دوشنبه هشتم شهریورماه 1395 خورشیدی
بیست و نهم اوت 2016 میلادی
بیست و پنجم ماه «آو» از سال 5776 عبری


برنامه امروز را مانند همیشه با یک مجموعه مشروح خبری آغاز کردیم که حدود یک ساعت ادامه یافت و در جریان آن شنوندگان را از مهمترین رویدادهای اسرائیل، ایران و منطقه آگاه کردیم. همکاران ما در کشورهای دیگر نیز گزارش های خود را در این برنامه خبری پخش کردند

برنامه هفتگی "گفت و گوی سیاسی هفته" که در پایان مجموعه خبری آغاز شد، این بار میهماندار دکتر رضا تقی زاده بود که به پرسش های ما درباره گسترش همکاری های حکومت اسلامی ایران و روسیه پاسخ داد.


دکتر رضا تقی زاده: «روابط حساس ایران و روسیه"


رادیو اسرائیل بروی ماهواره یوتل ست نیز برنامه خود را پخش می کند

صدای رادیو اسرائیل به تازگی افزون بر ماهواره هات برد در کانال «رادیو جهانی»، به روی ماهواره یوتل ست نیز برده شده است. کانال «رادیو جهانی» به طور کامل در ماهواره یوتل ست نیز به موازات ماهواره هات برد پخش می شود. لذا، صدای ما هم در برنامه زنده و هم سه بار دیگر در شبانه روز از کانال «رادیو جهانی» در هر دو ماهواره هات برد و یوتل ست پخش می شود. مشخصات پخش صدای ما بروی ماهواره یوتل ست از این قرار است:

Eutelsat 7B
پولاریزاسیون: H هورایزنتال (افقی)
سیمبل ریت: 22000
اف ای سی: 4/3

  


(برای آگاهی
از متن کامل گزارش های مشروح خبری و سایر برنامه های امروز
 توصیه می کنیم صدای برنامه را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید).
 

*          منابع خبری روسیه گفتند پرزیدنت پوتین هم اکنون مجدانه می کوشد امکان ملاقاتی را بین رهبران اسرائیل و فلسطینی ها در مسکو فراهم سازد. ولی منابع فلسطینی می گویند که محمود عباس از پیش شرط های خود برای دیدار با بنیامین نتانیاهو صرفنظ نکرده و همچنان برای اجرای آن ها پای می فشارد. در اورشلیم تایید شد که رهبران روسیه و اسرائیل شب گذشته تلفنی گفت و گو کرده اند که موضوع مورد بحث آن ها دیدار احتمالی در مسکو بین نتانیاهو و محمود عباس بوده است. روسیه که در راه اثبات ابرقدرتی خود به اسرائیل بسیار نزدیک شده، اکنون می کوشد سرپرستی مذاکرات صلح اسرائیلی – فلسطینی را نیز بعهده بگیرد – امری که کشورهای اروپایی و ایالات متحده در عملی ساختن آن ناکام مانده اند. همزمان دولت روسیه اقدامات خود را در این زمینه با دولت مصر نیز همآهنگ می سازد. روسیه و مصر هر دو می کوشند دیدگاه های اسرائیل و فلسطینی ها را به هم نزدیک کنند. 

*          یک مقام بلندپایه فلسطینی در عین حال که تایید کرد هم اکنون تماس هایی برای اجرای ملاقات بین رهبران اسرائیل و فلسطینی هادر جریان است، اعلام داشت که پیش شرط های محمود عباس برای دیدار نتانیاهو به قوت خود باقی است. محمود عباس در سال های اخیر سه شرط عمده برای از سرگیری گفت و گوهای صلح با اسرائیل عنوان کرده است. او خواستار تعهد اسرائیل برای عقب نشینی به پشت مرزهای پیش از جنگ شش روزه و تعهد اسرائیل برای برپایی کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل است. او همچنین خواستار آن شده که آبادی سازی اسرائیل در کرانه باختری رود اردن متوقف شود و اسرائیل همه زندانیان تروریست فلسطینی را آزاد کند. اسرائیل می گوید که هیچ یک از این سه پیش شرط مورد قبول نیست. دولت اورشلیم اعلام داشته که به فلسطینی ها پیشنهاد می کند بدون قید و شرط به دور میز مذاکره باز گردند و هر مطلبی را که بخواهند در گفت و گوهای مستقیم صلح مطرح سازند.  

*          در گزارشی از اورشلیم آمده است که بنیامین نتانیاهو با فرستادن پیامی برای پرزیدنت اوباما از او خواستار شده است که از ارائه داد ن طرح جدیدی برای پیشبرد صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها خودداری ورزد. نتانیاهو در دیدار با شماری از مشاوران برجسته دولت ایالات متحده که هم اکنون از اسرائیل دیدن می کند به آن ها گفت: بیم دارد که پرزیدنت اوباما در پایان دوران ریاست جمهوری خود به تلاش برای پیشبرد طرح صلح اسرائیلی – فلسطینی روی آورد. خانم سوزان رایس مشاور پیشین امور امنیتی کاخ سفید که جزو هیات است به خبرنگاران گفت: ایالات متحده همیشه خواهان حفظ منافع اسرائیل بوده و هست و حتی در این دوران که ظاهرا روابط طرفین شکرآب شده، مذاکرات برای کمک های نظامی ده سال آینده آمریکا به اسرائیل ادامه دارد..

 
اسرائیل به جمهوری لیتوانی اسلحه پیشرفته می فروشد

 *          جمهوری لیتوانی در شمال اروپا جنگ افزارهای الکترونی پیشرفته از اسرائیل خریداری می کند. اسرائیل از جمله ده ها فروند موشک پیشرفته به نام "اسپاتین" به لیتوانی خواهد فروخت. شرکت اسرائیلی رافائل که تخصص آن تولید جنگ افزارهای پیشرفته در رشته های مختلف می باشد طرف معامله ارتش لیتوانی قرار گرفته است. رافائل به 26 کشور جهان جنگ افزارهای پیشرفته می فروشد.  

*          دیوان عالی عدالت در اسرائیل تایید کرد که شهروندی به نام الی کهن باید به ایالات متحده تسلیم شود تا به اتهام فروش جنگ افزار به حکومت اسلامی ایران مورد محاکمه قرار گیرد. الی کهن متهم است که قصد داشته قطعات یدکی هواپیماهای جنگی به حکومت اسلامی ایران بفروشد. دادستانی ایالات متحده دو سال پیش کیفرخواستی علیه الی کهن و سه  تن از شرکای او به دادگاه ارائه کرد که به موجب آن این فرد و شرکایش در سال های 2000 تا 2004 چند میلیون دلار وسائل نظامی و از جمله قطعات یدکی هواپیما به حکومت ایران صادر کرده و ممنوعیت های بین المللی را زیرپا گذاشته بودند. با صدور حکم دیوان عالی عدالت اسرائیل، این متهم به ایالات متحده تحویل داده می شود. الی کهن در دفاع از خویش می گوید که برای معامله با حکومت ایران، از مقامات ایالات متحده مجوز قانونی گرفته بود. 

*          در سوئد صدها تن از هواداران اسرائیل در همایشی در استکهلم همبستگی خود را با این کشور و مخالفت خویش را با ترور فلسطینی و فعالیت گروه تحریم علیه اسرائیل بیان داشتند. سازمانی به نام "بی.دی.اس" که توسط گروه های فلسطینی برپا شده می کوشد اسرائیل را مورد تحریم اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قرار دهد – اقدامی که در عمل، حمایت از ترور فلسطینی و عملیات کشتار علیه شهروندان اسرائیلی تلقی می شود. رهبر حزب اسرائیلی "یش عاتید" (آینده ای هست) یائیر لاپید از جمله سخنرانان این همایش بود که علیه تلاش گروه "بی.دی.اس" سخن گفت و اعلام داشت که آنان حق دفاع اسرائیل را نادیده گرفته و عملا از ترور فلسطینی حمایت می کنند و همزمان از جهانیان انتظار دارند با آن ها همکاری کنند.

 
همایش هواداری از اسرائیل در استکهلم پایتخت سوئد
 

*          چند تن از اعضای پارلمان سوئد و سران جامعه یهودیان آن کشور در شمار شرکت کنندگان در این همایش بودند. آگاهان ارزیابی کرده اند که به دنبال فعالیت گروه "بی.دی.اس" بر دامنه یهودستیزانه در کشورهای اروپایی و به ویژه سوئد افزوده شده است. هنگام برگزاری این همایش، ده ها تن از هواداران ترور فلسطینی در یک نقطه نزدیک گرد آمده و علیه اسرائیل شعار می دادند و می کوشیدند برای سخنرانان مزاحمت ایجاد کنند.  

*          یکی از سیاستمداران برجسته اسرائیلی بنیامین بن الیعزر در سن 80 سالگی چشم از جهان فرو بست. بن الیعزر که لقب او فوآد بود یکی از امیران برجسته ارتش اسرائیل و پس از آن وزیر دفاع بود و سمت های سیاسی مختلفی را نیز در چارچوب حزب "کارگر" اسرائیل ایفا کرد. بن الیعزر یکی از بنیانگذاران روابط دوستی بین اسرائیل و مصر بوده از این رو رسانه های مصری نیز امروز گزارش درگذشت او را به تفصیل انتشار دادند. بن الیعزر که در ارتش اسرائیل درجه ژنرالی داشت در سال های پایانی عمر خود داوطلب احراز مقام ریاست جمهوری شد – ولی در جریان بررسی ها به رشوه گرفلتن متهم گردید ولی پیش از آن که دادگاه حکم خود را صادر کند چشم از جهان فرو بست. پرزیدنت روبی ریولین رییس جمهوری امروز در بزرگداشت بن الیعزر سخن گفت. چند تن دیگر از بلندپایگان کشور نیز از درگذشت او ابراز تاسف کردند.

 
بنیامین بن الیعزر سیاستمدار اسرائیلی در سن 80 سالگی درگذشت
 

*          محاکمه یک سرباز اسرائیلی که موجب مرگ یک تروریست زخمی فلسطینی شده بود، امروز در دادگاه نظامی ادامه یافت و این بار فرمانده گروهان به دعوت از جانب وکیل مدافع سرباز سخن گفت. فرمانده به قضات گفت که احتمال زیاد وجود داشت که تروریست زخمی به کمربند انفجاری مجهز بوده و از این رو وی به سربازان دستور داده بود تا لحظه ای که از این موضوع اطمینان خاطر به دست نیامده از نزدیک شدن به تروریست زخمی دوری جویند. همزمان خبر رسید که ممکن است بزودی محاکمه یک سرباز دیگر نیز آغاز شود. این سرباز متهم است که جمعه گذشته به سوی یک جوان فلسطینی که به سرعت به محل استقرار سربازان نزدیک می شد تیراندازی کرده و موجب مرگ او شده است – و این در حالی که بعد معلوم شد جوان فلسطینی مسلح نبوده و تا حدودی اختلال حواس داشته است.  

*          برخی محافل سیاسی در حکومت ایران با دعوت از لرد داود آلیانس میلیاردر مشهور ایرانی – بریتانیایی به تهران ابراز ناخشنودی عمیق کردند و پرسیدند این فرد یهودی را چه کسی به ایران دعوت کرده است. خبرگزاری "فارس" نوشت لرد داود آلیانس هم با اسرائیل و هم با بریتانیا روابط بسیار نزدیک همکاری دارد – ولی اکنون گروهی در تهران خود را آماده می سازند که در روزهای آینده از لرد آلیانس در فرودگاه استقبال کنند. خبرگزاری "فارس" نوشت: احتمال دارد هدف آنانی که از لرد آلیانس در فرودگاه استقبال خواهند کرد گسترش همکاری های اقتصادی و بازرگانی است. خبرگزاری "فارس" نام دعوت کننده لرد آلیانس را فردی به اسم "محمود ه.ر" معرفی کرد که برادر یک مقام بازنشسته وزارت خارجه معرفی شده است. لرد آلیانس که زاده کاشان است، ثروت خود را در بریتانیا و در رشته پارچه بافی به دست آورد – ولی همیشه به نیازمندان در ایران کمک مالی رساند و به آسیب دیدگاه زلزله بم نیز مبالغ کلانی هدیه کرد. لرد آلیانس پایه گذار مرکز پژوهش های ایران شناسی در دانشگاه تل آویو در اسرائیل است.

 
لرد داود آلیانس هنگام سخرانی در مرکز پژوهشی ایران در دانشگاه تل آویو
 

*          و به عنوان آخرین مطلب این مجموعه خبری: در گزارش های امشب شنیدید که در اسرائیل یک سرباز به خاطر آن که به سوی یک تروریست زخمی و به زمین افتاده تیراندازی کرده و باعث مرگ او شده است، (تروریستی که احتمال داشت با کمربند انفجاری موجب قتل سربازان بیشتری شود)، از شش ماه پیش مورد محاکمه قرار گرفته و جلسات دادگاه او همچنان ادامه دارد. یک سرباز در برابر یک تروریست زخمی که پیشتر قصد داشته با چاقوزنی سربازان اسرائیلی را زخمی کند و حتی شاید بکشد. ولی در حکومت اسلامی ایران کشتار چند هزار زندانی سیاسی در سال 1367 به فرمان خمینی را "یک اقدام الهی و عین عدالت و انصاف" معرفی می کنند و به تمجید از روح الله خمینی می پردازند که دستور داد این فرزندان ایران زمین پس از محاکمه یک دقیقه ای اعدام شوند – و حالا با گذشت 28 سال از آن جنایات، مجلس خبرگان نیز به تجلیل از جنایات رهبر حکومت می پردازد و به آن افتخار می کند. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟

تفسیر سیاسی هفته
نوشتۀ: منشـه امیر

 


عکس منشه امیر از خبرگزاری «اسوشیتدپرس»
 (عکس گرفته شده هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیو اسرائیل)


حرف دیو همیشه برعکس است!
 

مادر بزرگ ها هنگام قصه گویی به کودکان گوشزد می کردند که حرف دیو را باید برعکس تعبیر کرد.

وقتی دیو می گوید "امروز روز است"، بدانید که شب است و تاریک است و اگر می گوید "هوا خوب است"، بدانید که طوفانی در راه است.

حالا حکایت حکومت اسلامی ایران است که سران آن ادعا کرده و می گویند: "به لطف رژیم اسلامی در ایران، همه کشورهای مسلمان منطقه به سوی رستگاری گام برمی دارند".

علی خامنه ای نیز که مدتی است از واژۀ "خاورمیانه" بدش می آید و به جای آن واژۀ "غربِ آسیا" را به کار می برد، می گوید که رژیم ایران "افتخار و عزت و سربلندی و شکوه نصیب مسلمانان منطقه و جهان کرده است".

این معکوس گویی ها را در همه اظهارات فرماندهان ارشد سپاه پاسداران نیز می یابیم که مرتبا ادعا می کنند که نیروهای مسلح حکومت ایران کوبنده ترین قدرت جهان است. آن ها سه ناوچه تند رو را به مصاف یک ناو هواپیمابر آمریکایی می فرستند و مانور می دهند و بعد هم مشت غرور بر سینه می کوبند و می گویند: "دیدید چگونه آن غول آمریکایی از این ناوچه ما به هراس افتاد؟"

غافل از آن که آن شکیبایی ناو آمریکایی نشان قدرت است و آن نمایش ناوچه ها علامت ترس و ذلت و ماجرجویی و فتنه طلبی بوده است.

آیا منهدم کردن سه قایق موتوری رژیم ایران که تا فاصله 300 متری به ناو آمریکایی نزدیک می شود، کاری دارد؟

مسلماً نه!

ولی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت، به دنبال فتنه نمی گردد، بلکه می خواهد فتنه را مهار کند و به دام فتنه گران رژیم ایران نیفتد.

*     *     *

ماجرای اعطای پایگاه به نیروی هوایی روسیه در فرودگاه نوژه را "اوج اقتدار و حکمت و کیاست حکومت اسلامی ایران" تلقی کردند و این ادعا را مطرح ساختند که اگر رژیم ایران یک ابرقدرت منطقه ای و جهانی نبود، نیروی هوایی روسیه به خود زحمت نمی داد از پادگان هوایی نوژه استفاده کند.

آن فرماندهان سپاه پاسداران، که این گونه استدلال می کنند، نابخرد هستند و نمی دانند که ملت ایران یک ملت آگاه است و به همه رسانه های خبری جهان دسترسی دارد و همه چیز را می بیند و می خواند و با چون و چند قضایا به خوبی آشناست وفریب این ادعاها را نمی خورد.

*     *     *

از سوریه شروع کنیم: جنگ خانمانسوز داخلی در آن کشور اکنون بیش از پنج سال است که جریان دارد. می گویند سیصد هزار انسان در آن جنگ جان باخته اند و هنوز هم کشتار ادامه دارد.

رژیم ایران بیشترین تلاش خود را کرده که آن خیزش مردمی را بخواباند.

 برای ارتش سوریه جنگ افزار فرستاد. چریک های حزب الله لبنان را به آن کشور اعزام داشت. هزاران نفر از افراد سپاه پاسداران به سوریه انتقال یافتند و چون خود ایرانیان چندان حاضر نبودند جان خود را به خاطر رژیم سوریه به خطر اندازند، رژیم ایران شیعه از پاکستان و افغانستان و نقاط دیگر را برای این منظور بسیج کرد. ولی باز هم کاری از پیش نبرد.

دیگر چه می توانستند بکنند؟

دست به دامان روسیه شدند!

پوتین از این فرصت به گرمی استقبال کرد – زیرا استقرار در سوریه، گام دیگری در راه کوبیدن میخ ابرقدرتی جمهوری روسیه در این منطقه حساس مجاور دریای مدیترانه است که دروازه اروپا نیز محسوب می شود.

روسیه در سوریه منافع نظامی بسیار دارد و بندر طراطوس و تا حدودی بندرلاذقیه سوریه در اختیار ناوگان دریایی روسیه بوده است.

پس، هنگامی که حکومت ایران دعوت کرد و بشار اسد این دعوت را مورد تایید قرار داد، روسیه حسن استقبال کرد و هواپیماهایش را به سوریه فرستاد و این بهانه ای شد که از حکومت ایران نیز یک پایگاه نظامی بطلبد و شاید چندین پایگاه دیگر را نیز طلب کند – زیرا فرماندهان سپاه پاسداران گفته اند که هرچند پایگاهی که لازم باشد، مشتاقانه در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهند داد.

ببینید که حکومت اسلامی ایران از چه "اقتدار و عزت و شکوه" برخوردار است که ولادیمیر پوتین سر تعظیم فرود آورد و جنگنده های خویش را به خواست رژیم ایران به نوژه می فرستد تا ایران را نیز زیر یوغ اطاعت خویش در آورد و جای پای خود را در این کشور مستحکم تر کند و به آب های گرم خلیج فارس دسترسی داشته باشد. 

این همان آرزویی بود که تزارهای روسیه در قرون گذشته در سر می پروراندند.

حکومت ایران، (که ادعا می کند از "اقتدار و شوکت" بسیاری برخوردار است) دست گدایی به سوی روسیه دراز می کند و تقاضای دریافت وام دارد – و روسیه که می خواهد هرچه بیشتر ایران را به خود وابسته سازد، این درخواست را می پذیرد و حاضر به اعطای پنج میلیارد دلار وام می شود، به شرط آن که رژیم ایران از این بودجه برای خرید تسلیحات ساخت روسیه بهره گیری کند.

چه معامله ای بهتر از این؟

بنابراین، شگفت انگیز نیست که روسیه این چنین با اشتیاق و بی اعتنا به بحران مالی خویش و نیازی که خود به دریافت وام های خارجی دارد، این تقاضای حکومت ایران را می پذیرد.

یادتان هست که پادشاهان قاجار وقتی می خواستند به اروپا سفر کنند، چه وام هایی از روسیه و کشورهای دیگر گرفتند؟

و یادتان هست که بابت این وام ها، چگونه سیادت و حاکمیت ملت ایران را به گرو گذاشتند؟

اکنون حکومت اسلامی ایران پا به پای پادشاهان قاجار نهاده و تازه به "قدرت و اقتدار" خویش هم می نازد!

*     *     *

تا دیروز ادعا می کردند که "حکومت اسلامی ایران، در سایه رهبری فرزانه ولی مطلقه فقیه" (که وظیفه خود نمی داند به هیچ کس حساب پس بدهد) "به پیشرفته ترین مقام ها در جهان دست یافته است".

تا چندی پیش افتخار می کردند که چگونه حکومت های جهان صف کشیده اند که از حکومت ایران پول و هدیه رایگان مالی بگیرند.

و حالا هم افتخار می کنند که چگونه بلندپایگان کشورهای دیگر به تهران می آیند تا امکانات داد و ستد بازرگانی با ایران را پس از برداشته شدن تحریم ها بررسی کنند.

ولی علی لاریجانی می آید و کاسه و کوزه های آنان را می شکند و آمار دهشتناکی از میزان فقر و عقب ماندگی و ذلت و محنت مردم ایران ارائه می دهد – که  واقعاَ تکان دهنده است!

آیا ملت ایران نیاز داشت که علی لاریجانی بیاید و این افشاگری ها را انجام دهد؟

مگر مسوؤلان بهداشت نگفته بودند که بیماری در ایران بی داد می کند؟

مگر مسوؤلین اقتصاد نگفته بودند که رژیم ایران، حتی پس از امضای "برجام"، هنوز با مشکلات اساسی روبروست و توان حل آن را ندارد؟

مگر مسوؤلان امور کارگری نگفته بودند که روز به روز بر شمار بیکاران افزوده می شود و مزد کارگران پاسخگوی تورم جاری نیست و تداوم فقر بیماری می آورد و نیز موجب اعتیاد و فحشا می شود؟

همین سخنان روز گذشته آخوند کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران را بشنوید و عرق شرم پیشانی شما را بپوشاند که سرزمین ایران و ملت ایران را به چه روزی انداخته اید!

البته صدیقی این فقر و محنت و ذلت را به حساب دولت روحانی گذاشت. ولی آیا این روندی است که تنها از سه سال پیش آغاز شد و یا آغاز آن از روزی بود که یک گروه از افراد بی تجربه و مدعی دین و تندرو و متعصب و بی اعتنا به مصالح ملی ایران، قدرت را از دست مردم ربودند و وعده بهشت دادند، ولی مردمان را به سوی جهنم کشاندند؟

*     *     *

هنگامی که رژیم ایران به هواپیماهای جنگی روسیه اجازه می دهد از خاک ایران پرواز کنند، تا زن و کودک بی دفاع و مسلمان سوریه را به خاک و خون بکشند، آیا این نگرانی نمی تواند وجود داشته باشد که وقتی خیزش مردمی در ایران آغاز شود، هواپیماهای روسی بیایند و خود مردم ایران را هدف بمباران و کشتار قرار دهند، تا نگذارند رژیمی که مانند گاو شیرده به آن ها خدمت می کند، بر افتد؟

تازه رژیم ایران قصد دارد پنجاه فروند هلیکوپترهای تهاجمی نیز از روسیه خریداری کند که از این پس از طریق هوا مردم خشمگین ایران را به گلوله ببندد – به جای آن که سرکوب مردمان با خودروهای سپاه پاسداران انجام شود که بی رحمانه تظاهر کنندگان را زیر چرخ های خویش به قتل رساندند.

آیا مردم ایران نباید از این روند نگران باشند؟

*     *     *

راستی چه لزومی داشت که رژیم ایران از نیروی هوایی روسیه درخواست کند که بیاید و به بمباران قرارگاه های داعش و جبهة النصرة بپردازد؟

مگر اکنون مدتی نیست که سرکردگان سپاه پاسداران ادعا می کنند که موشک های "نقطه زن" تولید کرده اند که بدون خطا هدف تعیین شده در فاصله چند هزار کیلومتری را نابود می کند؟

پس، به عملیات ارتش روسیه چه نیازی هست؟

چرا تا به حال یک فروند از این موشک های "نقطه زن" را به سوی مواضع داعش در شهر الرقة و یا نقاط  دیگر شلیک نکرده اند تا بساط داعش را برچینند؟

چه فرصتی بهتر از این، برای آزمایش توان واقعی آن موشک های "نقطه زن"!

فقط حرف می زنند! عمل کجاست؟

حالا تازه آمده اند و می گویند "نه، متشکریم، به سامانه ضد موشکی اس -400 شما نیازی نداریم زیرا بهتر از آن را خودمان تهیه کرده ایم".

سخنان دیو و قصه مادر بزرگ را به یاد دارید؟

*     *     *

 

و در پایان، دلمان برای کشور اسرائیل و مردم اسرائیل می سوزد – و از خود می پرسیم که اگر ارتش بشار اسد و تروریست های داعش، هر دو، در عملیات خود علیه مردم بیگناه و بی دفاع سوریه از سلاح های شیمیایی استفاده می کنند، و هر دوی آن ها انسان می کشند و مسلمان می کشند و هموطن خویش را می کشند، پس وای به روزی که خدای ناکرده، دستشان به اسرائیل برسد!

حالا درک می کنید که چرا مردم اسرائیل و رهبرانشان این چنین برای تضمین امنیت ملی خویش پای می فشارند؟

دشمنان، به اسلام استناد می کنند، ولی از موازین اسلام و انسانیت و شفقت و معنویت و ارزش های اخلاقی و جهانشمول کمترین بویی نبرده اند!


اورشلیم – شنبه 6 شهریورماه 1395 خورشیدی – 27 اوت 2016 میلادی
 

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها


سالروز سوم شهریور؛ اشغال ایران بدست روس ها و انگلیس
(
همزمانی این رخداد با همکاری اخیر ایران با روسیه ملی گرایان ایران را نگران کرده است)

حقایق واقعه سوم شهریور

نوشته: فرنوش رام
شنبه  ششم شهریور 1395، بیست و هفتم اوت 2016

همزمانی همکاری نظامی میان جمهوری اسلامی ایران با روسیه در دادن امکان سوخت گیری برای جنگنده های روسی در پایگاه همدان، برای رفتن به سوی بمباران مواضع مخالفین حکومت سوریه در آن کشور، با سالروز سوم شهریور که اشغال ایران بدست نیروهای نظامی روس و انگلیس بود، هر ایرانی متفکری را به اندیشیدن و بازنگری عمقی در تاریخ کشور خود وادار می کند و ملی گرایان را نگران کرده است.


در روز سوم شهریور نیروهای شوروی از شمال و انگلیس از غرب و جنوب
در آغاز سومین سال جنگ جهانی دوم به بهانه حضور «جاسوسان آلمانی» به خاک ایران تعرض کردند

 
جنگ جهانی دوم روز دوم سپتامبر 1939 میلادی آغاز شده بود؛ دهم شهریور سال 1318 خورشیدی بود. رضا شاه در ایران در قدرت بود و زیر فشار سنگین. ایران قدرت نظامی شایسته ای نداشت. هرچند که با بنیه اقتصادی ضعیف تلاش های زیادی برای مدرن کردن ایران صورت گرفته بود.

تا آن زمان رضا شاه 14 سال بود که با برانداختن حکومت فاسد قاجاریه، احمد شاه، آخرین پادشاه قاجار را خلع کرده و با وجود هزاران معضل، ساخت و سازهای زیادی ایجاد کرده و بنیان های حکومتی را زیر و رو کرده و اساس مدرنیته را فراهم می کرد.

زمانی که آدولف هیتلر با زیر پا نهادن همه پیمان های بدست آمده با سران اروپا از جمله «پیمان مولوتوف – ریونتروپ» و «پیمان مونیخ» به لهستان حمله کرد تا فضای زندگی برای آلمان ها را گسترش دهد و جنگ جهانی دوم را شعله ور کرد، رضا شاه و حامیان او احساس می کردند که فشارها برای کناره گیری او دارد شدت می گیرد.

سوم شهریور 1320، اواخر اوت 1941، دو سال بود که جنگ جهانی دوم در جریان بود؛ رضا شاه به آلمان  سمپاتی نشان داده بود. آلمان نازی با تبلیغات زیاد توانسته بود حتی هیتلر را تا زمانی که او موفق بود و پیشروی می کرد، در میان افکار عمومی قشریون اسلامی شیعه در ایران، به عنوان «مهدی موعود» نیز به تصویر بکشد. دکتر ماتیاس کونتزل استاد دانشگاه آلمان در کتاب مهم خود «آلمانی ها و ایران» انتشار یافته در سال 2011 میلادی در هامبورگ آلمان این ماجراها را به خوبی به تصویر می کشد. در آن زمان جاسوسان نازی به ایران آمده و پراکنده شده بودند. ارتش متفقین دستآویز لازم را یافت که به ایران حمله کند زیرا حضور این جاسوسان نازی را خلاف اصل بیطرفی اعلام شده از سوی رضا شاه دانستند.

سپاهیان شوروی از شمال خاک ایران را پایمال کردند و سربازان انگلیسی از جنوب و غرب ایران تعرض به خاک ایران را عملی کردند. شهرهای سر راه را اشغال کردند و بسیار زود به تهران رسیدند.

با فروپاشی سریع ارتشِ ناتوان، رضا شاه را نیز وادار به کناره گیری کردند؛ متفقین موافقت کردند که سلطنت را به محمد رضا ولیعهد پهلوی بدهند.

از دهه ها قبل از آن، در نتیجه پیمان های گلستان و ترکمانچای و تحمیل آن به ایرانِ ضعیف شده در دوران قاجاریه (همان پیمان هایی که صد و چند ده سال بعد از آن نیز هنوز هر ایرانی از بردن نام این معاهده ها شرم می کند) که ناشی از شکست های ایران از جنگ های طولانی با روسیه بود، چنان که در کتاب «ما چگونه ما شدیم» نوشته دکتر صادق زیبا کلام به روشنی و با دردی عمیق تشریح شده است، ایران عملاً  به حوزه نفوذ انگلیس و روسیه تقسیم شده بود؛ شوروی وارث روسیه بود.

ساعت چهار صبح روز سوم شهریور، اسمیرنوف که سفیر کبیر شوروی بود همراه با سر ریدر بولارد وزیر مختار بریتانیا به منزل رجبعلی منصور، نخست وزیر وقت رفته بودند؛ آندو با دادن یادداشتی به نخست وزیرِ وحشت کرده و خشمگین، آغاز حضور نظامیان خود را در ایران، به طور همزمان به او خبر دادند.


رجبعلی منصور نخست وزیر، رضا شاه و ولیعهد جوان در روز سوم شهریور 1320

منصور بلافاصله با کفیل وزارت خارجه، جواد عامری، راهی کاخ سعد آباد شد تا این خبر را به رضا شاه بدهد؛ منصور بعد از آن به عمارت مجلس شورای ملی رفت و نمایندگان ملت را را از حمله نظامی روس ها و انگلیس ها آگاه کرد. ساعاتی بعد، منصور که پیشروی نیروهای اشغالگر را دید، خود را ناتوان از مقابله با چنین وضعیت خطیری یافت و استعفاء کرد. این استعفا دو روز بعد در نشست دولت رسمیت یافت. رضا شاه مجید آهی را مامور تشکیل دولت کرد اما او نپذیرفت. رضا شاه به محمد علی فروغی روی آورد.

رضا شاه از غروب سوم شهریور سربازان احتیاط  را به خدمت زیر پرچم فرا خواند. بعد رضا شاه جز ولیعهد، همه اعضای خانواده خود را به اصفهان فرستاد. رضا شاه تاکید کرد که بخاطر جلوگیری از سقوط  بیشتر کشور، حاضر به کناره گیری است. کناره گیری رضا شاه 26 شهریور عملی شد. روز سی ام شهریور 1320 رضا شاه و خانواده اش از اصفهان با طی طریق از یزد و کرمان و بندر عباس وارد یک کشتی بریتانیایی شدند که می بایست او را به جزیره موریس در آفریقای جنوبی ببرد. انگلیسی ها اصرار داشتند که او باید با کشتی آنها برود.

اشغال ایران ماهها طول کشید؛ ایران سراسر در قحطی بود؛ نان به یک آرزو مبدل شده بود؛ بیماری ها جان هزاران هزار را یکجا می گرفت. افزون بر آن، شهرهای زیادی نیز بمباران شد و هزاران تن دیگر هم جان باختند؛ آن همه تاسیساتی که رضا شاه با  خون دل ایجاد کرده بود، متحمل ویرانی های بسیار شد. یک روز بعد از واقعه سوم شهریور، هم سربازخانه ها و هم شهرهای قزوین، رشت و تبریز بمباران شدند و لشگرهای نظامی در رضائیه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان نیز فرو پاشیدند. همان راه آهنی که رضا شاه با خون دل خوردن ها برپا کرد و یکی از افتخارات دوران حکومت او بود، برای رساندن تدارکات از جنوب ایران به سوی پشت جبهه های جنگ شوروی که هم پیمان انگلیس علیه آلمان نازی بود، مورد استفاده قرار گرفت.

سران متفقین؛ روزولت آمریکایی، چرچیل انگلیسی و استالین روسی به تهران آمدند و در کنفرانس معروف تهران، متعهد شدند که در شش ماه بعد از این نشست، نیروهای خود را از ایران خارج کنند.


چرچیل، روزولت و استالین در نشست تهران

اما هم انگلیس و هم شوروی تا خروج از ایران، تا جایی که می توانستند ایران و شاه جوان و ضعیف را دوشیدند؛ شوروی در سودای گرفتن امتیاز استخراج نفت از دریای شمال بود؛ اما مجلس نگذاشت و قانون منع اعطای امتیاز نفت به بیگانگان را تصویب کرد؛ شوروی بعداً انتقام گرفت و با مسلح کردن عواملی مقدمات شورش آذربایجان را بوجود آورد. فرقه دموکرات به رهبری جعفر پیشه وری بر آذربایجان و قاضی محمد بر کردستان به مرکزیت مهاباد (با نام «جمهوری مهاباد») مسلط  شد و شوروی خشنود بود.

حکومت ایران از دست شوروی به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد که نیروهای خود را از ایران خارج نکرده است. در این زمان دیگر قوام السلطنه نخست وزیر شده بود. قوام به مسکو رفت و توافقی را برای تشکیل شرکت مختلط  نفتی ایران و شوروی، برای راضی کردن شوروی به خروج نیروهایش از ایران، امضاء کرد.

در اوایل اردیبهشت 1325، یعنی حدود پنج سال بعد از حضور روس ها در خاک ایران، شوروی نیروهای خود را ظاهرا از ایران بیرون برد؛ وقتی شوروی ها رفتند حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان و کردستان نیز باقی نماند.

زمانی نیز که شاه کمی قوی شد، مجلس ملی ایران توافق قوام با شوروی برای تشکیل شرکت مختلط  نفت ایران و شوروی را باطل کرد.

وضعیت ایجاد شده به برپا شدن تشکل ها و حزب های زیاد و تقویت حزب توده منجر شد. این رخدادها زمینه ساز حوادث بعدی تاریخ معاصر ایران در دهه های سی و چهل و پنجاه خورشیدی شد تا سقوط پهلوی در سال 1357 و عملی شدن آرزوی حزب توده و ائتلاف مذهبیون و کمونیست ها و دیگر مخالفان.

«واقعه سوم شهریور» بی تردید پلی بود تا به روی کار آمدن حکومت خمینی، که ایران و جهان را تا به امروز تغییر داد.

شاید تاریخ تنها برای بازگویی است؛ درس عبرت نمی گیرند؛ برای همین است که تاریخ تکرار می شود. در این روزها نیز ملی گرایان در درون مرز و برون مرز از اینکه ایران این بار با طیب خاطر خود پای روسها را به ایران باز کرده است، نگران تکرار شدن وقایع تلخ تاریخ کشور خود هستند.
 

«ایران و اسرائیل؛ دوستان باستانی در خاورمیانه»

این بار: 
بخش یازدهم از گفتگوهای رادیو اسرائیل با آقای امیر طاهری، با عنوان:

«کمک نظامی اسرائیل به ایران در اوج جنگ ایران و عراق خدمتی بزرگ به ایران و جبهه بود»


آقای امیر طاهری



«قدرت زیادی که برخی از عوامل اپوزیسیون ایرانی به اسرائیل نسبت می دهد، هم کمیک است هم تاثربرانگیز»


این برنامه پنجشنبه چهارم شهریور 1395، 25 اوت 2016 از رادیو اسرائیل پخش شد.
 

منشه امیر: آقای امیر طاهری، با درود بسیار. من در دو گفت و گوی پیشین از شما پرسیدم که چگونه ممکن است یک ایرانی وطن پرست، یک ایرانی مخالف رژیم اسلامی، یک ایرانی که خودش را روشنفکر می داند بیاید و یک سلسله افتراهایی را علیه اسرائیل مطرح کند که در هیچ عقل سلیمی نمی گنجد، و در این گفت و گو می خواهم یک نمونه دیگر از این افتراها را با شما در میان بگذارم و از دیدگاه شما آگاه بشوم، و آن این است که می گویند این مخالفتی که حکومت اسلامی ایران با اسرائیل می کند و می گوید «اسرائیل نابود باید گردد» و روی موشک های شان می نویسند و هر روز این را می گویند که «اسرائیل از صفحه روزگار باید محو شود»، این در واقع یک جنگ زرگری است و در زیر پرده همکاری های بسیار گسترده ای بین حکومت اسلامی ایران و دولت اسرائیل است، و با این هدف که توی سر ملت های منطقه بزنند، جنگ ایجاد کنند و ملت های عرب را ضعیف نگه دارند که بتوانند از آن، هم به سود حکومت اسلامی ایران و هم به سود اسرائیل، بهره برداری بکنند و نمونه اش جنگ سوریه است؛ جریان یمن است، و آنچه که در کشورهای دیگر می گذرد. این ها می گویند «بهار اسلامی» یا «بهار عربی» در واقع جریانی بوده که دولت اسرائیل در منطقه  به راه انداخت.

امیر طاهری: بله، این قدرت زیاد نسبت دادن به اسرائیل است، که تا اندازه ای هم جنبه کمیک دارد و هم حقیقتاً باعث تاسف است. ولی در عین حال، نکته ای که به نظرم مهم است گفته شود این که یک چنین تجزیه و تحلیلی نسبت به ملل منطقه توهین آمیز هم هست. یعنی می گوید که حتی اعراب آنقدر عرضه ندارند که خودشان کارهای احمقانه کرده و تاوانش را بدهند. متوجه هستید، یعنی اینکه خودشان اشتباه بکنند و خودشان حساب اشتباهات شان را بپردازند. این به نظر من درست نیست. برای آنکه باید به همه ملل احترام گذاشت، هر ملتی سرانجام مسئول تاریخ خودش است؛ نویسنده اصلی تاریخ خودش است، و اگر نباشد ،آن وقت انسانیت او را از او سلب کرده ایم. چون لازمه انسانیت مسئولیت است. اما اگر یک ملتی یا ملل متعددی تبدیل شدند به مهره های یک بازی شطرنج، مهره هایی بی اراده، پس دیگر انسان نیستند، یک رباط هایی هستند که یا اسرائیل از آنها استفاده می کند، یا آمریکا و یا جمهوری اسلامی ایران یا هر عامل و فرد دیگر، و این به نظر من، مانع می شود که مسائل اعراب را درک کنیم و اگر مسایل اعراب را نفهمیم به عنوان ایرانی در این منطقه ای که زندگی می کنیم نمی توانیم روابط  طبیعی و سازنده و مثبت با همسایگان مان داشته باشیم.

اگر بخواهیم به اسرائیل و نقش او در این منطقه نگاه کنیم- که راستی شما سوریه را مطرح کردید، بگویم که اسرائیل در بحران کنونی سوریه تقریباً هیچ نقشی را بازی نکرده است. به جز یک نقش غایبانه؛ به این مفهوم که حاضر نشده در این بحران سوریه شرکت بکند. از طرف دیگر، بسیاری از مفسران و نویسندگان هوادار اسرائیل از آغاز این بحران سوریه، سعی کردند اسرائیل را از این موضوع دور نگهدارند.

بحران سوریه چیزی نیست که دیروز یا پریروز بوجود آمده باشد. اولین شورش در سوریه در سال 1924 میلادی شد که با کشتارهای بسیار زیاد همراه بود و در آن وقت، اسرائیل وجود نداشت. پس از آنکه سوریه بعد از جنگ جهانی دوم استقلال خود را به دست آورد که باز هم هنوز اسرائیل استقلالش را اعلام نکرده بود، سوریه وارد یک بحران درونی شد که باعث شد 17 کودتای نظامی موفق و یا ناموفق داشته باشد. در دوران ریاست جمهوری سامی الحناوی بسیاری کشته شدند؛ در دوران حسنی الزعیم بسیاری کشته شدند؛ در دوران آقای ادیب شیشکلی بسیاری کشته شدند؛ و البته یک دوران سه ساله ای سوریه رفت و جزو مصر شد و در دوران ریاست جمهوری شکری القوتلی بر سوریه با جمال عبدالناصر جمهوری متحد عربی را بوجود آورد که مصری ها به صورت یک مستعمره از آن استفاده می کردند و سال 1961 جدا شد. در دوران محمد امین الحافظ و بعد در دوران حافظ  اسد، بدستور او 20 هزار نفر در شهر حماه سوریه کشته شدند. یعنی می دانید، می خواهم بگویم که تمام این تشنج ها و بحران ها مربوط  به خود سوریه است نه مربوط  به اسرائیل یا به ایران یا به روسیه یا به آمریکا یا هر عامل دیگر.

علل بحران سوریه به نظر من سه تا است: علت اولش این است که سوریه ای که تشکیل شد دور و حول یک ارتش تشکیل شد. یک ارتشی که فرانسوی ها درست کرده بودند و یک ارتش استعماری بود که بعد از اخراج ملک فیصل از سوریه که بعد رفت و پادشاه عراق شد، و فرانسوی ها که خود جمهوری بودند خواستند یک جمهوری درست بکنند و این جمهوری را دور و حول یک نیروی نظامی که برای خودشان کار می کرد، درست کردند. این نیروی نظامی اساساً از اقلیت های مذهبی تشکیل شده بود. استعمارگران در خیلی جاها از اقلیت های مذهبی برای امور نظامی استفاده می کردند. برای مثال انگلیسی ها در هند از سیک ها و مسلمانان استفاده می کردند. در سوریه هم فرانسوی ها از دروزی ها و نصیریه ای ها که بعداً اسمشان را عوض کردند و شدند علوی استفاده می کردند.

بنا براین، وقتی دولت سوریه تشکیل شد، این دولت، نماینده اکثریت مردم سوریه که 75 تا 80 درصدشان سنی مسلمان بودند، نبود در حالیکه سنی ها قدرت اقتصادی و فرهنگی همه اینها را داشتند ولی قدرت حکومتی را نداشتند. بعد مسیحیان سوریه هم که از نظر فرهنگی خیلی پیشرفته بودند فکر کردند برای آنکه از این هچل اسلام و از اکثریت مسلمان سنی بیرون بیاییم، بهترین کار این است که برویم دنبال ناسیونالیسم و پان عربیسم، و این طور شد که حزب بعث را درست کردند. حزب بعث در سوریه زاده شد و حرفش این بود که اختلافات مذهبی مان را کنار بگذاریم و برویم دنبال وحدت اعراب، یا به قول خودشان: از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس، که همه اعراب متحد بشوند، که باز می بینیم یک راهی بود که هویت واقعی سوریه را نادیده می گرفت. این اشکال دوم سوریه.

اشکال سومی که در سوریه وجود داشت این بود که خودش را درگیر جنگ سرد کرد. یعنی از یک طرف به اتحاد شوروی نزدیک شد - بدون آنکه با آن قرارداد نظامی امضا بکند - و از طرف دیگر، با ایالات متحده آمریکا در تماس بود و در منطقه هم دو دوزه بازی می کرد؛ یک مدتی با مصر، مدتی با عربستان سعودی، مدتی با ایران و غیره، که باز موفق نشد هویتی برای خود بوجود بیاورد. سرانجام در این آخرین مرحله آقای بشار الاسد، یعنی اسد جونیور، به تشویق بریتانیا، آمریکا و غیره، یک سلسله اصلاحات اجتماعی و اقتصادی را شروع کرد ولی نمی دانست که اگر یک رژیم استبدادی به طرف اصلاحات نیم بند برود، بحران بوجود می آورد و این بحران بوجود آمد که الان با آن روبرو هستیم. حالا در این وسط ، بعضی ها که شما می گویید اسرائیل نقشی داشته، درست نیست. اسرائیل آخر چه نقشی داشته، و این را فراموش نکنیم که هم در جنگ 1967 میلادی و هم در جنگ 1973 میلادی اسرائیلی ها به سوریه پیام فرستادند و گفتند اگر شما در جنگ شرکت نکنید ما با شما کاری نداریم ولی در هر دو مورد سوریه شرکت کرد، که البته در هر دو جنگ هم بازنده شد. یعنی خود سوری ها، یا لااقل رهبران سوریه، مسئول وضعی هستند که بوجود آوردند و اگر این مسئولیت را نپذیرند هیچ وقت نمی توانند کشورشان را از این وضع تراژیک بیرون بیآورند.


منشه امیر: آقای طاهری، مطلب دیگری را می خواهم بگویم - و قول بدهید که نخندید - و آن این است که یک به اصطلاح روشنفکر ایرانی آمده و می گوید که داعش را اسرائیل بوجود آورد! من از او پرسیدم: چرا اسرائیل داعش را بوجود آورد؟، گفت دلیلش اینکه اسرائیل در هیچ یک از عملیات برای سرکوب داعش در سوریه شرکت ندارد و این نشان می دهد که داعش مال اسرائیل است.

امیر طاهری: اگر این درست باشد، خب، برای مثال، شورشیان چچن هم مال اسرائیل هستند، چون اسرائیل در سرکوبشان شرکت ندارد. شورشیان بلوچ هم که الان علیه پاکستان شورش کرده اند مال اسرائیل هستند! یعنی می دانید، واقعاً این حرف ها بچگانه است که اگر مغرضانه گفته شود، حقیقتاً باعث شرمساری است.

منشه امیر: نه، فردی که این ادعا را بیان می کرد، واقعاً مغرض نیست، دو سه بار هم به اسرائیل آمده و اسرائیل را هم می شناسد و در آلمان زندگی می کند و به اصطلاح آدم روشنفکری است.

امیر طاهری: ببینید، شما امتیازی که بر من دارید اینست که می دانید از چه کسی صحبت می کنید ولی من نمی دانم از چه فردی دارید صحبت می کنید. ولی به هر حال، این فرد اگر مغرض نباشد، حرف او در این باره کودکانه است یا مثلاً برای آنکه خود را در برابر جمهوری اسلامی ایران شیرین کنند فکر می کنند که حمله به اسرائیل ضرری ندارد. یادم هست در اوایل شروع انقلاب ایران، یکی از همکاران مان آمد و گفت: الان موقعش است که ما هم یک حملاتی به اسرائیل بکنیم، ضرری ندارد . متوجه هستید، یعنی همرنگ جماعت شدن و «شیک» شدن؛ یک ذره ضدیت با اسرائیل، یهود و صهیونیست و چرت و پرت هایی که می گویند عیبی ندارد. ولی واقعاً این یک بحث جدی نیست. بحث جدی این است که بیاییم و ببینیم اسرائیل الآن چه هست، یعنی موجودیت واقعی اسرائیل، سیاست های اسرائیل در هر زمینه ای چیست، اینها را مورد بررسی انتقادی قرار بدهیم، در آن نکات و مسائلی که با آن موافقیم موافقت کنیم و آنجا که با آن مخالفیم مخالفت کنیم. یعنی اسرائیل را به عنوان یک دولت عادی و یک کشور عادی تلقی بکنیم نه به عنوان یک سمبل نفرت، نماد کینه و سمبل توطئه گری! در غیر این صورت، انجام بحث منطقی غیر ممکن می شود و از این حرف ها زیاد زده خواهد شد.


منشه امیر: در مورد اسرائیل و ایران صحبت کردیم و گفتیم که می آیند و ادعا می کنند که اسرائیل و ایران با هم روابط  پنهانی دارند و نبرد حکومت ایران علیه اسرائیل در واقع یک جنگ زرگری است، و وقتی از آنها می پرسیم شما به چه دلیل این حرف را می زنید، می گویند اسرائیل در جنگ هشت ساله ایران با عراق به جمهوری اسلامی ایران اسلحه فروخت.

امیر طاهری: بله، در این مورد، چند دقیقه برای سخن گفتن از یک موضوع به این اهمیت کافی نیست. این موضوعی است که من خودم خیلی دقیق آن را تعقیب کرده ام و با بعضی بازیگرانش آشنا هستم. جریان کمک اسرائیل به ایران در جریان جنگ ایران وعراق صحت دارد ولی این به خاطر دولت رونالد ریگان بود که با ایران تماس گرفته بود که گروگان های آمریکایی در لبنان آزاد شوند و در عوض، ایالات متحده تعدادی موشک ضد تانک TOW  به ایران بدهد که جلوی تانک های صدام حسین را بگیرند. سئوال این بود که در این منطقه چه کسی می توانست این کار را برایشان ترتیب بدهد؟ اسرائیل که متحد اصلی آمریکا بود - و امیدوارم که به یاد داشته باشید که در یکی از بحث های قبلی مان گفتم اسرائیل خیلی در منطقه به آمریکا کمک کرده و در بسیاری موارد هم این نفرت و کینه ای که نسبت به اسرائیل وجود دارد ناشی از کینه و نفرتی است که که نسبت به بعضی از سیاست های آمریکا وجود داشته است. ولی به فرض این هم که اسرائیل سر خود بلند شده باشد و سلاح های آمریکایی را به ایران داده باشد که ایران جلوی پیشروی نیروهای صدام حسین را بگیرد، آیا این چیز بدی است؟ آیا این امتیاز و پوئن بدی برای اسرائیل است؟. آیا نمی شود گفت اسرائیل به ایران به عنوان یک ملت- کشور کمک کرده بود نه به عنوان رژیم خاصی که در آن موقع هم اصلاً معلوم نبود بتواند سر پا بماند یا نه! ولی در این زمینه هم خوشبختانه اسناد و مدارک خیلی زیاد است. کمیسیونی در سنای آمریکا به ریاست سناتور پاور Tower Commission تشکیل شد. گزارش این کمیسیون حدود 900 صفحه است که می توانید بخوانید و ببینید که واقعیت چه بوده است!


منشه امیر: در واقع، اسلحه ای که اسرائیل به ایران فروخت کمکی بود که اشغالگران بیگانه یعنی ارتش عراق را بتوانند از قصرشیرین و از جاهای دیگر ایران بیرون کنند، یعنی اقدام اسرائیل کمکی به ملت ایران و به سرزمین ایران بود.

امیر طاهری: بله، دوباره تاکید می کنم که این کمکی از سوی اسرائیل به ایران به عنوان یک ملت- کشور  بود، و در دو نبرد بسیار مهم، یکی نبرد «تنگه چزابه» و دیگری نبرد «حمید». این سلاح ها به ایران کمک کردند و در واقع از آن موقع پیشروی عراقی ها کند شد و بعد متوقف شد و ایران توانست ضد حمله خود را شروع کند. فراموش نکنیم که آن هم در زمانی بود که آقای خمینی ارتش ایران را تقریباً قلع و قمع کرده بود و ما در موقعیت ضعیفی قرار داشتیم. در آن شرایط  بود که اسرائیل این کمک را به ایران کرد.


منشه امیر: سپاسگزاریم آقای طاهری، ما پرسش های دیگری هم داریم که اجازه بدهید یکی از آنها را در بحث آینده با شما در میان بگذاریم.
 



تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر
هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

 
عکس از خبرگزاری «دویچه وله» بخش آلمانی
(هنگام تهیه گزارش این خبرگزاری از برنامه رادیواسرائیل)

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها، از فرنوش رام


هر شنبه در نیم ساعت سوم از برنامه رادیو اسرائیل
 


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

«رنگین کمان»؛ ویژه برنامه گزارش های فرهنگی و هنری

 

روزهای سه شنبه بعد از بخش مشروح اخبار



گیسو شاکری تاریخ موسیقی معاصر ایران را بررسی می کند



 هر دو هفته یک بار چهارشنبه ها در نیم ساعت سوم برنامه  رادیو اسرائیل

دکتر خسرو شهریاری کارشناس تئاتر تاریخ نمایش و صحنه در جهان و ایران را بررسی می کند



 هر دو هفته یک بار چهارشنبه ها در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «ایران و اسرائیل؛ دوستان باستانی در خاورمیانه»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب»، از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولت زیاد می توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است