یکشنبه چهاردهم آذر 1395 خورشیدی
چهارم دسامبر 2016 میلادی
چهارم «کیسلو» از سال 5777 عبری


با آن که حسن روحانی امروز برای بحث درباره لایحه بودجه سال آینده به مجلس شورای اسلامی رفته بود، ولی بیشترین بحث و جدل در رابطه با برجام بود و روحانی و اکثر سخنرانان دیگر تصمیم کنگره آمریکا را در تمدید تحریم های یکجانبه آمریکا علیه حکومت ایران نقض برجام دانستند و خواهان مقابله به مثل شدند. در این بولتن خبری که حدود یک ساعت ادامه یافت، گزارش های مشروحی نیز درباره اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه و اروپا به آگاهی شنوندگان رساندیم.

 
برای شنیدن این مجموعه خبری، به امکاناتی که در این صفحه در اختیار شماست مراجعه کنید

با پایان مجموعه خبری، برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل" آغاز شد که در آن از شنوندگان پرسیدیم که آیا اقدام کنگره آمریکا و این امر که پرزیدنت اوباما نیز آن مصوبه را توشیح خواهد کرد به مفهوم نقض برجام است؟ و اصولا سرنوشت برجام چه خواهد شد؟ شنیدن پاسخ های شنوندگان می تواند برای علاقمندان جالب باشد.

 


موضوع امشب: تمدید تحریم های آمریکا و سرنوشت برجام 

                   

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

کوبا و حکومت اسلامی ایران، فیدل کاسترو و آیت الله خمینی!

 

درگذشت فیدل کاسترو رهبر انقلاب سوسیالیستی کوبا، هم در داخل آن کشور و هم در سرزمین های دیگر جهان واکنش های متفاوتی برانگیخت.

البته کاسترو از این دنیا رفت و جسدش را سوزاندند و خاکسترش کردند.

ولی او در روند تاریخ معاصر جهان نقش بزرگی ایفا کرد و مورد تقلید شماری از کشورهای دیگر دنیا نیز قرار گرفت و شباهت هایی بین انقلاب او و آنچه که در ایران گذشت می توان یافت.

این بخش در عملکرد کاسترو قابل تقدیر است که او علیه حکومت ظلم و فساد گروهی فرمانراویان سودجو به پا خاست و با کمک مردم کوبا توانست نظام آنان را سرنگون سازد.

هر انسانی وظیفه دارد علیه ستم به پا خیزد و ستمکاران را براندازد.

کاسترو از یک خانواده مرفه آمده بود و اگر به فکر رفاه خویش می بود، برای رسیدن به آن هیج مشکلی نداشت.

ولی او می خواست کاخ ستم را براندازد و امید داشت که بتواند قشر مستضعف کوبا را به رفاه برساند و آب و برق را برایشان مجانی کند و بیت المال را از دزدی و غارت اموال مردمی در امان دارد.

*     *     *

این ها همه هدف های مثبت و قابل احترام بود.

ولی کاسترو نیز، مانند هر تشنه به قدرت دیگری که به فرمانروایی می رسد، خیلی زود به یک دیکتاتور مبدل شد و چون حاضر نبود از اریکه قدرت دست بکشد، وقتی هم که توان جسمی دیگر به او امکان نمی داد، برادر وفادارش را به جای خود منصوب کرد تا در واقع فرمانروایی خویش را به صورت غیرمستقیم ادامه دهد.

کاسترو هرگز از ملت کوبا نپرسید چه می خواهند و چه آرمان هایی دارند.

او خود را "ولی مطلقه فقیه" می دانست.

او بر این باور بود که تنها وی می داند مردم چه می خواهند و صلاحشان در چیست.

کاسترو یک دیکتاتوری مطلق به  وجود آورد و اختناق را به اوج رساند و به کسی اجازه سخن گفتن و اظهارنظر نداد و به منافع ملی مردم کوبا خیانت کرد.

فردی که آمده بود تا بساط  ستم را برچیند، خود به یکی از ستمگران بزرگ مبدل گردید و موجب مهاجرت میلیون ها نفر از مردم کوبا باشد – و آنانی که در کشور خود ماندند، به اعماق ناداری و محرومیت و نگون بختی سقوط  کردند.

*     *     *

آیا اگر ایالات متحده رژیم کاسترو را مورد تحریم قرار نمی داد، و رگ حیاتی اقتصادی آن کشور را قطع نمی کرد، کاسترو هنوز به اتحاد جماهیر شوروی روی می آورد و دست گدایی به سوی دولت مسکو دراز می کرد؟

روح الله خمینی نیز از روزی که قدرت را به دست گرفت، با این شعار به میدان آمد که "نه شرقی و نه غربی". یعنی او نه به آمریکا نزدیک خواهد شد و نه در زمره اقمار اتحاد شوروی قرار خواهد گرفت.

ولی امروز می بینیم که رژیم ایران به اوج خصومت و ستیز با ایالات متحده ادامه می دهد و هم زمان بیشترین دوستی و وابستگی با دولت روسیه را ایجاد کرده است.

شعارها به جای خود و واقعیات سیاسی و بین المللی به جای خود!

کاسترو نیز پیش از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی در ایران، اعلام داشت که می خواهد انقلاب خود را به همه کشورهای آمریکای لاتین صادر کند.

کاسترو تا حدی به این آرزوی خود رسید و در چند کشور آمریکای مرکزی و جنوبی رژیم های چپ گرا به روی کار آمدند، که شعارشان ایستادگی در برابر "آمریکای جهانخوار" بود.

ولی آن ها جز ستیزجویی علیه ایالات متحده، همسایه پرقدرت شمالی خود، هنر دیگری نداشتند و نتوانستند کوچک ترین گامی در راه رفاه مردم کشور خود بردارند – که هوگو چاوز رهبر ونزوئلا یکی از نمونه های آن بود.

*     *     *

حکومت اسلامی ایران در تلاش برای صدور انقلاب خود، چه دستاوردی داشته است؟

و ملت ایران درراه این هدف رژیم چه بهای گزافی پرداخته است؟

یک مقام حکومت اسلامی ایران در تجلیل از فیدل کاسترو (فردی که خدا را انکار می کرد و یک لامذهب تمام عیار بود) از جمله گفت که او (کاسترو) "خانه عنکبوتی استکبار آمریکا" را در هم ریخت  - به همان گونه که خمینی ادعا کرد که با اشغال سفارت آمریکا در تهران "پوزه آمریکای جهانخوار را به خاک مالید".

آیا واقعا چنین شد؟

آیا کوبا بود که توانست اقتصاد آمریکا را فلج کند – و یا مردم نگون بخت کوبا بودند که دهه های طولانی ناچار گردیدند تحریم اقتصادی را تحمل کنند و در ناداری و درماندگی دست و پا بزنند و احساس نگون بختی کنند؟

حکومت ایران می کوشد مردم را گمراه سازد و یکی از بزرگ ترین اشتباهات کاسترو را بزرگ ترین دستآورد او نشان دهد.

*     *     *

کاسترو ممکن است انسان شریفی بود که امید و آرمان های انسانی در وجودش گوشه گزیده بود. ولی مهم نیست او چه  نیت و آرمانی داشت، بلکه کارنامه وی را باید ملاک ارزیابی قرار داد و پرسید چندین دهه ایستادگی در برابر آمریکا چه دستآوردی برای مردم کوبا و دیگر ملت های آمریکای لاتین داشت؟

کاسترو اگر سیاستمدار قابلی بود، به واقعیات می اندیشید و امکانات را در نظر می گرفت و به کارهایی دست می زد که موجب رفاه مردم کشورش گردد.

ولی او همانند حکومت اسلامی ایران که ادعا کرده و می کند که می خواهد انقلاب اسلامی را در سراسر جهان گسترش دهد، آرزوی صدور انقلاب خود را به کشورهای آمریکای لاتین داشت – و امروز شما به کشور ونزوئلا بنگرید که علیرغم درآمد کلان نفت، مردمانش در چه محرومیت هایی زیست می کنند و چگونه فقر و فساد همه جا را فرا گرفته است.

پس، کاسترو، علیرغم ادعای حکومت اسلامی ایران، با کدام استکبار مبارزه کرد و کدام خانه عنکبوتی را در هم کوبید؟

*     *     *

از ایران، پس از به روی کار آمدن حکومت اسلامی، میلیون ها نفر ناچار شدند خاک وطن را ترک گویند.

از کوبای دوران کاسترو نیز جمعیت بزرگی از کشورشان گریختند و در ایالات متحده مستقر شدند.

امروز زندگی مردم کوبا را با امکانات رفاهی مهاجران ترک وطن کرده در فلوریدای آمریکا مقایسه کنید و ببینید که این کجا و آن کجا!

آیا با درگذشت فیدل، برادرش رائول حاضر خواهد شد سیاست دیگری در پیش گیرد و در مسیری گام بردارد که از تنگدستی مردم کوبا و دیکتاتوری رژیم بکاهد؟

رائول، در طول سال هایی که جانشین برادرش شده، قدری طناب را شل کرده، ولی این به مفهوم آن نیست که دیکتاتوری کاملا رخت بربسته است!

دولت پرزیدنت اوباما قصد داشت با نرمش و مدارا، رائول کاسترو را به راه راست هدایت کند.

شاید اگر اوباما در قدرت می ماند، در دراز مدت رسیدن به این هدف می توانست عملی باشد. ولی اکنون قرار است فردی در کاخ سفید واشنگتن جا خوش کند که از پیش گفته است به رژیم حاکم بر کوبا رحم نخواهد کرد و به آن امکان ادامه فتنه گری نخواهد داد.

مقامات حکومت ایران کاسترو را تا حد نماد راستین مبارزه حق علیه باطل بالا بردند تا ادامه دشمنی و ستیز خود با ایالات متحده را توجیه کرده باشند.

ولی همانگونه که کاسترو سودی از این ستیز نبرد، سیاستگذاران حکومت اسلامی نیز با این شیوه نخواهد توانست باری را از دوش ملت ایران بردارند.

*     *     *

با فروپاشی اتحاد شوروی، دوران جنگ سرد به پایان رسید و ملت های جهان دریافتند که انگیزه شوروی در دخالت در امور کشورهای دیگر و تلاش برای "صدور انقلاب" نوعی تلاش استعماری و توسعه طلبی در زیر پوشش انقلاب پرولتاریا بوده است.

کاسترو نیز می خواست رهبر آمریکای لاتین شود، گرچه قصد تسلط  بر آن سرزمین ها را نداشت.

ولی حکومت ایران در زیر شعار "صدور انقلاب"، عملا می خواهد تسلط  بر عراق و سوریه و یمن و لبنان و حتی عربستان را به دست گیرد – و آن را تلاش شیعیان برای برقراری شیعیان عدل اسلامی در برابر اهل تسنن می داند که به باور شیعیان، رهبری جهان اسلام را از دست پیروان این مذهب ربودند.

*     *     *

ظاهرا چنین می نماید که با آمدن دولت دونالد ترامپ، رهبران امروزی کوبا باید سیاست های دوران پیشین را بسنجند و اگر ملت خود را دوست دارند شیوه های تازه ای در پیش گیرند که موجب رفاه و نیک بختی آنان شود.

تجربه ثابت کرده که هیچ حکومت دیکتاتوری و هیچ رهبری که خود را "منجی عالم بشریت" بداند و به دیگران اجازه قضاوت و دخالت ندهد، نخواهد توانست مردمان کشور خود را به رفاه برساند.

دیکتاتوری موجب فساد مالی و شهوت قدرت می شود و ما نمونه آن را امروز در حکومت اسلامی ایران می بینیم که رییس قوه قضائیه میلیاردها تومان دزدی کرده و کسی را که زبان به افشاگری بگشاید می خواهد دستگیر و محاکمه کند – و در همین حال می کوشد با مطرح کردن حقوق های کلان برخی روسای امور اقتصادی رژیم، توجه مردم را از دزدی های خود منحرف سازد.

*     *     *

کوبا باید از عاقبت حکومت اسلامی ایران درس بگیرد و سران رژیم ایران نیز باید از آنچه بر کوبا گذشته و می گذرد تجربه بیاموزند.

ولی مشکل در آن است که هرگونه تجربه آموزی باید تغییر رژیم را به دنبال داشته باشد و دیکتاتوری را براندازد و مردمسالاری را جایگزین آن سازد.

ولی مشکل در آن است که نه رهبران کوبا حاضر به اجرای آن هستند و نه سران حکومت اسلامی ایران حاضرند اریکه قدرت را این چنان آسان ترک گویند.

کاسترو رفت و یک کوبای فقیر و مصیبت زده به جای گذاشت.

آنانی که وطن خویش را دوست دارند، باید از عاقبت او درس عبرت بیآموزند.

اورشلیم: شنبه 13 آذر ماه 1395 – سوم دسامبر 2016
 

«صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
سلسله گفت و گوهای رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری

بخش یازدهم: «اندیشه های مدرن و سوسیالیستی که یهودیان با خود
 
به اسرائیل آوردند، یکی از علل خشم سران عرب بود»


(این برنامه پنجشنبه یازدهم آذر 1395، اول دسامبر 2016 از رادیو اسرائیل پخش شد).
 

منشه امیر: آقای امیر طاهری، با درود بسیار. من در برنامه پیشین از شما در این مورد پرسیدم که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1975 قطعنامه ای صادر کرد که جنبش ملی گرایی یهودیان یعنی صیونیسم را معادل و مترادف با نژادپرستی نامید و بعد از چند سال، سازمان ملل به خود آمد و این قطعنامه شرم آور را باطل کرد. شما در برنامه پیشین در این باره توضیحات مشروحی را بیان کردید. حالا امروز می خواهم در این برنامه یک ادعای دیگر را که علیه صیونیسم مطرح می شود، با شما در میان بگذارم و آن ادعا این است که می  گویند، صیونیسم یک ایدئولوژی خشونت است، و زمانی که می پرسید چرا خشونت؟، حامیان این ادعا در پاسخ می گویند، برای آنکه صیونیست ها آمدند و در سرزمینی که اعراب در آن زندگی می زیستند، آنها را بیرون کردند، جای آنها را گرفتند و در حال حاضر هم هنوز دارند به آنها ستم می کنند.

امیر طاهری: بله، ببینید، اگر بخواهیم در سطح ایدئولوژیک به مساله بپردازیم، که باید گفت این ادعا کاملا بی معنی است. برای آنکه در متون صیونیستی که به هدف تشکیل کشوری برای یهودیان مطرح می شد، از جمله از روی نوشته های تئودور زئب هرتسل و مطالبی که قبلا راجع به آن صحبت کردیم، درست برعکس این مدعیات برداشت می شود.

یعنی در همه این مطالب از نوشته های پایه گذاران صیونیسم صحبت از همزیستی با اعراب و اقوامی است که در این سرزمین ها زندگی می کنند، و به هیچ وجه، صحبت از این نیست که یک دولت اسرائیلی در این سرزمین از راه خشونت و جنگ و کشتار و از بین بردن اقوام دیگر بوجود آید.
 

منشه امیر: آقای طاهری، شما به نکته بسیار مهمی اشاره کردید و فقط  یادآوری کنم که تئودور زئب هرتسل پایه گذار اندیشه صیونیسم و بازگشت یهودیان به سرزمین پدری شان، در کتاب خود با نام «آلت نویلند» AltNeuLand یعنی «سرزمین کهنه و نو» The Old New Land دقیقا می نویسد که ایده آل و مطلوب او وجود کشوری است که در آن اعراب و یهودیان در کنار هم زندگی کنند و اعراب از یهودیان یاد بگیرند چگونه از حقوق کارگری خود دفاع کنند، چگونه با یکدیگر همکاری کنند و چطور سطح زندگی خود را بالا ببرند.

امیر طاهری: در این زمینه قبلا صحبت کردیم. البته اگر از من می پرسیدند من توصیه می کردم که عنوان این کتاب هرتسل را "شهر کهنه و نو" ترجمه کنند.

مفاد این کتاب البته ملهم از رمان نوشته بنجامین دیزرائلی است که یک نوول نیمه قرن نوزدهم بود با نام «کونینگزبی». این آقای دیزرائلی که بعدا هم نخست وزیر بریتانیا شد و با وجود غسل تعمیدی که در کودکی به او داده شده بود همیشه به ریشه های یهودیت خود افتخار می کرد، در این کتاب رمان اش در  سال 1884 با نام Coningsby, The New Generation خواستار آمیزش و آمیخته ای از دو تمدن بود؛ یعنی تمدن اعراب یا خاورمیانه ای با تمدن یهود که اینها در کنار یکدیگر زندگی و همکاری کنند.

به هر حال در این مطالب یا نوشته های دیگر پایه گذاران صیونیسم، صحبت از خشونت و کشتار و تهدید عرب ها و مردم محلی در این سرزمین نبود.

صحبت آنها از این بود که ما برویم و اقوام عرب را که در آنجا زندگی می کنند و زیر حکومت فئودالی و ستمگر عثمانی هستند، کمک کنیم تا وارد دنیای امروزی بشوند.

اما در مورد جنگ هایی که بین اعراب و اسرائیل شده، باید گفت، اولین باری که یهودیان دست به اسلحه بردند، در واقع علیه استعمار بریتانیا بود و یهودی ها تنها گروهی بودند که برای استقلال خودشان جنگیدند.

اعراب هیچوقت این کار را نکردند به جز در سال 1968 میلادی که در عدن علیه بریتانیا شورشی صورت گرفت و یکی دو سال جنگ بود تا آنکه بریتانیا یمن جنوبی را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخت.

به مسئله جنگ های اسرائیل برگردیم که بعد از جنگی که یهودیان برای کسب استقلال خود از قیمومت بریتانیا کردند و اسرائیل بوجود آمد، عرب ها به این کشور حمله کردند.

البته در اینجا نمی خواهیم وارد تمامی جزییات این موضوع های تاریخی بشویم.

همه می دانند که بعد از اعلام تشکیل دولتی به نام اسرائیل، کشورهای عرب با موافقت اتحادیه عرب (که البته خود بریتانیا این اتحادیه عرب را بوجود آورده بود) به اسرائیل حمله کردند که بلکه بتوانند این دولت نوپای اسرائیل را که تازه اعلام شده بود، از بین ببرند ولی موفق نشدند.

بعد از آن مسائل و جنگ های آن سال های اولیه، جنگ سال 1967 رخ داد که آن را جمال عبدالناصر رهبر وقت مصر شروع کرد.

عبدالناصر این کار را با بستن تنگه تیران و آوردن نیروهای مصر به صحرای سینا آغاز کرد، و کارهای دیگری که بر خلاف نصیحت متحدان شوروی خود او بود.

مثلا در خاطرات ییوگنی پریماکوف، که بعدا نخست وزیر شوروی شد و مدتها عضو پولیتبورو بود، او در سال 1967 به قاهره فرستاده شد که به مصری ها و شخص ناصر بگوید به اسرائیل حمله نکنند ولی مصری ها این کار را کردند و شکست خوردند.

بنا بر این، مثل هر جنگ دیگری که شما در آن شکست می خورید، یا باید نتیجه شکست خود را قبول کنید و سعی کنید با وضع موجود جدید کنار آئید و یا آن را نمی پذیرید و اینطور می شود که این مبارزه و جنگ ادامه پیدا می کند، که البته در مورد مصر ادامه پیدا کرد.

بعد جنگ سال 1973 میلادی رخ داد که باز هم مصر شکست خورد و در اینجا مرحوم انور سادات تصمیم گرفت که عواقب این جنگ را بپذیرد و نظر اسرائیل را که پیشنهادش معاوضه زمین در برابر صلح بود قبول کند.

سادات پذیرفت که اسرائیلی ها زمین های اشغال شده مصر را پس بدهند و مصر هم اسرائیل را به رسمیت بشناسد و با اسرائیل صلح کند.

عین همین جریان هم با اردن هاشمی به وجود آمد که آنها هم پیشنهاد زمین در برابر صلح را پذیرفتند.

 بقیه اعراب، یعنی در واقع سازمان های مختلف فلسطینی و همچنین سوریه حاضر نشدند و حتی تا به امروز حاضر نیستند که این فرمول را بپذیرند و به این بحران عرب - اسرائیل پایان بدهند.

ولی در این چند دهه که از پیدایش اسرائیل می گذرد، اسرائیل هیچوقت به هیچ کشور عربی حمله نکرده و آغازگر هیچ جنگی نبوده و همیشه اعراب آغازگر جنگ بوده اند و اسرائیل واکنش نشان داده است.
 

منشه امیر: اینجا می خواهم به این امر اشاره کنم که یهودیان پیشگام، از میان ملی گرایان طرفدار صیونیسم، از روسیه یا از کشورهای اروپای شرقی و برخی از آنها از کشورهای اروپای غربی در اوایل قرن بیستم به این سرزمین ها آمدند و کیبوتص ها (آبادی های کشاورزی اشتراکی) و موشاوها  (آبادی های کشاورزی تعاونی) و مزارع کشاورزی زیادی را برپا کردند؛ در واقع آنها تمدن جدیدی را با خود به همراه آوردند؛ برای مثال حقوق کارگری را ترویج دادند و به کارگران عرب امکان کار دادند و به آنها زندگی تازه ای را آموختند. آیا این تمدن جدید در این سرزمین یکی از ریشه های مخالفت اعراب و شخصیت ها و ثروتمندان یا حاکمان عرب علیه اسرائیل و علیه یهودیان و علیه جنبش صیونیسم نبود؟

امیر طاهری: ببینید، یهودیان همیشه در جبهه اروپا، یعنی در نیروهای چپ گرای اروپا حضور بسیار نیرومندی داشتند؛ برای مثال در اتحادیه های کارگری و احزاب سوسیالیستی فعال و پویا بودند؛ حتی در خود بخش بلشویک یعنی پولیتبوروی 19 نفری در حزب کمونیست شوروی، از میان این نوزده تن شش نفر آنها یهودی بودند.

اولین و دومین سران کمینترن، یعنی بین الملل کمونیست، خودشان یهودی بودند.

بنا بر این، طبیعی بود که وقتی یهودیان به فلسطین یا خاورمیانه آمدند، فرهنگ چپ گرایی خودشان و ایده یکسان بودن انسان ها را به همراه آورده بودند.

آنها با آمدن به این سرزمین، مثلا می گفتند که اینجا هم باید اتحادیه های کارگری وجود داشته باشند و کارگران حقوق مساوی داشته باشند.

البته بگوییم که رهبران اتحادیه کارگری آلمان در زمان حکومت وایمار اصلا خودشان یهودی بودند.

بنا بر این، این تمدن یهودیان و این حضور قوی آنها در این نهادهای کشورهای اروپایی و شوروی چیز عجیب و غریبی نبود – منتهی وقتی بخشی از این یهودیان رفتند و با این تمدن و نگاه و رویه ای که داشتند در این سرزمین در خاورمیانه کشوری را بوجود آوردند به اسم اسرائیل، به دلایل مختلف مورد کینه و تنفر حکومت های محلی قرار گرفت.

دلیل اول این نفرت و حسودی این بود که این کشور تازه تاسیس، یک کشور یهودی بود که خود به تنهایی می توانست برای نفرت از آن کافی باشد، زیرا این بیماری ضدیت یا یهود همه جا وجود داشت.

اما مثل اینکه این کافی نبود.

اسرائیل یک گرفتاری دیگر هم داشت و آن اینکه با حکومتی دموکراسی سر کار آمد و آن هم در منطقه ای که اصلا نمی دانستند دموکراسی چیست و نسبت به هر کوشش دموکراتیک تنفر وجود داشت.

این هم کافی نبود.

نکته سوم که مطرح بود این بود که این کشوری که تشکیل شده بود، سوسیالیستی هم بود که در سیاست های خود دنبال مشارکت، دنبال همبستگی و دنبال تساوی می رفت.

این هم کافی نبود: اسرائیل از نظر اجتماعی هم از نگاه مردم محلی خاورمیانه که این نوع تمدن را نمی شناختند، به اصطلاح «گرفتاری» پیدا کرد، برای آنکه اسرائیل از همان قبل از بوجود آمدنش زن و مرد را مساوی تلقی می کرد و مدتی حتی یک نخست وزیر زن هم داشت. یکی از اولین کشورهایی بود که از آن سال ها نخست وزیر زن داشت.

یعنی شما از هر نظری که نگاه کنید، از چشم عرب های محلی، وجود اسرائیل با تشکیلات و سیاست ها و ساختاری که داشت، اصلا وصله ناجوری بود؛ آن هم وسط  یک تعدادی کشورهای جدید التاسیس عرب که نظام های سلطنتی فئودالی داشتند و با دموکراسی مخالف بودند و ایده برابری را قبول نداشتند، برابری زن و مرد، برابری کارگر و کارفرما و هیچکدام از اینها را قبول نداشتند.

فکر اینکه زمین را می شود تقسیم کرد به کیبوتص های مختلف که همه کارگران در آن سهیم باشند برای این مردم محلی عربی اصلا مطرح نبود.

مثلا در زمان حکومت پادشاهی ملک فاروق در مصر، موقعی که اولین جنگ با اسرائیل صورت گرفت، نزدیک به 90 درصد از زمین های کل مصر در اختیار تنها 23 خانواده از ثروتمندان مصری بود.

یکی از بازی ها و سرگرمی هایی که در میان این زمینداران بزرگ مصری مطرح بود این بود که خانواده هایشان از اسکندریه سوار ترن می شدند به طرف قاهره بعد هر کس می گفت از اینجا تا آنجا مال فامیل من است. هریک از آنها که ایستگاه های بیشتری مال فامیلش بود شخصیت «مهم تری» محسوب می شد.

پس وقتی اسرائیل با رویه و اصول تمدن غربی و برابرخواهی و بر اساس کیبوتص و مزارع اشتراکی بوجود آمد، یک برخورد کامل میان دو تمدن متفاوت رخ داد؛ برخورد میان یک تمدن اروپایی سوسیالیستی برابرگرا با یک تمدن خاورمیانه ای خیلی رده بندی شده، یعنی هر طبقه جای خود را داشت؛ تمدنی که در آن ارباب هست، رعیت هست و غیره... و این طبیعی بود که اسرائیل مورد نفرت نیروهای مختلف قرار بگیرد.

مذهبی های مسلمان به خاطر یهودی بودن اسرائیل از آن متنفر بودند.

ارتجاعیون مسلمان به خاطر مدرن بودن اسرائیل از آن متنفر شدند.

سلطنت خواهان عربی به خاطر جمهوری بودن اسرائیل کینه و نفرت اسرائیل را به دل گرفتند؛

و بالاخره آن که راستگرایان مختلف عرب هم به خاطر چپ بودن اسرائیل با آن چپ افتادند و برایش شاخ و شانه کشیدند.


منشه امیر:
ولی به هر حال، آن کارگر عرب محلی که دید یهودی ها چطور کار می کنند، چگونه کشاورزی می کنند، چطور اتحادیه کارگری دارند و غیره، تحت تاثیر قرار نگرفتند که بروند با افندی های دوران عثمانی حاکم بر این سرزمین ها و یا با مالکین بزرگ عرب مخالفت بکنند. آنها مخالفت با یهودیان و اسرائیل را تشدید کردند.

امیر طاهری: البته باید گفت که بعضی از آنها تحت تاثیر یهودیان و اسرائیل قرار گرفتند. یعنی وجود اسرائیل اصلا باعث دردسر برای کشورهای عرب شد؛ یعنی این دردسر بیشتر برای هیات های حاکم عرب شد، و البته در ایران ما هم چنان که در یکی از صحبت های قبلی اشاره کردم و نمی خواهم تکرار کنم، بسیاری از چپگرایان ایرانی به اسرائیل سفر کردند، برگشتند، مطالب و مقاله نوشتند و اسرائیل در چشم آنها حالت یک الگو و نمونه شد.

می توانم بگویم این شوک تقابل بین اسرائیل و فرهنگ های سنتی محلی به پیدایش نیروهای ترقی خواه در بسیاری از کشورهای عرب هم کمک کرد. مثلا در مصر، در عراق، در خود سوریه.

اخیرا کتابی به نام "صیونیسم در دمشق" Zionism In Damascus چاپ شده و برای من رسیده که کتاب جدیدی است که البته هنوز خودم به طور کامل آن را نخوانده و در فهرست مطالبی قرار داده ام که باید آن را عمقی بخوانم. ولی همین نگاه اولیه که به مطالب آن کردم، دیدم یکی از نکات جالبی که در این کتاب مطرح می شود، مسئله ورود مباحث ملهم از صیونیسم به سوریه است.

یعنی در سوریه صیونیسم به عنوان یک حرکت جدید دنیای امروز یا حرکت جدید مدرن مثل سوسیالیسم، کمونیسم، دموکراسی و غیره مورد بحث قرار گرفت و نمی شد از آن چشم پوشید.

یعنی بار سیاسی صیونیسم، چه کسی بخواهد چه نخواهد، در هر حال اثر خودش را می گذارد.


منشه امیر:
آقای امیر طاهری از مطالب روشنگرانه و نکات عمیقی که مطرح می کنید، بسیار سپاسگزار و قدردان هستیم. پرسش های ما تمام نشده است. امیدواریم در برنامه هفته آینده از این مجموعه پرسش های دیگری را با شما در میان بگذاریم.

 

شنوندگان ایران برنامه رادیو اسرائیل را از کانال «رادیو جهانی» Radio Jahani در دو ماهواره «هات برد» و «یوتل ست» از این قرار می شنوید:
- پخش زنده از شش و نیم تا هشت عصر ایران، و سه بار دیگر به صورت باز پخش :
- از یازده و نیم پیش از نیمه شب تا یک بامداد ایران،
- از هشت و نیم تا ده صبح فردای ایران،
- و از یک و نیم تا سه بعدازظهر فردای ایران.

 

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «هات برد» 13 درجه شرقی، فرکانس: 10949، ورتیکال V (عمودی)، سیمبل ریت: 27500، اف.ای.سی: سه چهارم

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «یوتل ست» 7 درجه شرقی، فرکانس: 10721، هورایزنتال H (افقی)، سیمبل ریت: 22 هزار، اف.ای.سی: سه چهارم

 

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولتمی توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.

رادیو اسرائیل در بخش بین المللی، امکانات GLWIZ، تلویزیون «ایران آریایی» و «پرشین رادیو»

- صدای رادیو اسرائیل را افزون بر تارنمای radis.org و ماهواره های «هات برد» و «یوتل ست» از وبسایت بخش بین المللی رادیوی کشور اسرائیل هم به این نشانی می توانید بشنوید: www.iba.org.il/world

-«رادیو جهانی» در بخش رادیوها در GLWIZ، از جمله در اپلیکیشن جی ال ویز و وبسایت آن هم در دسترس شما است.

- شبکه تلویزیونی «ایران آریایی» در آمریکا نیز هر روز برنامه رادیو اسرائیل را همراه با ویدیوهای خبری به صورت «دیداری» مبدل کرده و به بینندگان این تلویزیون در جهان ارائه می کند.

- رادیوی «پرشین رادیو» در کالیفرنیا نیز برنامه رادیو اسرائیل را هم در برنامه زنده آن و هم یک بار دیگر در ساعات بعدازظهر به وقت لس آنجلس به صورت بازپخش به شنوندگان خود ارائه می کند.

  

تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «بررسی صیونیسم؛ جنبش ملی گرایی یهودیان»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب» و «داستان های کوتاه ایرانی» از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.


 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است