانده از دولت خودمختار پا به گریز نهادند و به دامان شوروی رفتند- همانگونه که پیشه وری نیز خود چند روز قبل به شوروی رفت و در باکو منتظر و امیدوار به ورق خوردن اوضاع بود.

اما امید پیشه وری ناکام ماند؛ حکومت خودمختار آذربایجان او که تنها یکسال دوام داشت دیگر سر بلند نکرد. یک سال بعد از واقعه 21 آذر نیز، گفته می شود که پیشه وری در یک تصادف جاده ای میان شهرهای گنجه و یولاق در آذربایجان شوروی درگذشت.


پیشه وری در تصادف جاده ای در جمهوری آذربایجان یکسال بعد از فروپاشی حکومتش درگذشت



 

شنوندگان ایران برنامه رادیو اسرائیل را از کانال «رادیو جهانی» Radio Jahani در دو ماهواره «هات برد» و «یوتل ست» از این قرار می شنوید:
- پخش زنده از شش و نیم تا هشت عصر ایران، و سه بار دیگر به صورت باز پخش :
- از یازده و نیم پیش از نیمه شب تا یک بامداد ایران،
- از هشت و نیم تا ده صبح فردای ایران،
- و از یک و نیم تا سه بعدازظهر فردای ایران.

 

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «هات برد» 13 درجه شرقی، فرکانس: 10949، ورتیکال V (عمودی)، سیمبل ریت: 27500، اف.ای.سی: سه چهارم

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «یوتل ست» 7 درجه شرقی، فرکانس: 10721، هورایزنتال H (افقی)، سیمبل ریت: 22 هزار، اف.ای.سی: سه چهارم

 

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولتمی توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.

رادیو اسرائیل در بخش بین المللی، امکانات GLWIZ، تلویزیون «ایران آریایی» و «پرشین رادیو»

- صدای رادیو اسرائیل را افزون بر تارنمای radis.org و ماهواره های «هات برد» و «یوتل ست» از وبسایت بخش بین المللی رادیوی کشور اسرائیل هم به این نشانی می توانید بشنوید: www.iba.org.il/world

-«رادیو جهانی» در بخش رادیوها در GLWIZ، از جمله در اپلیکیشن جی ال ویز و وبسایت آن هم در دسترس شما است.

- شبکه تلویزیونی «ایران آریایی» در آمریکا نیز هر روز برنامه رادیو اسرائیل را همراه با ویدیوهای خبری به صورت «دیداری» مبدل کرده و به بینندگان این تلویزیون در جهان ارائه می کند.

- رادیوی «پرشین رادیو» در کالیفرنیا نیز برنامه رادیو اسرائیل را هم در برنامه زنده آن و هم یک بار دیگر در ساعات بعدازظهر به وقت لس آنجلس به صورت بازپخش به شنوندگان خود ارائه می کند.

  

تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «بررسی صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب» و «داستان های کوتاه ایرانی» از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.


 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است