دوشنبه بیست و هفتم دی ماه 1395 خورشیدی
شانزدهم ژانویه سال 2017 میلادی
هجدهم ماه «طوت» از سال 5777 عبری


با پایان گرفتن کنفرانس صلح بین المللی در پاریس، تحلیگران اسرائیلی گفتند که فلسطینی ها نتوانستند انتظارات خود را عملی سازند و این همایش بیشتر جنبه نمادین داشت و تصمیمات عملی در آن اتخاذ نگردید. ولی فلسطینیان از این کنفرانس دلگرم شده اند و قصد دارند کارزار تبلیغاتی خود را علیه اسرائیل گسترش بخشند. گزارش های دیگری نیز در رابطه با رویدادهای عمده داخل اسرائیل به آگاهی شنوندگان رساندیم. در بخش دوم این بولتن خبری که جمعا یک ساعت ادامه داشت، رویدادهای ایالات متحده در آستانه ادای سوگند ترامپ را بررسی کردیم و پس از به رویدادهای ایران و به ویژه مساله برجام و مرگ ناگهانی هاشمی رفسنجانی و وضع اقتصادی ایران پرداختیم.

  
برای شنیدن این مجموعه خبری و سایر برنامه های امروز و یک هفته اخیر
 به امکاناتی که در این صفحه در اختیار شماست مراجعه کنید.

میهمان این بار برنامه "گفتگوی سیاسی هفته" تحلیلگر امور ایالات متحده آقای حسین خرم  بود که در شهر سیاتل در ایالات واشنگتن در غرب آمریکا زندگی می کند. از پاسخ های او در این گفتگو چنین بر می آید که وی نسبت به عملکرد دولت دونالد ترامپ در رابطه با منافع ملی ایران خوش بین است. این مصاحبه در 30 دقیقه ارائه شد.


آقای حسین خرم میهمان برنامه "گفتگوی سیاسی هفته"

 

خرد گرایی یا جنون؛ چه کسی مالش را به آتش می زند؟

به بهانه اظهارات روز یکشنبه دو مقام ارشد دولت ایران در امور هسته ای و اقتصادی

  

گزارش نوشته فرنوش رام، دوشنبه 16 ژانویه، 27 دی

با یکساله شدن اجرای برجام در حالی که دولت ایران اذعان دارد که برجام آن نتایج مالی و اقتصادی مورد انتظار را در برنداشته و در بهترین حالت از وقوع جنگی در گذشته علیه ایران جلوگیری کرده است، و عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه ایران یکشنبه در سخنانی قاطع خطاب به دولت بعدی آمریکا گفت، اگر آنها برجام را پاره کنند، این طرف آن را آتش می زد، و این سخنان تکرار اظهارات چند هفته پیش رهبر نظام ایران بود، علی طیب نیا وزیر اقتصاد و دارایی نیز با ارائه آمار و ارقامی تازه برخی دیگر از نارسایی های اقتصاد نحیف و لرزان ایران را در برابر چشم همگان رونمایی کرد.

به گزارش خبرگزاری های ایران، آقای طیب نیا یکشنبه گفت، بدهی های دولت ایران به بیش از ششصد هزار میلیارد تومان افزایش یافته و ممکن است هفتصد هزار میلیارد تومان نیز باشد. او گفت که بدهی های دولت نسبت به تولید ناخالص ملی رقم قابل توجهی نیست و برای مثال در ژاپن بدهی دولتشان نسبت به تولید ناخالص ملی 210 درصد است اما برای ایران هنوز چهل درصد است، و به گفته آقای طیب نیا، «هنوز یک رقم خیلی بزرگ و بحرانی نشده است».

آقای طیب نیا با صراحت گفت، گرفتاری اصلی اقتصادی ایران تنگنای مالی است و مطالبات سیستم بانکی که وصول نمی شود و کمبود سرمایه دو معضل دیگر اقتصاد کشور شده اند. او تاکید کرد که بانک ها از بانک مرکزی وام گرفته اند و آن را صرف اعطای تسهیلات کرده و گرفتاری ایجاد کرده اند.

وزیر اقتصاد و دارایی این صراحت را نیز نشان داد که بخشی از منابع مالی که امسال، 1395، در لایحه بودجه لحاظ شده بود، محقق نمی شود و این نیز قوز بالاقوز دیگری برای اقتصاد کشور است.

آقای طیب نیا گفت ایران برای گرفتن پول نفتی که می فروشد هنوز باید سه ماه سه ماه صبر کند و هر ماه تنها حدودا سیصد میلیارد تومان درآمد داشته است. وی اذعان کرد که گرفتن مالیات بیشتر از مردم نیز امکان پذیر نیست در حالی که افرادی هستند که چند صد میلیون ارز جا به جا می کنند اما هنوز پرونده مالیاتی ندارند. ولی در همین حال نیز گفت «ندبال امنیتی کردن فضای کسب و کار نیستیم اما باید شفاف سازی صورت بگیرد».

در حالی که صادرات نفتی ایران به کشورهای آسیایی در دوره اخیر افزایش یافته و از جمله ایران می گوید هشت برابر بیشتر نفت به کره جنوبی می فروشد، اما هر چه به موعد آغاز به کار دولت دونالد ترامپ در آمریکا نزدیک می شویم، بهای ارزهای خارجی نیز بیشتر در مرز 4 هزار تومان جا خوش کرده اند و امکان کاهش آن، آنگونه که ولی الله سیف رییس کل بانک مرکزی اخیر گفته بود، دور از دسترس بنظر می رسد.

رییس جمهوری تازه انتخاب شده ترامپ روز آدینه ادای سوگند می کند و نگاه ایرانیان به عملکرد واقعی او در مورد برجام است تا ببینند چه اثرات ناگوار احتمالی دیگری برای اقتصاد بحران زده و لرزان ایران خواهد گذاشت. بیهوده نیست که مذاکره کننده ارشد گفت و گوهای دو ساله هسته ای ایران عباس عراقچی نگران شده و هشدار می دهد که اگر ترامپ برجام را پاره کند، ایران خود آن را آتش می زند. البته آقای عراقچی این را می گوید اما در همین حال او مانند آن مال فروش خرده پایی نیز نیست که بخواهد آتش به مال خود بزند. با آگاهی از فرهنگ ایرانی وقوف داریم که خرده فروش در زبان و کلام در بازار شب جمعه آتش به مالش می زند با این امید که سودی از آن از خریدار بدست آورد ولی منتظر نگاه و دست خریدار است - همانگونه که ایران نیز منتظر نگاه و دست واقعی ترامپ در مورد برجام و در سیاست دولتش در قبال ایران است. مردم ایران نیز در این میانه نگران تر از گذشته. اما واکنش دولت ترامپ تا حد زیادی می تواند به عملکرد خود ایران بستگی داشته باشد که خردگرایی کند یا با فاصله گرفتن از خرد، جنون یا رفتار پرخطری نشان دهد که نه او فرصت آتش زدن به مالش را داشته باشد که خدای ناکرده پیشاپیش مالش را به آتش بزنند.

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
 

مرگ هاشمی رفسنجانی چه تاثیری بر ادامه حکومت دارد؟

 

تعزیه ای که در مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی به راه انداختند نشانگر ماهیت دروغین رژیم ناپاک کنونی در ایران و افشا کننده دو رویی و تزویری است که از روز اول در این حکومت مدعی دین وجود داشته است.

تا هنگامی که خمینی زنده بود، اکبر هاشمی پر قدرت ترین فرد رژیم پس از او به شمار می امد.

ولی از هنگامی که خمینی مرد، علی خامنه ای جانشین او، به تدریج یار پیشین خود را کنار گذاشت تا خویش فرمانروای مطلق رژیم باشد.

از آن هنگام به بعد، هاشمی روز به روز قدرت و نفوذ خود را از دست داد – و نه تنها این، بلکه خامنه ای و سپاه پاسداران به پاپوش دوزی برای او پرداختند و وی را از سران فتنه لقب دادند و فرزندش را متهم ساختند که از ترتیب دهندگان تظاهرات گسترده خیابانی در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در تابستان 1388 بوده است – همان رویدادی که رژیم آن را "فتنه 88" می نامند.

بسیار کوشیدند علیه او پرونده سازی کنند و انواع اتهامات درست و نادرست را به او وارد آوردند.

ولی اکبر هاشمی فردی با هوش و زیرک و کارکشته بود و با کیاست و درایت توانست از طوفان سهمگین سیاسی جان سالم به در برد – گرچه بیشترین فشارها علیه خانواده او وارد آمده بود.

*     *     *

ولی اکنون که هاشمی رفسنجانی به مردگان پیوسته و خطری محسوب نمی شود، ناگهان همه دست اندرکاران رژیم و حتی دشمنان سوگند خورده او زبان به ستایش و تجلیل می گشایند و از خدمات و بزرگی شخصیت او سخن می گویند واشک تمساح می ریزند.

شمار زیاد افرادی که برای تشییع جنازه گرد آمدند و تظاهرات سیاسی افرادی که فرصتی برای شعار دادن علیه رژیم به دست آورده بودند، هشداری به نظام بود که باید هاشمی مرده را تا سر حد امکان بالا برد و به تجلیل از او بپردازد و بهره برداری سیاسی کند.

نه تنها تندروترین عناصر رژیم در یک هفته اخیر از "خصائل قابل ستایش" اکبر هاشمی و خدمات او به حکومت اسلامی سخن گفتند، بلکه او را نشان وحدت و یکپارچگی مردم توصیف نموده و توصیه کردند که این اتحاد و اتفاق، پس از خاکسپاری رفسنجانی نیز ادامه یابد.

امروز هاشمی دیگر یک خطر سیاسی تلقی نمی شود و می توان به تمجید از او پرداخت و از این دو رویی سود سیاسی برد.

همین شیوه تبلیغاتی بود که موجب گردید رژیم،  روح الله خمینی را تا سر حد امام و پیغمبر بالا برد و آرامگاهی برای او بسازد که از نظر شکوه و تجمل از مزار بسیاری از امامان و مقدسین شیعه با ابهت تر است.

علی خامنه ای از نام خمینی برای تقویت موقعیت خویش یاری گرفته و می گیرد – و اگر کوچک ترین بیمی داشت که نام خمینی ممکن است رقیبی در برابر او ایجاد کند، دستور برچیدن آرامگاه او را صادر می کرد – همان گونه که در جمهوری اتحاد شوروی استالین را تا حد خدایی بالا بردند و پس از چند دهه به دنبال نطق خروشچف او را به شدت به زمین کوبیدند.

*     *     *

ایرانیان، همگان می دانند که هاشمی رفسنجانی حلقه جدایی ناپذیری از رژیم با همه سرکوبگری ها و جنایات و مظالم آن بود.

او در قتل های زنجیره ای دست داشت و در همه امور زیان های سنگینی به کشور ایران و مردم آن وارد ساخت.

ولی در عین حال از دگماتیسم، یعنی وابستگی جدائی ناپذیر به اصول متحجر به دور بود و از شیوه عملگرایی یا پراگماتیسم پیروی می کرد.

ولی این گرایش به مفهوم آن نبود که هاشمی فردی عادل و با وجدان و انسان است،

زیرا او نیز با دل و جان خود مایل به ادامه موجودیت رژیم کنونی در ساختار سرکوبگرانه آن بود

– ولی در عین حال باور داشت که اگر حکومت خود را تا حدودی یا خواست های مردم وفق ندهد و سرکوبگری های آن همچنان جنبه کور کورانه داشته باشد، دوام نخواهد آورد و فرو خواهد ریخت.

آنچه در اتحاد شوروی پس از 76 سال اتفاق افتاد، از دیدگاه هاشمی رفسنجانی درس عبرتی بود که می باید به آن توجه داشت.

او بر این باور بود که اگر رژیم در تحجر و سرکوبگری و ظلم باقی بماند، بزودی از هم خواهد پاشید.

بدین جهت بود که او اندیشه هایی مطرح ساخت که ظاهرا پیشرفته و مطابق با ضرورت های روز بود – ولی در واقع هدف عمده او پاسداری از رژیم بیمار کنونی و جلوگیری از فروپاشی آن بود.

در همین چارچوب، هاشمی در سال های اخیر خواهان تغییر شیوه رهبری رژیم و تبدیل آن از ولایت مطلقه فقیه به یک رهبر گروهی بود.

چه کسی بهتر از رفسنجانی می توانست تشخیص دهد که علی خامنه ای در دوران ولایت فقیه چه اشتباهات بزرگی مرتکب شده و چه مصیبت های زیادی برای رژیم – و در نتیجه برای ملت ایران، به وجود آورده است.

رهبری جمعی به جای حکومت فردی، نه تنها این فرصت و احتمال را برای رفسنجانی به وجود می آورد که بتواند هم شریک تصمیم گیری های و رهبری ها، همانند دوران زنده بودن روح الله خمینی شود و هم از شدت خطاهای رهبر مطلقه بکاهد و جلوی برخی اشتباهات پر هزینه او را بگیرد – همان گونه که اکبر هاشمی این شهامت و درایت را داشت که نزد خمینی برود و به او بگوید که از لجاجت در جنگ با عراق دست بردارد و آتش بس را بپذیرد و از فروپاشی رژیم در نتیجه این جنگ جلوگیری کند.

رفسنجانی بود که به خمینی قبولاند که اندیشه براندازی صدام حسین از راه طولانی تر کردن جنگ، یک رؤیای ناشدنی است و بهتر است خمینی از این لجاجت دست بردارد.

*     *     *

خامنه ای نمی خواست هاشمی را به طور کامل از قدرت دور نگاه دارد – زیرا می دانست با چه رقیب زیرکی روبروست که در آینده ممکن بود برای او دردسر ساز باشد. با همین اندیشه بود که علیرغم مغضوب قرار گرفتن هاشمی، خامنه ای او را در سمت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابقاء کرد – و این در حالی که به او اجازه نداد در انتخابات ریاست جمهوری وارد میدان رقابت شود و حتی اجازه نیافت وارد مجلس شورای اسلامی گردد. شمارش آراء را به شیوه ای تحریف کردند که هاشمی به حد نصاب لازم نرسید و بعد ترفند دیگری به کار بستند که او ظاهرا وارد شد اما خودش کناره گیری کرد.

در مورد ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، باید یادآوری کرد که سالیان دراز است این مجمع هیچ تاثیر و نفوذی بر اداره امور جاری رژیم ندارد – و بدیهی است که در گذشته نیز هیچگونه اختیارات اجرایی نداشته و تنها یک نهاد مشوروتی بوده که همه اعضای آن نیز توسط  رهبر حکومت تعیین می شوند و از وفاداران جناح خامنه ای محسوب می گردند.

*     *     *

تعزیه گردانی در مورد مرگ هاشمی، دورانی را به یاد می آورد که تظاهرات گسترده و خیابانی دانشجویان پایه های قدرت رژیم را سخت لرزانده بود – در حدی که تظاهر کنندگان در تهران تصاویر علی خامنه ای را به آتش کشیدند و شعار مرگ بر ولایت فقیه سر دادند.

خامنه ای در آن هنگام چنان از اعتراض های دانشجویی به هراس افتاده بود که با چشمان گریان به میان جمع آمد و گفت "بگذارید دانشجویان به تظاهرات ادامه دهند و حتی عکس مرا به آتش بکشند".

ولی در همان حال، خامنه ای از نهانگاه دستور سرکوب دانشجویان را صادر کرد.

جنایات آن دوران حکومت را به خوبی به یاد داریم.

در این سال ها، رژیم خامنه ای توانسته است دانشجویان را به عنوان یک عامل سیاسی تاثیرگذار بر امور کشور، عملا از صحنه سیاسی دور سازد و اعتراض های مردمی آن ها را کنترل و مهار کند.

*     *     *

هاشمی رفسنجانی یکی از معدود افراد با جرات حکومت بود که علنا از خامنه ای خواستار شد میر حسین و مهدی را از حبس خانگی آزاد سازد و در راه آشتی ملی گام بردارد.

حسن روحانی در طول حدود چهار سال ریاست جمهوری خود، چنین شهامتی را نداشته – گرچه او نیز تلویحا گفته است که آن دو تن باید آزادی خود را باز یابند و توجیهی برای ادامه حبس خانگی آنان وجود ندارد.

ولی سپاه پاسداران و شخص علی خامنه ای بر این باورند که اگر زنجیر سرکوب و خفقان را کمی شل کنند و موسوی و کروبی به زندگی عادی باز گردند – ممکن است موج تازه ای از اعتراض ها به راه افتد که در آینده تسلط  بر آن امکان پذیر نباشد.

با پیروی از این ارزیابی بود که می بینیم در طول سه سال و نیم ریاست جمهوری حسن روحانی، نه تنها بهبودی در وضع حقوق انسانی در حکومت اسلامی ایران پدید نیامده، بلکه بر شدت سرکوب و ستم افزوده شده است.

*     *     *

در ارزیابی های سیاسی گفته شده بود که با مرگ هاشمی رفسنجانی، بخت حسن روحانی به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ضعیف شده است.

این ارزیابی می تواند درست باشد، زیرا در همه این سه سال و نیم وحتی پیش از آن، هاشمی آشکار و پنهان پشتیبان حسن روحانی بود و پس از آن که خودش از نامزدی ریاست جمهوری محروم شده بود، همه توان خویش را برای پیشبرد روحانی بسیج کرد.

ولی آیا در ساختار سیاسی کنونی ایران، اصولا بختی برای گزینش دوباره روحانی باقی مانده است؟

در دوران محمد خاتمی، علیرغم آن که وی خار چشم جناح تندرو رژیم بود، باز هم به او امکان دادند که برای بار دوم نیز به ریاست جمهوری برسد.

ولی محمد خاتمی با حسن روحانی یک تفاوت اساسی دارد:

خاتمی اهل کشاکش و رویارویی نبود و موجود بی آزاری محسوب می شد که خوب سخن می گفت و از گفتگو بین تمدنها حرف می زد، ولی اگر مورد حمله و انتقاد قرار می گرفت، خیلی زود صحنه را تنها می گذاشت.

در مقابل، حسن روحانی اهل مبارزه است، می ایستد، پافشای می کند – و در هر شرایطی حرف خود را می گوید.

از دیدگاه جناح تندرو رژیم، چنین فردی نباید چهار سال دیگر زمام ریاست جمهوری را (حتی در سطح یک تدارکاتچی) در دست داشته باشد.

از این رو دشوار بتوان ارزیابی کرد که مرگ هاشمی تا چه حد به بخت روحانی در رقابت انتخاباتی پیش رو آسیب خواهد رساند.

هاشمی رفسنجانی مرد – ولی بعید می نماید که کمترین چیزی در حکومت کنونی ایران تغییر یافته باشد.

اورشلیم : 25 دی ماه 1395 – 14 ژانویه 2017
 

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها


 سالروز عملیات «طوفان صحرا»؛
 سرنوشت صدام و عراق؛ و اثرات آن بر منطقه و جهان تا به امروز


یکی از جذاب ترین عکس های جنگی از آن جنگ

نوشته : فرنوش رام
شنبه 25 دی 1395، چهاردهم ژانویه 2016

 

روزهای جاری با سالروز آغاز عملیات جنگی موسوم به «طوفان صحرا» مصادف بود. تنها دو سال بعد از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق، در حالی که عراق نیز از رهگذر این جنگ متحمل خسارات سنگینی شده بود، صدام حسین به کویت حمله کرد و این امیرنشین را به اشغال خود درآورد و یک بحران بزرگ بین المللی دیگر را ایجاد کرد؛ جهان هنوز از زیر بار عواقب جنگ ایران و عراق کمر راست نکرده بود که می بایست با این سرکشی جدید عراق روبرو شود.

صدام حسین که در طول جنگ خونین با ایران از حمایت های گسترده امیرنشین های نفت خیز خلیج فارس برخوردار بود، از کشورهای عربی خواسته بود نزدیک به سی میلیادر دلار بدهی های عراق به این کشورها را به او ببخشند زیرا فکر می کرد که عراق نماینده آنها نیز در جنگ با ایران بوده است.

کویت از سویی اصرار به گرفتن بدهی خود داشت، و از دیگر سو، عراق می گفت که کشورهای عربی باید با ادامه حمایت از عراق، این بار در عرصه بازسازی عراق، به اقتصاد این کشور کمک کنند. عراق بر اساس محاسباتی، شاید نزدیک به 75 میلیارد دلار بدهی جنگی داشت، که سی میلیارد دلار آن به کشورهای عربی بویژه به کویت بود. اما بخشی از این بدهی جنگی را نیز به آمریکا بدهکار بود زیرا رونالد ریگان که در طول سال های جنگ ایران و عراق رییس جمهوری آمریکا بود، بخاطر سیاست های ضد آمریکایی جمهوری اسلامی ایران، حمایت از عراق را در دستور کار خود داشت تا رژیم ایران را ضعیف کرده باشد.

اصرار کویت به نپذیرفتن درخواست صدام که بدهی های جنگی اش بخشوده شود، و پس از آن، دستور پادشاهی کویت در حفر چاههای نفتی در حوزه های مشترک با عراق، خشم صدام را شعله ور کرد.

زمان، زمان ریاست جمهوری جرج بوش پدر بود؛ او و وزیر خارجه اش جیمز بیکر با تاکید بر «بی طرفی» آمریکا در این بحران، صدام را در حمله به کویت برای به آتش کشیدن چاههای نفتی کویت تشویق کردند.

هرچند ارتش عراق از جنگ با ایران آسیب دیده و ضعیف بود، اما در تابستان گرم سال 1990، 1369 خورشیدی، دستور صدام را در حمله به کویت اجرایی کرد.

تسلط  عراق بر کویت که تا سال ها عواقب زیادی داشت، تلاش های جهانی را برای حل بحران از راهکار سیاسی در پی آورد و دیپلمات ها و سران کشورها و نخست وزیرهایشان به رفت و آمدهای زیاد پرداختند؛ اما همگی: ناکام.

در هفته ای مانند امروز، آمریکا و قوای بین المللی ائتلاف با آغاز عملیات «طوفان صحرا» تلاش نظامی برای بیرون راندن عراق از کویت را آغاز کردند.

عراق برای در امان ماندنِ هواپیماهایش از بمباران شدن، شمار زیادی از آنها را به ایران فرستاد؛ همان ایرانی که تا اندکی قبل دشمن سرسختش بود و با آن می جنگید و ایرانیان گفتند، چوب خداست که صدا ندارد و بخشی از غرامت کلانی است که صدام باید به ایران بپردازد. عراق دیگر هرگز نتوانست آن هواپیماها را از ایران پس بگیرد.

با آغاز حمله «طوفان صحرا»، صدام حسین 39 فروند موشک «اسکاد» به سوی اسرائیل شلیک کرد؛ اسرائیل نه سر پیاز و نه ته پیاز در آن بحران جنگی منطقه بود؛ اما صدام می خواست با حمله موشکی به اسرائیل، انتقام بگیرد. 39 فروند موشک «اسکاد» زندگی مردم اسرائیل را تحت تاثیر قرار داد و روزها کار و فعالیت تعطیل شده و مردم موظف بودند با ماسک های ضد گاز شیمیایی به خیابان بروند زیرا این نگرانی وجود داشت که صدام بخواهد از کلاهک های حاوی گاز شیمیایی در موشک های «اسکاد» زمین به زمین خود نیز استفاده کند. به یاد دارم که همکاران در رادیو اسرائیل ماسک های خود را همراه می آوردند و متعجب بودند که چرا من این کار را نمی کنم. دلم گواهی می داد که صدام گستاخی حمله شیمیایی به اسرائیل را ندارد زیرا می دانست که پایانش خواهد بود. تا به امروز در یکی از استودیوهای رادیو اسرائیل دستگاههای ویژه برای آژیر خطر آن حملات موشکی را که نگاه می کنم، به یاد برنامه های آن روزها می افتم.

در اسرائیل، اسحاق شامیر، رهبر وقت حزب حاکم لیکود نخست وزیر بود و موشه آرنس وزیر دفاع؛ بعدها معلوم شد که شامیر از وزارت دفاع خود خواسته بود آماده حملاتی سخت به صدام در عراق باشد اما اصرارهای جرج بوش پدر، جیمز بیکر و وزیر دفاع وقت آمریکا، که به اسرائیل تقریبا التماس کرده بودند دندان بروی جگر بگذارد، مانع از آن شد که اسرائیل در انتقام حملات موشکی به خاک خود، به عراق حمله ببرد.

یک دهه قبل از آن، زمانی که مناخم بگین، رهبر وقت حزب لیکود نخست وزیر اسرائیل بود، و ایران و عراق در اولین دوره جنگ خونین خود بودند، جنگنده های نیروی هوایی اسرائیل در عملیاتی متهورانه، به کوره اتمی «عصیراک» عراق حمله کرده و آن را که تازه در آغاز کار برپایی این تاسیسات بود نابود کرده بودند؛ این حمله بخشی از سیاست اسرائیل بود که کشوری عربی و مسلمان که خود را دشمن اسرائیل می داند، به توان هسته ای نظامی دسترسی نیابد.

بعدها مقامات اسرائیلی از جمله موشه آرنس وزیر دفاع وقت گفتند که قبول درخواست جرج بوش پدر برای دست روی دست گذاشتن و ساکت نشستن اسرائیل در برابر حملات موشکی عراق، یکی از سخت ترین مطالباتی بوده که آمریکا در طول تاریخ از اسرائیل کرده بود. اسرائیل به این نوع سکوت عادت ندارد و باید از خود دفاع کند و دفاع از خود را به دیگری واگذار نکند حتی اگر مهم ترین دوستش، آمریکای قدر قدرتی باشد.

عملیات «طوفان صحرا» که در شانزده سال پیش در چنین هفته ای آغاز شد، بعد از چند هفته به بیرون راندن فضاحت آمیز ارتش عراق از کویت منجر شد؛ گفته شد که نزدیک به 20 هزار نظامی عراقی در بمباران های قوای ائتلاف کشته شده و 175 هزار نیروی عراقی دیگر نیز به اسارت قوای ائتلاف درآمدند؛ صدام حسین پذیرفت که «تمامی جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک» خود را منهدم کند و امکان نظارت برای سازمان ملل را فراهم آورد و همزمان، سلسله تحریم های سخت علیه عراق آغاز شد.

آمریکا در پرتو این وضعیت، منطقه پرواز ممنوع بر شمال عراق برقرار کرد؛ کردها که رنجدیده ترین مردم عراق از کشتارهای سالهای خونین حکومت صدام بودند، خیر بردند و اقلیم کرد عراق پا گرفت، که تا به امروز وضعیت نسبتا خود مختار آن ادامه یافته است؛ هرچند که بخش بزرگی از هدف هایی که برای اقلیم کرد تعیین شده بود، و بالاتر از آن، رویاهای مردم کرد عراق برای زندگی کاملا مستقل و شرافتمندانه بخاطر اختلافات و فسادهای داخلی رهبران محلی، و وضعیت سختی عراق تا به امروز، عملی نشد.

در این میان، کویت نیز که آزاد شده بود، در تلاش بازسازی ویرانی های گسترده برآمد اما قبل از هرچیز، هزاران فلسطینی را که حامی همیشگی صدام حسین بودند، از زندگی در کویت اخراج کرد. دیگر حامیان فلسطینی ها نیز از کویت اخراج شدند.

عراق از قوای ائئلاف شکست خورده بود؛ بدین ترتیب عراق از زبانه های خونین دو جنگ بشدت ویرانگر در سختی بود. اما ظاهرا صدام هنوز آرام نگرفته بود؛ او دستور کشتن جرج بوش پدر در جریان بازدید او از کویتِ آزاد شده را داد. نزدیک به دو سال و اندی از پایان شکست عراق در کویت سپری شده بود که کاروان اتومبیل های جرج بوش پدر در بازدید از کویت، مورد حمله بمبگذاری عوامل وابسته به استخبارات عراق قرار گرفت. جرج بوش پدر زنده ماند و تا به امروز در سن نزدیک به 93 سالگی زنده است.

اما آمریکا ساختمان مرکزی استخبارات عراق را با موشک هدف قرار داد؛ تحریم ها علیه عراق سخت تر شدند؛ صدها هزار کودک و ضعیفان عراقی از نبود دارو و غذا جان دادند؛ تنها در پاییز سال 1996، 1375 خورشیدی بود که سازمان ملل موافقت کرد عراق بتواند کمی از نفت خود را صادر کند و در برابر آن غذا بگیرد؛ این فرمول به «نفت در برابر غذا» شهرت یافت.

انگلیس و آمریکا در سالهای بعد نیز هر از گاهی پایگاههای نظامی عراق را به شک این که سلاح های غیر مجاز در اختیار دارد و یا برای تنبیه عراق که منطقه پرواز ممنوع بر فراز کردها را مورد تعرض قرار می دهد، به باد حملات سخت هوایی می گرفتند؛ اما صدام و پسرانش؛ عدی و قصی، احساس قدرت بیشتری می کردند و ترورهای داخلی در عراق افزایش یافته بود؛ به گونه ای که دو داماد صدام که دو برادر بودند در تابستان 1995، 1374 به اردن پناه بردند؛ صدام برایشان دانه ریخت و آنها برگشتند اما صدام آنها را بعد از مدتی اعدام کرد.

صدام در سال 1998، همکاری عراق با ناظران سازمان ملل را قطع کرد؛ چند سال تلاش های جهانی برای سر به راه کردن عراق نتیجه بخش نبود؛ در بهار 2003، 13 سال و نیم پیش، قوای ائتلاف، این بار در زمان ریاست جمهوری جرج بوش پسر، به عراق حمله کردند؛ عراق ویران تر از همیشه شد؛ صدام فراری گردید.

صدام، آن پسر چوپانِ زاده روستای العوجه تکریت، و از سال 1979، 1358 حاکم بلامنازع عراق شده بود، بعد از 24 سال ویران گری در منطقه، به سوراخی در دل زمین پناه برد و هشت ماه پس از پایان حکومتش، در چاله روستای «الدور» در نزدیکی تکریت به دام افتاد؛ (همان روستایی که معاونش عزت ابراهیم الدوری زاده و برخاسته این شهر سنی بود)، این روزها با سیزدهمین سالروز دستگیری صدام نیز مصادف است. اما سه سال بعد، در 9 دی 1385، 30 دسامبر 2006، اعدام شد.

در روزی که صدام حسین در عراق اعدام شد، من در سفری در اردن بودم؛ به چشم خود می دیدم که بسیاری از مردم عرب او را هنوز قهرمان خود می دانستند؛ با خود گفتم که اعدام صدام وضع را آرام نخواهد کرد؛ چنین نیز شد؛ ده سال از اعدام صدام سپری شد؛ اما عراق و منطقه هنوز در بحران است؛ نبود صدام به سربرآوردن القاعده و طالبان و سرانجام داعش منجر شد؛ سخن دونالد ترامپ قابل تامل است که به عنوان کسی که با جنگ آمریکا با صدام مخالف بوده، گفته است، صدام رفت اما جایش مارهای افعی دهشتناک تری سر برآوردند.
 

 
 

شنوندگان ایران برنامه رادیو اسرائیل را از کانال «رادیو جهانی» Radio Jahani در دو ماهواره «هات برد» و «یوتل ست» از این قرار می شنوید:
- پخش زنده از شش و نیم تا هشت عصر ایران، و سه بار دیگر به صورت باز پخش :
- از یازده و نیم پیش از نیمه شب تا یک بامداد ایران،
- از هشت و نیم تا ده صبح فردای ایران،
- و از یک و نیم تا سه بعدازظهر فردای ایران.

 

 

 

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «هات برد» 13 درجه شرقی، فرکانس: 10949، ورتیکال V (عمودی)، سیمبل ریت: 27500، اف.ای.سی: سه چهارم

برنامه رادیو اسرائیل در ماهواره «یوتل ست» 7 درجه شرقی، فرکانس: 10721، هورایزنتال H (افقی)، سیمبل ریت: 22 هزار، اف.ای.سی: سه چهارم

 

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولتمی توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.

رادیو اسرائیل در بخش بین المللی، امکانات GLWIZ، تلویزیون «ایران آریایی» و «پرشین رادیو»

- صدای رادیو اسرائیل را افزون بر تارنمای radis.org و ماهواره های «هات برد» و «یوتل ست» از وبسایت بخش بین المللی رادیوی کشور اسرائیل هم به این نشانی می توانید بشنوید: www.iba.org.il/world

-«رادیو جهانی» در بخش رادیوها در GLWIZ، از جمله در اپلیکیشن جی ال ویز و وبسایت آن هم در دسترس شما است.

- شبکه تلویزیونی «ایران آریایی» در آمریکا نیز هر روز برنامه رادیو اسرائیل را همراه با ویدیوهای خبری به صورت «دیداری» مبدل کرده و به بینندگان این تلویزیون در جهان ارائه می کند.

- رادیوی «پرشین رادیو» در کالیفرنیا نیز برنامه رادیو اسرائیل را هم در برنامه زنده آن و هم یک بار دیگر در ساعات بعدازظهر به وقت لس آنجلس به صورت بازپخش به شنوندگان خود ارائه می کند.

  

تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)

برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید


 
برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

«برگ هایی از یک کتاب» و «داستان های کوتاه ایرانی» از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.


 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است