پنجشنبه هشتم مهر 1395 خورشیدی
بیست و نهم سپتامبر 2016 میلادی
بیست و ششم ماه «ایلول» از سال 5776 عبری


برنامه رادیو اسرائیل به سوی ایران و جهان (که بدلیل تغییر ساعت در ایران، موقتا یک ساعت زودتر از معمول برای شنوندگان داخل ایران پخش می شود وموقتا از ساعت 17:30 تا 19:00 شامگاه ایران می باشد)، با یک بولتن مشروح اخبار آغاز شد.

تدارکات گسترده در اسرائیل برای خاکسپاری پیکر شیمون پرس سیاستمدار بارز اسرائیلی که بامداد چهارشنبه در سن 93 سالگی درگذشت، همراه با گزارش های آمدن دهها رهبر و سیاستمدار و شخصیت های طراز اول جهانی برای خاکسپاری او در روز آدینه، مهم ترین و اصلی ترین گزارش برنامه خبری امروز بود.


تدارکات گسترده برای حضور صدها رهبر و شخصیت جهانی در مراسم خاکسپاری پیکر شیمون پرس

اما آخرین خبرها و گزارش های مربوط به سوریه، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و شمار دیگری از رویدادهای مهم دنیا و نیز ایران در این مجموعه اخبار به آگاهی رسید. بولتن خبری با اجرای خانم فرنوش رام در 61 دقیقه به آگاهی رسید.

 
برای شنیدن این مجموعه خبری، به امکاناتی که در این صفحه در اختیار شماست مراجعه کنید.
 

 

آنگاه بخش چهارم از سلسله مباحثات جدید رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری، روزنامه نگار و نویسنده و محقق پیشکسوت در مورد صیونیسم، جنبش ملی گرایی یهودیان پخش شد.

این بخش از گفت و گوهای آقای منشه امیر با آقای امیر طاهری به این موضوع اختصاص یافت: «یهودستیزی یک اندیشه وارداتی از اروپا بود که خمینی آن را برای تامین منافع دینی و منطقه ای رژیم به کار گرفت». این برنامه در 14 دقیقه ارائه شد. نظر به اهمیت این سلسله برنامه های رادیویی ارزشمند با آقای امیر طاهری، متن مکتوب آن را نیز در ادامه این صفحه قرار داده ایم.


آقای امیر طاهری


سپس در دقایق پایانی از وقت امشب، همانند هر پنجشنبه دیگر، برنامه این هفته «راهی بدیار روشنایی» ویژه گزارش های تحقیقات پزشکی و فن آوری های مدرن ارائه شد که امروز در 10 دقیقه ارائه گردید.

 
«راهی به دیار روشنایی»؛ مجله هفتگی رادیو اسرائیل در امور نوآوری، پزشکی و تندرستی

پاپ فرانسیس: «جهان بدون نور وجود شیمون پرز کمی تاریک تر است»
 

اسرائیل این هفته با تجربه ترین سیاستمدار خود شیمعون پرس را که تا دم آخر در راه صلح با فلسطینی ها و اعراب تلاش می کرد، از دست داد.

شیمون پرس بر اثر خونریزی مغزی دو هفته آخر حیات در بیمارستان "شیبا" در تل آویو بستری بود در سن 93 سالگی درگذشت.

با سلسله عکس های انتخابی با مراحل زندگی خصوصی و کاری شیمون پرس آشنا شوید.

 

            

 

 

 

                          


نگاهی کوتاه به فرازهای زندگی شیمون پرس
یک زندگی پربار:
1923-2016

پرس در دوم اوت سال 1923 در شهرک ویشنبای لهستان که امروز جزو روسیه سفید است متولد شد.

در سال 1934 هنگامی که 12 ساله بود همراه با خانواده اش به اسرائیل مهاجرت کرد و در سال 1945 با سونیا گلمن که برای مدت 60 سال همسر وی بود، ازدواج کرد.

در سال 1953 به پست مدیرکلی وزارت دفاع رسید و برای ساخت کوره اتمی دیمونا تلاش کرد.

در سال 1959 برای نخستین بار به نمایندگی "کنست" (پارلمان اسرائیل) برگزیده شد.

در سال 1965 به حزب اولی نخست وزیر اسرائیل، داوید بن گوریون پیوست.

در سال 1947 در انتخابات بر سر رهبری حزب کارگر شکست خورد و رابین به پیروزی رسید.

در سال 1976 به پست وزارت دفاع منصوب شد و عملیات رهایی مسافران گروگان اسرائیلی را که به عملیات "آنتبه" مشهور است هدایت کرد.

در سال 1977 به رهبری حزب کارگر رسید ولی در انتخابات نخست وزیری از حزب "لیکود" و رهبر آن مناخم بگین شکست خورد.

در سال 1984 در دولت وحدت ملی به نخست وزیری رسید و تورم اقتصادی را مهار کرد.

در سال 1992 در کابینه اسحاق رابین وزیر خارجه بود و در راه طرح صلح اوسلو تلاش زیادی به خرج داد.

در سال 1994 همراه با اسحاق رابین و یاسر عرفات بخاطر صلح با فلسینی ها و سپس صلح با اردن جایزه صلح نوبل را دریافت داشت.

در سال 1995 پس از قتل رابین، نخست وزیر دوران انتقالی شد.

در سال 1996 در مبارزه انتخاباتی در برابر بنیامین نتانیاهو شکست خورد.

در سال 1997 بنیاد صلح شیمون پرس را بنیاد نهاد.

در سال 2000 در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد و موشه کتساو ایرانی الاصل و زاده شهر یزد به این پست رسید.

در سال 2003 به رهبری حزب کارگر و اپوزیسیون پارلمانی انتخاب شد و این در حالی بود که سنش از هشتاد هم فراتر رفته بود.

در سال 2005 به حزب تازه تاسیس شده اریئل شارون "کدیما" پیوست.

در سال 2007 به جای موشه کتساو به ریاست جمهوری منصوب گردید و تا سال 2014 رییس جمهوری بود.

در سال 2012 از پرزیدنت اوباما "مدال آزادی" را دریافت داشت.

در سال 2016 در 93 سالگی، در روز چهارشنبه هفتم مهر 1395، 28 سپتامبر 2016، رهسپار جهان باقی شد.

 
خانه ابدی شیمون پرس را آماده کردند؛
یک قطعه خاک برای نابغه بشریت درکنار قبر اسحاق رابین در اورشلیم
 

بخش چهارم از سلسله گفت و گوهای جدید رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری در مورد
 «صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»

 
آ
قای امیر طاهری

« یهودستیزی یک اندیشه وارداتی از اروپا بود که خمینی
آن را برای تامین منافع دینی و منطقه ای رژیم به کار گرفت»


(این برنامه پنجشنبه هشتم مهر 1395 خورشیدی، 29 سپتامبر 2016 میلادی از رادیو اسرائیل پخش شد).
 

منشه امیر: آقای امیر طاهری، در این رشته از گفت و گوها با شما در خصوص یهودستیزی، موضوع به یهودستیزی در ایران و بویژه در حکومت اسلامی در ایران کشیده شد. در گفت و گوی پیشین توضیح دادید که با وجود فرمان کوروش کبیر و یا فرمان مهم ناصرالدین شاه قاجار که «ذمه» بودن را برای اقلیت های مذهبی لغو کرد، کراهت نسبت به یهودیان در میان شیعیان ایران وجود داشته است. اما توضیح دادید که چرا معتقد هستید که یهودستیزی از نوع اروپایی و آلمانی آن بعد از رشد نازی ها در آلمان «وارد» ایران شد. اطلاعاتی که در گفت و گوی پیشین بیان کردید، برای من هم بسیار جالب بود و اطمینان دارم که شنوندگان نیز در آن نکاتی بسیار جالب یافته اند، زیرا کمتر تا کنون از آن سخن رفته بود. سخنان توضیحی شما در باره شیوه فعالیت های تبلیغی آلمان نازی در ایران بسیار مهم و روشنگرانه بود. به یک موضوع که من آن را تکان دهنده می دانم، اشاره کردید و آن، همکاری گروهی از روحانیون ایرانی با آلمان نازی با هدف پراکنده کردن دروغ هایی بود که با سیاست ها و منش آلمان هیتلری و دین اسلام همخوانی داشته باشد.

در همین حال، شما در گفت و گوی پیشین توضیح دادید که مقامات ایران در مذاکره با سران آلمان نازی گفتند که یهودیان ایران را نمی توان از نظر خونی و نژادی مانند یهودیان اروپایی دانست و بنابراین، برنامه های شما برای نابودی یهودیان، شامل این گروه نمی شودد و به آنها گفتند که در ایران برای ضدیت با یهودیان باید به این ستیز جنبه دینی داد. مقامات وقت ایران به نمایندگان آلمان نازی گفتند که یهودیان ایران «کلیمی» هستند و مانند ایرانی ها «آریایی» محسوب می شوند اما تنها دین آنها یهودی است و لذا، برنامه آلمان نازی که باید یهودیان را بخاطر نژاد و خون آنها کشت، نمی تواند در قبال «کلیمیان ایران» قابل اجرا باشد. اینجا می خواهم بدانم که شما آقای طاهری، نقش تعصبات دینی و مذهبی شیعه را در ایجاد و گسترش یهودستیزی در ایران چطور می بینید؟

امیر طاهری: یهودستیزی مدرن که قبلاً در باره آن صحبت کردیم، در ایران دو شاخه داشت؛ یک شاخه روحانیون بودند که مهم ترین نقش بر عهده آیت الله (ابوالقاسم) کاشانی بود.

آیت الله کاشانی بخاطر ضدیت با انگلیس به آلمان نزدیک شده و به آنها سمپاتی پیدا کرده بود و این درحالی بود که آلمان نازی حکومتی بی دین و خداناشناس به حساب می آمد.

با وجود این، آیت الله کاشانی در عراق با انگلیسی ها مبارزه کرده بود و آن زمانی بود که انگلیسی ها در عراق حضور یافته بودند.

مخالفت او با انگلیس از ماجرای عراق شروع شده بود. البته زمانی که انگلیسی ها نیز وارد ایران شدند، آیت الله کاشانی را گرفتند و او را به فلسطین تبعید کردند.

باید از آخوند فلسفی نیز نام ببرم، که او هم به نازی ها بسیار نزدیکی یافته بود.

از نزدیکی «نواب صفوی» هم که قبلاً در گفت و گوی پیشین سخن گفتم و توضیح دادم که او هم یار آلمان های نازی شده و تعلیم دیده آنها در هنرستان صنعتی آلمان نازی به ریاست یک افسر اس.اس در تهران بود.

باید روزنامه «پرچم اسلام» را یادآوری کنم که در آغاز با پول و بودجه ای که (یوزف) گوبلز تعیین کرده بود، پایه گذاری شد و انتشار خود را در ایران آغاز کرد. هدف این روزنامه تبلیغ نیت های آلمان نازی در ایران بود.

یک گروه دیگر، «گروه روشنفکران ایران باستانی» نام داشت که از اعضای این گروه از (حسین) کاظم زاده ایرانشهر و داوود منشی زاده نام می برم؛ که این فرد آخر بعداً «حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران» را تاسیس کرد.

از بهرام شاهرخ نیز نام می برم که هم او و هم داوود منشی زاده در رادیوی موج کوتاهی «سزن» Radio Zeesen) که در افواه عمومی به «رادیو برلن» شهرت یافته) و در جنوب غربی برلین برنامه پخش می کردند.

در این ایستگاه رادیویی به زبان فارسی که می گفتند: «اینجا برلین، صدای آلمان»  کار می کردند.

برنامه های آن از طریق موج کوتاه پخش می شد.

باید بگویم که برنامه آنها موثر بود چون بویژه می دانید که بهرام شاهرخ را که من هم با او ملاقات کرده بودم، در دهه پنجاه میلادی، به دکتر محمد مصدق نزدیک شده و مدتی هم سرپرست بخش مطبوعاتی دفتر دکتر مصدق بود.

بهرام شاهرخ صدای گرمی داشت؛ فارسی را خیلی خوب می دانست؛ واقعاً برنامه رادیویی آنها بسیار موفق بود و یکی از شنوندگان دایمی این برنامه نیز آقای روح الله خمینی بود.

خمینی یک دستگاه رادیویی را از یک زائرِ آمده از عراق خریداری کرده و با آن به برنامه های این رادیو گوش می کرد. آن رادیو یک رادیوی ساخت انگلیس و مارک کارخانه «پای» بود. خمینی هیچ شبی برنامه های این رادیو را از دست نمی داد.

بنا به نوشته زندگی نامه نویس خمینی، آقای دوانی، خمینی هر شب همراه با شماری دیگر از ملاهای جوان بالای پشت بام می رفت و به برنامه های این رادیو از برلین گوش می کرد.

نکته جالب این است که مدیر یا سرپرست سیاسی این رادیو (منظورم سرپرست سیاسی برای همه برنامه های رادیویی که از آلمان نازی به زبان های خارجی پخش می شد)، فردی به نام «کورت گئورک کی زینگر» بود که بعداً صدراعظم آلمان شد و به تهران نیز آمد و زمانی که من روزنامه نگار بودم، او را در تهران دیدم و با او مصاحبه کردم. آن سال، 1969 میلادی بود.

البته بعد از جنگ جهانی دوم، هر کس که به مقام صدراعظمی آلمان می رسید، به ایران می آمد و سفر می کرد – چون کشورهایی که آنها را به عنوان مهمان خارجی بپذیرند بسیار بسیار کم بود و اکثر کشورها حاضر به مراوده با رهبران آلمان، بخاطر فجایعی که از آلمان نازی دیده بودند، نبودند.

نخستین نمایشگاه صنعتی آلمان فدرال، بعد از جنگ جهانی دوم، نیز در تهران برقرار شد که «لودویگ ارهارد» وزیر اقتصاد وقت آلمان بود.

«ارهارد» و بسیاری از مقامات آلمان بعد از جنگ به ایران آمده بودند که از جمله آنها، همین آقای «کی زینگر» بود که صدراعظم شده بود و بعدها نیز هلموت اشمیت به ایران سفر رسمی کرد.

همه اینها فکر می کردند که ایران کشور بسیار مهمی برای آلمان است و سفر به آن را ضروری می دانستند.

گروه دوم پان ایرانیست ها بودند که منظورم، «حزب ناسیونالیست ایرانی» است، آن ها به خاطر ضدیت با انگلیس و ضدیت با روس، به آلمان نزدیک شده بودند و نه به خاطر نفرت از یهودیان یا هر کس دیگر.

من خود مطمئن هستم که کاظم زاده ایرانشهر که از او یاد کردیم، نفرتی از یهودیان نداشت و ضد یهود نبود و مجله ای که او و همکارانش با نام «ایران باستان» منتشر می کردند، بدون تردید جنبه ضد یهودی نداشت.

ابوالقاسم پاینده نیز که بعداً مجله «صبا» را منتشر می کرد، ضدیتی با یهود نداشت.

خیر! همه آنها «پرو آلمان» و طرفدار آلمان شده بودند – به این دلیل که آلمان ضد انگلیس بود.

منظورم این است که این جنبه عمده سیاسی ماجرا را نباید کم اهمیت گرفت.

نکته متفاوت در این سال های گذشته در جمهوری اسلامی ایران این است که اینها آمده اند و آن میکروب آنتی سمیتیزم را که در ایران جایی نداشت، به راستی وارد کرده اند ولی واقعاً آن را از غرب «اقتباس» کرده و آموخته و یاد گرفته اند.

من می گویم از این نظر، جمهوری اسلامی ایران، «خیلی غربی» است.

ایران پیش از جمهوری اسلامی، لااقل از این نظر، غربی نبود اما از منظرهای دیگر غربی بود اما حال، این منش و رویه ضد یهودی گری که من در جمهوری اسلامی می بینم، ضد یهودی گری غیر ایرانی و کاملاً  اروپایی است.

برای همین است که در همین نمایشگاه «کاریکاتورهای هولوکاست» (که ماه مه 2016 در تهران برپا شد) دیدیدیم که بیشتر دعوت شدگان نیز از اروپا و آمریکا بودند.

مدعوین نمایشگاه اکثراً غربی بودند.

ببینید که ما در ایران یک نویسنده نداریم که به طور سیستماتیک و پیگیرانه مطالب ضد یهودی نوشته باشد.

همه مطالب انتشار یافته در ایران در این باره، ترجمه است.

در زمانی که محمد علی رامین مشاور محمود احمدی نژاد بود و او پرچمدار این ماجرای انکار هولوکاست شد، در آلمان خودش دانشجو بوده و به گروههای نئونازی نزدیکی یافته بود.

ولی حتی خودش نیز چیزی تولید نکرده و مطلبی ننوشته بود. او فکرها را از نئونازی ها «اقتباس» کرده و مطالب نازی ها و نئونازی ها را ترجمه کرده بود.

من او را «مصرف کننده» و «نشخوار کننده» این نوع مطالب می نامم؛ درست مانند کمونیست های ایرانی که حتی بعد از پنجاه سال از وجود احزاب و اندیشه های کمونیستی در ایران، خودشان چیزی تولید نکردند. صرفاً مترجم مطالب دیگران بودند.

دلیل اصلی آن این بود که کمونیسم نمی توانست در ایران ریشه پیدا کند.

به تمامی دلایلی که گفتم، من معتقدم که آنتی سمیتیزم - و اصرار دارم که این لغت را به کار ببرم تا «خارجی» و «وارداتی» بودن آن را نشان دهم- در ایران ریشه پیدا نمی کند.


منشه امیر:
آقای طاهری، در گفت و گوی بعدی، من از شما باز توضیحات بیشتری را درخواست خواهم کرد. اما در این بخش، به این مسئله به اختصار اشاره بفرمایید که چه انگیزه هایی باعث می شود که حکومت در ایران، امروز یکی از یهودستیزانه ترین رژیم های دنیا شده است. در واقع باید گفت که هیچ حکومتی در دنیا وجود ندارد که یهودی ستیزی را سرلوحه کار خود قرار داده باشد؛ نه دولت ها و کشورهای عرب و نه ممالک دیگر. هیچ کشوری در دنیای امروز به پای حکومت اسلامی ایران در ضدیت و بیان نفرت از یهودیت نمی رسد. چرا؟!

امیر طاهری: به نظر من، آن ها دو انگیزه دارند؛ یکی اینکه یک خلاء بزرگ ایدئولوژیک در وسط نظام حاکم بر ایران ایجاد شده است که نمی دانند آن را چگونه پر کنند.

در تاریخ نیز اصولاً مواردی بوده که یک حکومت خواسته باشد خلاء را همواره از  «راهکار» دشمنی با قومی یا یک ملت یا یک حکومت پر کند.

برای مثال، در زمان ناپلئون سوم، دشمنی آنها با آلمان هیچ ریشه منطقی نداشت. اما این دشمنی تبلیغ می شد تا آن خلاء عقیدتی و مرامی یا مسلکی را که در آن امپراتوری پوسیده و پوشالی احساس می شد، لاپوشانی کنند، که به جریان «آلزاس- لورن» اشاره کنم که برای پر کردن این خلاء ، در دوران حکومت ناپلئون عَلَم و عنوان شد.

جمهوری اسلامی ایران، یا اصولاً  فلسفه آقای خمینی، حقیقتاً که چیزی برای عرضه کردن ندارد. نه اقتصادی، نه اخلاقی، نه فلسفی و نه اجتماعی.

بایستی یک دستآویز داشته باشد که خود را به آن آویزان کند.

یهودی ستیزی می تواند این «کار» را به خوبی برای رژیم انجام دهد.

تعداد یهودیان هم در ایران کم است و خیلی از ایرانی های دیگر هم از این یهودی ستیزی، از جمله به خاطر شمار کم یهودیان در کشورشان، عصبانی نمی شوند.

در خارج هم تمام کشورهای منطقه اطراف ایران مسلمان هستند، بویژه کشورهای عرب که آنها هم خودشان یهودی ستیزی تاریخی خود را دارند و با پیدایش کشور اسرائیل، این یهودی ستیزی حال و هوای دیگر و اصولاً بعد سیاسی هم گرفته است.

نکته دوم که در مورد ایران می خواهم بگویم، همین بعد سیاسی قضیه است.

جمهوری اسلامی می داند که اگر مانند هر انقلاب دیگر، انقلابش صادر نشود، انقلاب خواهد مرد.

یعنی انقلاب مانند دوچرخه سواری است. تا هنگامی که پا میزنی می روی، اگر رکاب نزنی، متوقف می شود.

بنا بر این، جمهوری اسلامی از آغاز در پی صدور انقلاب اسلامی بوده و گرفتاری هایش در لبنان، سوریه، عراق و در یمن هم ناشی از همین هدف است.

برای آنکه بتواند این انقلاب خود را به کشورهای عرب صادر کند، باید بتواند بگوید که ایرانی بودن ما و «عجم» بودن و شیعه بودن ما را فراموش کنید، بلکه ما کسانی هستیم که می توانیم اسرائیل را از بین ببریم.

باید به آنها بقبولاند که ما دشمن یهود هستیم.

من به خاطر دارم که زمانی که محمد مُرسی رییس جمهوری مصر شده بود و اخوان المسلمین قدرت را در دست داشت، من به مصر سفر کرده بودم. ناگهان در خیابانی در قاهره شاهد تظاهراتی علیه ایران شدم.

دیدم که لغتی اختراع کرده و می گفتند «لا لتعجیم». منظورشان این بود که «نه به عجم شدن».

حتی مصری های فناتیک اخوان المسلمین نیز می خواستند بگویند که "ما نمی خواهیم مثل ایران بشویم".

در مسجد نیز دیدم که بحث شده بود بر سر این که درست است که ایرانی ها عجم هستند و ما نمی خواهیم مثل آنها بشویم. ولی ایران اکنون پرچمدار مبارزه با اسرائیل است و بایستی آنها را قبول کنیم.

این دو نکته که در مورد آن توضیح دادم، جمهوری اسلامی ایران را به این نتیجه می رساند که باید بر یهودستیزی اصرار کند. و گرنه همگان واقف هستند که یهودیان در ایران هیچ قدرتی ندارند؛ هیچ گونه تهدیدی برای جمهوری اسلامی به حساب نمی آیند؛ اسرائیل اختلافی با کشور و ملت ایران ندارد؛ نه اختلاف و نزاع مرزی دارد؛ نه ارضی؛ نه رقابتی بر سر کنترل بازارهای خاصی دارند؛ نه دسترسی به منابع طبیعی خاص و معینی چه در خاک و چه در دریا و غیره.

می خواهم بگویم که هیچ گونه و کوچک ترین زمینه عقلانی و همچنین نه از روی مصلحت و منافع ملی، برای دشمنی ایران با اسرائیل وجود ندارد.

این ستیزی که حکومت ایران بر علیه اسرائیل و یهودیت براه انداخته است، صد در صد یک مسئله ایدئولوژیک و سیاسی و مرامی و مسلکی است و مختص خمینیست ها در ایران است که فکر می کنند که این آخرین مضمونی است که برای عرضه کردن در اختیار دارند.


منشه امیر: من به یاد دارم که اخوان المسلمین با رسیدن به قدرت در مصر اعلام کرده بودند که اگر یک روحانی شیعه به خاک مصر قدم بگذارد، ما ساق پایش را قطع خواهیم کرد.

امیر طاهری: بله. یادتان هست که محمد مُرسی (برای شرکت در همآیش رهبران سازمان کشورهای اسلامی) به تهران رفت.

آیت الله خامنه ای در اتاقی در این کنگره نشسته بود تا رهبرانی که به این کنگره می آیند به حضور او بروند و با او ملاقات کنند.

اما محمد مرسی این کار را نکرد.  او نطق خود را بیان کرد و آن جنجال را ایجاد نمود و از ابوبکر و عمر و عثمان سه خلیفه اول سخن گفت و به آنها درود و ثنا فرستاد. اما اینها همان سه خلیفه ای هستند که شیعیان آن ها را قبول ندارند و او هیچ ذکری از خلیفه چهارم، علی، نکرد، و سر ضرب که نطقش تمام شد، حاضر نشد که برود و با آقای خامنه ای ملاقات کند – و این در حالی که این اتاق محل حضور آقای خامنه ای بیشتر از پانزده متر با او فاصله نداشت، و بعد هم دیدیم که به سوی درب خروجی محل همآیش رفته و راهی فرودگاه تهران شد.

به یاد داریم که اسماعیل هنیه سرکرده حماس در باریکه غزه نیز که چک های بسیار بزرگی از ایران گرفته، در همان سفر برای حضور در آن همآیش در تهران، او هم حاضر نشد که برای شرکت در نماز جماعت به دانشگاه تهران برود، زیرا او سنی است و حاضر به خواندن نماز در یک جا با شیعیان نیست.

او رفت و در هتل انقلاب نماز خود را خواند و برگشت به غزه.

ولی به هر حال، یک بخشی از توده و جمعیت عرب نظر و منش ایران را قبول دارد و می گوید ببینید که رژیم جمال عبدالناصر (علیه اسرائیل) کاری نکرد و صدام حسین هم کاری نکرد. شاهان سعودی این کار را نکردند و اصولاً شاهان اردن که دوست اسرائیل هستند و با اسرائیلی ها از همان اول "گاوبندی" دارند. پس این بخش از توده عرب می گوید، آرزوی نابود کردن اسرائیل و "زدودن این لکه ننگ"، به قول آقای علی خامنه ای، در دل ما مانده و تنها حکومتی که می خواهد کاری در این راستا بکند، جمهوری اسلامی ایران است.

بنا بر این، یک سمپاتی برای جمهوری اسلامی ایران در بخشی از جامعه عرب به وجود آمده، که البته این بخش روز به روز کوچک تر می شود.


منشه امیر:
سپاسگزاریم از شما آقای امیر طاهری، با توجه به مطالبی که گفتید، پرسش های دیگری نیز برای من بوجود آمد که با اجازه شما، آن ها را در برنامه های آینده از این سلسله گفت و گوها با شما در میان خواهم گذاشت. با قدردانی.
 

 

ساعت ایران تغییر کرد
بدلیل تغییر زودتر ساعت در ایران، نسبت به اسرائیل واروپا
 تا آخر شنبه 8 آبان برنامه رادیو اسرائیل از ساعت پنج و نیم عصر ایران پخش می شود

شنوندگان گرامی در ایران توجه کنید: در آخرین ساعت روز سی ام شهریور (بیستم سپتامبر) عقربه در ایران یک ساعت  به عقب کشیده شد. از آنجا که تغییر ساعت در اسرائیل روز سی ام اکتبر- همزمان با کشورهای اروپایی- انجام می شود، در این هفت هفته، شما در ایران برنامه رادیو اسرائیل را یک ساعت زودتر از همیشه خواهید شنید؛ از ساعت پنج و نیم عصر ایران.

این تغییر پنجاه روزه (تا آخر شنبه 8 آبان، 29 اکتبر) تنها برای شنوندگان در ایران است. لطفا این تغییر را به آگاهی دوستان و بستگان خود نیز برسانید. (در آمریکا تغییر ساعت ششم نوامبر، یک هفته دیرتر از اسرائیل و اروپا خواهد بود).

بدلیل تغییر زودتر ساعت در ایران، شنوندگان ایران برنامه رادیو اسرائیل را از کانال «رادیو جهانی» Radio Jahani در دو ماهواره «هات برد» و «یوتل ست» یک ساعت زودتر از معمول می شنوند؛ از این قرار:

- پخش زنده از پنج و نیم تا هفت عصر ایران.
 و سه بار دیگر به صورت باز پخش :
- از یازده و نیم قبل از نیمه شب تا یک بامداد ایران،
- از هشت و نیم تا ده صبح فردای ایران،
- و از یک و نیم تا سه بعدازظهر فردای ایران.

 

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «هات برد» 13 درجه شرقی، فرکانس: 10949، ورتیکال V (عمودی)، سیمبل ریت: 27500، اف.ای.سی: سه چهارم

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «یوتل ست» 7 درجه شرقی، فرکانس: 10721، هورایزنتال H (افقی)، سیمبل ریت: 22 هزار، اف.ای.سی: سه چهارم

  

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولتمی توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.

رادیو اسرائیل در بخش بین المللی، امکانات GLWIZ، تلویزیون «ایران آریایی» و «پرشین رادیو»

- صدای رادیو اسرائیل را افزون بر تارنمای radis.org و ماهواره های «هات برد» و «یوتل ست» از وبسایت بخش بین المللی رادیوی کشور اسرائیل هم به این نشانی می توانید بشنوید: www.iba.org.il/world

-«رادیو جهانی» در بخش رادیوها در GLWIZ، از جمله در اپلیکیشن جی ال ویز و وبسایت آن هم در دسترس شما است.

- شبکه تلویزیونی «ایران آریایی» در آمریکا نیز هر روز برنامه رادیو اسرائیل را همراه با ویدیوهای خبری به صورت «دیداری» مبدل کرده و به بینندگان این تلویزیون در جهان ارائه می کند.

- رادیوی «پرشین رادیو» در کالیفرنیا نیز برنامه رادیو اسرائیل را هم در برنامه زنده آن و هم یک بار دیگر در ساعات بعدازظهر به وقت لس آنجلس به صورت بازپخش به شنوندگان خود ارائه می کند.

  

تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «بررسی صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب» و «داستان های کوتاه ایرانی» از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.


 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است